قنفذ


آن گاه قنفذ را به همراه چند نفر فرستادند. آن ها به منزل علی(ع) رفتند و از حضرت اجازه ورود خواستند؛ امّا حضرت به آن ها اجازه ندادند. آن ها نزد ابوبکر و عمر برگشتند ، آن ها در مسجد نشسته بودند و مردم در اطراف آن ها بودند ، پس گفتند: او به ما اجازه نداد.

عمر گفت: بروید! اگر اجازه داد وارد شوید و گرنه بدون اجازۀ او وارد خانه شوید.

آن ها به منزل امیرالمؤمنین آمدند و اجازه خواستند ، فاطمۀ زهرا(س) به آن ها فرمود: بدون اجازه وارد خانۀ من نشوید ، آن گاه آنان برگشتند و قنفذ ملعون در آن جا ماند. آنان گفتند: فاطمه به ما چنین گفت و ما بدون اجازه وارد خانۀ او نشدیم.