مصداق عینی "ملاک حال فعلی افراد است"

شریعتمداری یا جلیلی متن سخنان روحانی را نوشت!

به گزارش 598، مشرف نوشت: در جلسه رسانه های اصلاح طلب که سه شنبه هفته گذشته برگزار شد، حاضران در جلسه به شدت نسبت به مواضع رئیس جمهور درباره حماسه 9 دی اعتراض کردند. برخی مدیران به کنایه می گفتند انگار متن سخنان آقای روحانی توسط حسین شریعتمداری و یا سعید جلیلی نوشته شده بود. 

یکی از حاضران در جلسه در پاسخ به این اعتراض ها گفته است:" شما فراموش کرده اید که روحانی در حاکمیت است و بیشترین حمایت از وی را تاکنون جریان رهبری و ارکان نظام و نیروهای انقلاب از او داشته اند. وی نه اعتقاد دارد و نه بنا دارد با حاکمیت درگیر شود." در روزهای اخیر جریان فتنه حملات سنگینی را علیه رئیس جمهور تدارک دیده اند. صادق زیبا کلام هم در نامه ای و در واکنش به مواضع روحانی با لحنی توهین آمیز نوشت: "حضرتعالى ناگریزانه و ناگزیر می‌بایست محض خالی نبودن عریضه هم که شده نظرى اظهار کنید."

پس از این ناکامی ها، در جلسات اخیر اصلاح طلبان مقرر شده است که دور تازه ای از فعال کردن خانواده زندانیان فتنه 88 را کلید بزنند. بر اساس این طرح مقرر شده است نامه ها و مصاحبه های منتسب به آنان تنظیم و در فضای رسانه های داخلی و خارجی با هدف فشارهای حقوق بشری منتشر شود.در این جلسه گفته شده پس از آن که توقعات حامیان خود را برای رفع حصر بالا بردیم و موفقیتی نداشتیم باید تحرک و فشار بیشتری را تدارک ببینیم تا حامیان خود را ناامید نکرده باشیم.

الله کرم: فتنه 88 کار خود جریان دوم خرداد بود

در مراسم سالگرد شهید پازوکی در بهشت زهرا سلام علیها مطرح شد؛
الله کرم: فتنه 88 کار خود جریان دوم خرداد بود

یک فرمانده دفاع مقدس با بیان اینکه کسی که معاون امنیت خاتمی بود و چند قتل را پشتیبانی کرده بود بعداً این اقدامات را به گردن چند بچه حزب اللهی انداخت گفت: بعد از آن نیز قتل‌های زنجیره‌ای اتفاق افتاد و فتنه از همان جا آغاز گشت.

به گزارش خبرنگار «نسیم»، مهمترین محورهای سخنان "حسین الله کرم" از جانبازان هشت سال دفاع مقدس که در مراسم سالگرد شهید پازوکی از شهدای تفحص در بهشت زهرا تهران سخن می‌گفت بدین شرح است: 

- اولین شهدای تفحص شده در دهه هفتاد به میان مردم آورده شدند و تاثیر آوردن این شهدا به میان مردم در فتنه 88 مشخص شد.

- حضرت آقا بارها فرموده‌اند؛ "شهدا مانند ستاره‌ها هستند که میتوان راه را با آنها یافت"..شهدا در فتنه 88 مانند ستارگان عمل کردند و مسیر را به مردم نشان دادند زیرا اگر تفحص‌گران شهدا، شهدای تفحص شده را نمی‌آوردندجریان 9 دی به وجود نمی‌آمد؛ پس باید گفت جریان 9 دی توسط شهدا رقم خورد.

- خیلی عجیب است که سران جبهه دوم خرداد، تعدادی بچه بسیجی را که در فرودگاه تجمع می‌کنند را انگ ترور می‌زنند و نمی‌دانند که خودشان آلت دست صهیونیست و آمریکایی‌ها هستند.

- کسی که معاون امنیت خاتمی بود و چند قتل را پشتیبانی کرده بود بعداً این اقدامات را به گردن چند بچه حزب اللهی انداخت که بعد از ان نیز قتل‌های زنجیره‌ای اتفاق افتاد و فتنه از همان جا آغاز گشت.

- یکی از اهداف ایجاد فتنه 88 این بود که نیروی انتظامی، بسیج و سپاه از بین برود و جمهوری اسلامی کم کم تضعیف و جای خود را به آنها بدهد.

- دانشجو هیچ وقت برای اعتراض به خیابان نمی‌آید و اغتشاش و شلوغی راه نمی‌اندازد؛ فتنه 88 کار خود جریان دوم خرداد بود.

- در این فتنه خیلی از بزرگان انقلاب فدا شدند! مگر کسی باورش می‌شد موسوی که مدافع انقلاب بود با یک ادعا مملکت را به هم بزند؟ مگر کسی باورش می‌شد کسی که روزی رئیس مجلس بوده است ادعا کند که در زندان های کشور به زندانیان تجاوز می‌شود؟.

- شهید پازوکی جانباز 60 درصد بود و 8 گلوله در عملیات والفجر خورده بود و دیگر تکلیفی برای حضور در جنگ نداشت ولی برای عشق آمده بود.

- امروز ما در یک پیچ تاریخی هستیم و باید بتوانیم از این پیچ تاریخی عبور کنیم تا پرچم اسلام را در افق به اهتزاز در آوریم و برای این کار به 4 مقاومت احتیاج داریم؛ "مقاومت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دفاعی" که مقاومت فرهنگی در حفظ ارزش‌ها خلاصه می‌شود و مهمترین ارزشی که شهدا در این حوزه به آن اعتقاد داشتند حجاب بوده است.

- رهبر به دولت اجازه داد که با آمریکا مذاکره کند اما وقتی رییس جمهور بولیوی می‌گوید اوباما باید محاکمه شود، ما چه کردیم؟ خوب بود که این مذاکره اتفاق افتاد اما تماس تلفنی غلط بود و حاصل 34 سال مبارزه با یک تلفن به باد رفت! ما باید از اتفاقاتی که بعد از تماس تلفنی افتاد درس بگیریم!

فیلمی از تحریکات انصاری در فتنه ۸۸

فیلمی از مجید انصاری معاون پارلمانی رئیس جمهور در تجمع غیرقانونی 25 خرداد 88 منتشر شده که وی در این روز از تخلفات در انتخابات حرف می زند و به تحریک احساسات مردم پرداخته است.
به گزارش بولتن نیوز، مجید انصاری از اعضای مجمع روحانیون مبارز است که در فتنه سال ۱۳۸۸ نقش آفرین بوده و حتی در تجمعات غیر قانونی آن سال هم شرکت می کرد.
 
انصاری دیروز با حکم رئیس جمهور معاون پارلمانی رئیس جمهور منصوب شد.
 
این انتصاب واکنش منفی نمایندگان را در پی داشت و نمایندگان مخالف این انتصاب هستند.
 
اما همزمان فیلمی از وی منتشر شده که نشان می دهد وی در فتنه ۸۸ نقش فعالی داشت.
 
این فیلم که نشان می دهد وی در ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۸ در میان سبزهای طرفدار موسوی در میدان آزادی به تحریک مردم می پردازد و با صدای بلند می گوید: هم اکنون آقای موسوی و سید محمد خاتمی در داخل جمعیت است و جمعیت اینقدر زیاد است که آنها نمی توانند بیایند.
 
انصاری در پاسخ به سوالات برخی افراد که از حضور سید محمد خاتمی و موسوی سوال می کنند، می گوید: آقای خاتمی و موسوی هر دو در داخل جمعیت هستند.
 
انصاری در ادامه این فیلم خطاب به تجمع کنندگان غیر قانونی می گوید: ما با همه توان ایستاده ایم و پرونده ای کامل از تخلفات را آماده کردیم که آنرا تحویل شورای نگهبان دادیم. ما و محتشمی پور پیگیر هستیم و تا آخر هم ایستاده ایم.
 
انصاری تاکید می کند که هم آقای موسوی و هم ما تا آخر ایستاده ایم تا انشاالله حق شما را بگیریم.
 
محتشمی پور که در آن زمان خود در فتنه نقش داشت بعنوان رئیس ستاد صیانت از آرای موسوی بود.
 
 

اظهارات توفیقی در تحصن سال 88 مسجد دانشگاه تهران

برخورد با «متمردین ۸۸» را نباید با عفو مشرکین مکه مقایسه کرد

حجت‌الاسلام پناهیان:
برخورد با «متمردین ۸۸» را نباید با عفو مشرکین مکه مقایسه کرد

مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت:
نحوه برخورد با متمردین سال 88 را با برخورد پیامبر و امیرالمؤمنین با «مؤمنینِ متمرد» باید مقایسه کرد، نه با «عفو» مشرکین مکه توسط پیامبر.

 

 

 

 

ادامه نوشته

نتایج رای اعتماد نمایندگان مجلس به کابینه یازدهم:

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه 598، با پایان پذیرفتن روزهای پرکار مجلس شورای اسلامی در بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی کابینه دولت حجت الاسلام حسن روحانی دقایقی پیش نتایج رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به وزرای پیشنهادی مشخص گردید.

بر این اساس، نتیجه رای اعتماد به وزرا از میان 284 رای ماخوذه، به شرح ذیل است:

ردیف نام وزارتخانه آراء موافق آراء مخالف آراء ممتنع وضعیت
1 محمد علی نجفی آموزش و پرورش 142 133 9 _
2 محمود واعظی ارتباطات و فناوری اطلاعات 218 45 20 وزیر
3 سید محمود علوی اطلاعات 227 38 18 وزیر
4 علی طیب‌نیا اقتصاد و امور دارایی 274 7 3 وزیر
5 محمد جواد ظریف امور خارجه 232 36 13 وزیر
6 سید حسن قاضی زاده هاشمی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی 260 18 6 وزیر
7 علی ربیعی تعاون، کار و رفاه اجتماعی 163 100 21 وزیر
8 محمود حجتی جهاد کشاورزی 177 81 26 وزیر
9 مصطفی پورمحمدی دادگستری 201 64 19 وزیر
10 حسین دهقان دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح 269 10 5 وزیر
11 عباس آخوندی راه و شهرسازی 159 107 18 وزیر
12 محمدرضا نعمت زاده صنعت، معدن و تجارت 199 60 24 وزیر
13 جعفر میلی منفرد علوم تحقیقات و فناوری 105 162 15 _
14 علی جنتی فرهنگ و ارشاد اسلامی 234 36 12 وزیر
15 عبدالرضا رحمانی فضلی کشور 256 19 9 وزیر
16 بیژن نامدار زنگنه نفت 166 104 13 وزیر
17 حمید چیت چیان نیرو 272 7 5 وزیر
18 مسعود سلطانی فر ورزش و جوانان 117 148 18 _

امضای نجفی روی کارت سوخت فتنه+سند

باید از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش که در نطق امروز خود گفت بنزین فتنه نبوده‌ام بلکه آبی بر آتش فتنه بوده‌ام پرسید که آیا مسالمت آمیز خواندن اغتشاش‌ها و راهپیمایی‌های غیرقانونی، آبی است بر آتش فتنه؟

                     خبرگزاری فارس: امضای نجفی روی کارت سوخت فتنه+سند

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس،‌ سایت مشرق نوشت: وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش بعد از ارائه نظرات و برنامه های خود برای اداره وزارتخانه آموزش و پرورش به انتقادات و شبهات مطرح شده توسط مخالفین در خصوص عملکرد نامناسب وی در سیاست اینگونه واکنش نشان داد: متأسفانه مخالفان، بحث را جای دیگری بردند و مسائل سیاسی را مطرح کردند.

واکنش نجفی به انتقادات نمایندگان به گونه ای عنوان شد که گویا بررسی عملکرد وی در حوزه سیاسی در کشور چندان اهمیت ندارد و نباید در فرایند رأی اعتماد به وزیر پیشنهادی به آن پرداخت.

توضیحات محمدعلی نجفی در مورد عملکرد خود در آشوب‌های سال 88 به آنجا ختم شد که وی در دفاع از خود عنوان کرد یک شاهد پیدا کنید که من در راهپیمایی شرکت کرده‌ام.

وی در ادامه می‌گوید: من قبل از نماز جمعه 29 خرداد هم مطیع بودم. می‌گویند مردم را تحریک کردی که در راهپیمایی‌ها شرکت کنند. من این کار را نکردم و مثل آقای مطهری هم معتقدم تا قبل از 29 خرداد هر کس در راهپیمایی شرکت می‌کرد خلاف قانون نبود.

این اظهارات محمدعلی نجفی در حالی است که امضا و مهر تأیید وی بر نامه‌ها و گفت‌وگوهایی دیده می‌شود که تنها اتهامات ثابت‌نشده نسبت به نظام در آنها دیده می‌شود.

نجفی در دفاع از خود گفته است که من قبل از نماز جمعه 29 خرداد هم مطیع بودم و شما یک شاهد پیدا کنید که من در راهپیمایی شرکت کرده‌ام.اما به این موضوع اشاره نکرده است که چرا روز شنبه 3 مردادماه 1388 یعنی دوماه پس از بیانات شفاف مقام معظم رهبری در نماز جمعه 29 خرداد، زیر نامه‌ای را امضا کرده است که تظاهرات کنندگان و اغتشاش گران را مردانی شجاع و خداجو نامیده است.

امضا و تأیید آقای نجفی زیر نامه ای که در مردادماه 88 به صورت سرگشاده به مراجع عظام تقلید نوشته شده است با تأکید بر مسالمت‌آمیز بودن راهپیمایی‌ها و تظاهرات‌های خیابانی آمده است که دستگاه‌های امنیتی مصرانه در پی اثبات فرضیه‌های خیال‌پردازانه و سراپا اشتباه خود برای معرفی فعالان به عنوان عوامل وابسته به بیگانه و محرکان انقلاب مخملی هستند و از همین رو به شیوه‌های غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی اعتراف‌گیری توسل جسته‌اند. دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی و بویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعتراف‌های نمایشی، سعی در اثبات این‌گونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد.

برای دیدن متن نامه -اینجا- را کلیک کنید

باید از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش که در نطق امروز در دفاع از عملکرد خود گفت آبی بر آتش فتنه بوده‌ام پرسید که آیا مسالمت‌آمیز خواندن اغتشاش‌ها و راهپیمایی‌های غیر قانونی آبی است بر آتش فتنه؟ و یا اینکه خیال پردازانه و سراپا اشتباه خواندن گزارشات دستگاه‌های مسئول در امنیت کشور چنین تلقی ایجاد می‌کند و آبی است بر آتش فتنه؟

وی همچنین در واکنش به اتهامی که در سال 88 مبنی بر آزار جنسی معترضان به نظام توسط مهدی کروبی وارد شد و جنجال فراوانی را در رسانه‌های بیگانه علیه نظام جمهوری اسلامی به پا کرد، این‌گونه عنوان کرده است که : اقدام کروبی هم شجاعانه و هم خداترسانه بود!

وی همچنین در ادامه توضیحات خود پیرامون اقدامات خداترسانه کروبی و اتهاماتی که علیه نظام وارد کرد اینچنین می‌گوید: ما به عنوان کسانی که دل‌مان به حال نظام می‌سوزد امیدواریم این وقایع با بررسی جامع و بی طرفانه حل شود.

حال با توجه به سخنان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش مبنی بر اینکه شاهد پیدا کنید که من در راهپیمایی شرکت کرده‌ام باید گفت شاهد این مدعا نامه‌هایی است که در آنها اتهامات بی‌پایه و اساس علیه نظام جمهوری اسلامی زده شده است و امضای شما زیر آنها دیده می‌شود.

جای سؤال از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش است که با توجه به سخنان خودشان مبنی بر اینکه ما در تمام مدت تلاش کردیم آب بر آتش فتنه بریزیم چه توجیهی در خصوص نامه‌ها و گفت‌وگوهای منتشر شده‌ای دارند که در آنها اتهامات بی پایه و اساس به نظام وارد شده است.

آقای نجفی در کجا آمده بگوید فتنه و دروغ بزرگ تقلب اشتباه بوده است؟ آقای نجفی در کجا آمده بگوید اقدام خداترسانه و شجاعانه کروبی فتنه‌گر دروغ و تهمت به نظام بوده است؟ آقای نجفی در کجا آمده بگویند شایعه تجاوز دروغ بوده است و کروبی را تشویق به عذرخواهی کند؟

نجفی چرا چند ماه پس از بیانات فصل‌الخطاب مقام معظم رهبری در تاریخ 29 خرداد، بیانیه‌ای پر از اتهام، تهمت و افترا علیه نظام اسلامی را امضا و تأیید می‌کند؟ چرا آقای نجفی چهار سال بعد از فتنه 88 از امضای بیانیه معاندان و ضدانقلاب عذرخواهی نکرده است.

نیاز به این نیست که کسی در راهپیمایی‌های فتنه شرکت کرده باشد؛ امضای بیانیه و حمایت از کروبی نشانه‌گر آن است که وزیر پیشنهادی، با امضای بیانیه و نامه سرگشاده، از فتنه‌گران حمایت کرده و در عین حال، تصور این را دارد که آبی بر فتنه بوده است؛ نامه و بیانیه‌ای که یکی از اصلی‌ترین بنزین‌های فتنه در مرداد 88 شد.

متن کامل نطق محمد علی نجفی در دفاع از خود را می توانید اینجا بخوانید

بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازی

موافقان و مخالفان وزیر پیشنهادی آموزش ‌و پرورش چه گفتند؟

حتما به ادامه مطلب برید

بخوندنش می ارزه

* امیرآبادی: نجفی یک روز هم معلم نبوده/
او مخالف نام‌گذاری حتی یک میدان به نام ۹ دی بود.

* زاکانی: خانه‌‌گردی تحریک‌آمیز نجفی در ایام فتنه/
ماجرای نامه دفاع از کروبی چه بود؟

* عثمانی: آموزش و پرورش از انرژی هسته‌ای مهم‌تر است/
کمک به نجفی یاری به نظام است.

* زارعی: تصویب قانون شورای آموزش و پرورش از شاهکارهای مدیریتی نجفی بود.

* لاهوتی: نجفی طبق مصوبه شورای شهر از خانواده‌های فتنه بازدید کرد.

ادامه نوشته

محاصره اقتصادی، راهکار مشرکان برای جلوگیری از گسترش اسلام

استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: صبر و مقاومت در مسیر حفظ ایمان در عصر کنونی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و لازم است مؤمنان به این امر توجه داشته باشند.



آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی، استاد اخلاق حوزه علمیه چهارشنبه شب در جلسه اخلاق خود که در دفتر مقام معظم رهبری در قم(حسینیه حضرت امام خمینی) برگزار شد، با
اشاره به آزاری که ابوجهل و افراد او نسبت به حضرت محمد(ص)
روا می‌داشتند، گفت: با این حال روزی که جبرئیل و چند فرشته
دیگر از ایشان خواستند دشمنانشان را نابود سازند حضرت فرمودند
من رحمة للعالمین هستم و نمی‌خواهم به واسطه من آنها
را عذاب کنید.

شیوه هدایت پیامبر اکرم(ص) بر خوش‌رفتاری و مهربانی استوار بود
 
وی افزود: شیوه هدایت پیامبر اکرم(ص) بر خوش‌رفتاری و مهربانی استوار بود به همین دلیل تعداد کسانی که به ایشان ایمان می‌آوردند بیشتر شد و مشرکان هم تصمیم به اذیت و شکنجه آنها گرفتند.
 
استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به اعزام دسته‌ای از مسلمانان به فرماندهی جعفر بن ابیطالب(ع) از سوی پیامبر اکرم(ص) به حبشه برای نجات از دست آزارهای قریش خاطرنشان کرد: زندگی آرام مسلمانان در این کشور، مسترد نکردن آنها به فرستادگان مشرکان از سوی نجاشی، پادشاه حبشه و مجموعه این مسائل سبب شد قریش به شدت عصبانی شوند.
 
محاصره اقتصادی، راهکار مشرکان برای جلوگیری از گسترش اسلام
 
وی ادامه داد: قریش در مواقع حساس و خطرناک جلساتی را تشکیل می‌دادند تا راه چاره‌ای پیدا کنند به همین دلیل پس از احساس خطر از سوی پیامبر اکرم(ص) و اسلام هم تشکیل جلسه داده و نامه‌ای را مبنی بر به شهادت رساندن حضرت محمد(ص) به امضا رساندند و در خانه کعبه آویزان کردند.
 
آیت‌الله مصباح یزدی حمایت‌های همه‌جانبه ابوطالب(ع) از پیامبر اکرم(ص) را مورد توجه قرار داد و افزود: زمانی که مشرکان از همه راه‌ها ناامید شدند محاصره اقتصادی را در دستور کار قرار دادند و مسلمانان هم مجبور شدند در شعب ابیطالب(ع) بمانند و فقط در دو ماه ذی الحجه و رجب اجازه داشتند از آنجا خارج شوند چون تعرض در این دو ماه به دیگران ممنوع بود.
 
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به استفاده پیامبر و سایر مسلمانان برای تبلیغ طی این دو ماه اظهار داشت: سرانجام حضرت محمد(ص) با چند نفر از اهالی مدینه آشنا و مقدمات هجرت ایشان به این شهر فراهم شد.
 
وی تصریح کرد: پیامبر اعظم(ص) همواره به مسلمانان تأکید می‌فرمود که باید در مسیر حفظ ایمانشان صبر و استقامت داشته باشند تا مشخص شود هر کس تا چه میزان برای مقابله با سختی‌ها آمادگی دارد و آنگاه از حمایت‌های ویژه خداوند برخوردار خواهند شد.
 
برخی خود را طلبکار خداوند می‌دانند
 
آیت‌الله مصباح یزدی اشتباه بسیاری از مؤمنان مبنی بر طلبکار بودن از خداوند را مورد توجه قرار داد و بیان داشت: این دسته از افراد گمان می‌کنند می‌توانند بر سر خداوند منت بگذارند که ایمان آورده‌اند و خدا هم باید در مقابل این امر همه مشکلات مادی و معنوی‌شان را حل کند.
 
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری گفت: عزت امروز مردم ایران به برکت اسلام، رهبری امام خمینی(ره) و خون شهداست و باید روز به روز تواضع و شکرگزاری ملت هم بیشتر شود و مردم خود را به همه ولی‌نعمتان خود بدهکار بدانند.
 
وی ادامه داد: هرچند افراد ضعیف‌الایمان تصورات آنچنانی هم دارند و این مطالب را بیان هم می‌کنند و به عنوان مثال ممکن است شیطان گروهی را فریب دهد و آنها بگویند ما هشت سال در جبهه بوده‌ایم و امروز باید ثمرات آن را ببینیم.
 
اهل ایمان نباید انتظار داشته باشند به آسانی وارد بهشت شوند
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان این‌که اهل ایمان نباید انتظار داشته باشند به آسانی وارد بهشت بشوند ابراز کرد: حضرت محمد(ص) هم در حدیثی خطاب به مؤمنان فرموده‌اند هر مشکلی که بنی‌اسرائیل دچار آن شدند شما هم به همان راه خواهید رفت؛ حقیقت این است که امید به رحمت الهی زمانی اوج پیدا می‌کند که سختی‌ها هم فزونی یافته باشند.
 
زندگی انسان‌ها، فهم و درک آنها و نیز سرعت گمراهی فشرده‌تر شده است
 
وی در ادامه خاطرنشان کرد: عمر انسان‌ها و نیز مشکلات و سختی‌های آنها هم در عصر کنونی فشرده شده و در مقابل نعمت‌ها هم بیشتر در اختیار مردم قرار می‌گیرند و رسانه‌ها سبب شده‌اند بدون این‌که با دیگران روبرو شویم بتوانیم بر آنها تأثیر بگذاریم و مؤمنان باید از این ابزارها استفاده صحیح داشته باشند.
 
نماینده مجلس خبرگان رهبری با اشاره به افزایش سرعت گمراه شدن مردم در شرایط کنونی گفت: قبلا سال‌ها طول می‌کشید تا بتوان مردمی را به گمراهی کشاند اما امروز یک فیلم یا مقاله می‌تواند تأثیر بسزایی در تغییر عقاید دیگران داشته باشد؛ صبر و مقاومت در مسیر حفظ ایمان در عصر کنونی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و لازم است مؤمنان به این امر توجه داشته باشند.

ربّنا خوانی حنجره ی باتقوا می خواهد


به گزارش پایگاه 598، موزون در وبلاگ شنود نوشت:

 کمال الدین پیرموذن نماینده مردم مومن و شریف اردبیل در مجلس شورای اسلامی در اظهاراتی شاذ از م.ش درخواست کرد که تا به صداوسیما اجازه دهد که صدایش را در ماه مبارک رمضان پخش کند.

با توجه به تحرکات و مواضع ضددینی و علنی چهارسال گذشته ی م.ش در رسانه های دشمنان غدار غربی، این سخن پیرموذن از سوی متدینین (و حتی وطندوستان واقعی) ایران توهینی سنگین و مستقیم به ساحت رسانه ملی و مردم محسوب شده که شاید از سوی اداره کل حقوقی صداوسیمای جمهوری اسلامی و یا برخی نهادهای فرهنگی دیگر نیز جای طرح دعوی قضایی داشته باشد .

از آنجا که این اظهارات نازل، فاقد ارزش پردازش در این وبلاگ است پاسخ مبسوط بدان داده نخواهد شد.

در عوض پیشنهاد می گردد تا آقای پیرموذن هر چه سریعتر از محضر پروردگاری که صاحب اصلی ربناست برای چنین سخنی توبه و استغفار کند.

لذا این قلم برای کمک به قوه ی تحلیلِ آقای پیرموذن، دو محتوای نامتجانس نوشتاری و تصویری را در هم  رَج زنی می کند تا ایشان بداند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.

بداند که شأن ربنا چیست؟

م.ش کیست؟

و صداوسیما کجاست؟



رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً إِنَّک أَنتَ الْوَهَّابُ






ترجمه فارسی:

بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشنده بی عوض و منت.

***

إِنَّهُ کانَ فَرِیقٌ مِّنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ




ترجمه فارسی:

زیرا شمایید که چون طایفه ای از بندگان صالح من روی به من آورده و عرض می کردند بارالها ما به تو ایمان آوردیم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی.


***


إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا


ترجمه فارسی:

آنگاه‌ که آن جوانان کهف (از بیم دشمن) در غار کوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت کردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما و بر ما وسیله رشد و هدایتی کامل مهیا ساز.

***



وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ



ترجمه فارسی:

چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند از خدا خواستند که بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما.

***


نکته تاسف بار در مورد مواضع آقای کمال الدین پیرموذن اینجاست که وی در اسفندماه 91 در اخطاری به رئیس جمهور می گوید :  در شب رحلت حضرت فاطمه معصومه (س) با حضور رئیس جمهور در سومین اجلاس وحدت و انسجام ملی در جنوب کشور، حرکات زشت و موسیقی تندی پخش شده که موجب ناراحتی جوانان متعهد شده است.وی افزود: از باب تذکر و امر به معروف به همه به خصوص رئیس جمهور این شعر را قرائت می کنم که «چوب در آب فرو نرود، حکمتی است، عارش آید به فرو بردن حکمت خویش.» همه ما باید پایبند حکمت علوی باشیم.

دغدغه های پیرموذن در آن اخطار کذایی با رنگ قرمز مشخص شده تا شما خوانندگان محترم بهتر قضاوت کنید که چگونه این نماینده ی مجلس شورای اسلامی ایران در استانداردی دوگانه نسبت به رعایت وحدت، انسجام ملی، تعهد و حکمت علوی به رئیس جمهور تذکر می دهد اما در شرایط امروزی که به تصور خویش فرصتی برای احیای سربازان میدانی فتنه فراهم شده، کسی را دعوت به دادن اجازه به رسانه ملی می کند که پیش چشم جهانیان هم حکمت و فقه 1400 ساله ی شیعه ی علوی را زیر سوال برد هم خلاف وحدت و انسجام ملی با رسانه های بیگانه همآغوش شد.

ائتلاف چپ، راست، کارگزار و خدمتگزار علیه یک جریان انقلابی!

توسل حامیان شهردارتهران، به شیوه انحرافی‌ها، هاشمی و اصلاح‌طلبان برای تخریب علامه مصباح/

ائتلاف چپ، راست، کارگزار و خدمتگزار علیه یک جریان انقلابی!


بعد از شهادت شهید بهشتی هم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در گفت‌وگویی با روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص رابطه شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح بیان کردند: «ایشان (شهید بهشتی) خیلی از آقای مصباح خوشش می آمد و تصریح می کرد که من از این آقای مصباح و امثال او خوشم می آید. از آدم های آرام و ملایم و تودار خوشش می آمد.»
598: رسانه‎های حامی شهردار تهران، در ادامه روند تخریب شخصیت آیت الله مصباح یزدی، پس از مشخص شدن ناکامی قالیباف در این انتخابات، این بار به استفاده از شیوه حامیان هاشمی رفسنجانی برای تخریب این عالم بزرگوار روی آورده و به صورت هماهنگ و همزمان اقدام به انتشار سخنانی تقطیع شده از شهید بهشتی درباره آیت الله مصباح یزدی کردند.

به گزارش رجانیوز، این در حالی است که در قسمت های حذف شده همین سخنرانی، شهید آیت‌الله بهشتی از دوستی نزدیک خود با آیت‌الله مصباح یزدی سخن می گوید و بعد از آن نیز از کسانی که می‌خواهند اختلاف برداشت های جزیی را به عنوان شکاف و اختلاف عمیق این دو بزرگوار تبلیغ کنند، به شدت انتقاد می‌نماید.

اما آنچه بیش از محتوای موجود در این متن جالب توجه است، روی آوردن رسانه های حامی شهردار تهران به شیوه هایی برای تخریب آیت الله مصباح یزدی است که پیش از این بارها از سوی رسانه ها و سایت های نزدیک به هاشمی رفسنجانی برای تخریب این بزرگوار به کار گرفته شده است.

این ماجرا زمانی جالب تر می شود که بدانیم علاوه بر جریان رسانه‏ای شهرداری تهران، هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان، برخی از وابستگان به جریان انحرافی نیز دقیقا با پرداختن به ماجرای نحوه تعامل علامه مصباح یزدی و دکتر شریعتی در مقام تخریب و تخطئه این عالم بزرگورا برآمده بودند. این در حالی است که این رسانه ها از تعابیر کاملا مشابهی که بیشتر ساخته و پرداخته جریان رسانه ای هاشمی رفسنجانی است برای خطاب قرار دادن جریانات اصلی انقلابی استفاده می کنند.

 

نکته جالب توجه در این میان، ائتلاف نانوشته این جریانات به ظاهر متضاد در عرصه سیاسی برای تقابل با جریان فکری، سیاسی و اعتقادی متاثر از علامه مصباح یزدی است که موضوعی قابل بحث و تدقیق است

با وجود اینکه رجانیوز پیش از این و در جریان حمله جریان انحرافی از همین محمل به علامه مصباح یزدی در سلسله مطالبی مفصل به بررسی نحوه تعامل این بزرگوار با جریان فکری مرحوم شریعتی پرداخته بود، اما به نظر می رسد در شرایط کنونی بازنشر این مطالب خالی از لطف نباشد. چنانکه در این گزارشات با استناد به اقوال و نظرات بزرگان حوزه درباره دکتر شریعتی، نحوه تعامل علامه بزرگوار مصباح یزدی با این جریان فکری، تعاملی معقول، عالمانه دوراندیشانه و البته محکم ارزیابی شده است.

هر چند گذر زمان و ظهور نتایج ترویج جریان فکری مذکور در میان بخشی از بدنه دانشجویی دهه پنجاه نیز خود را در دهه هشتاد نشان داده و جهت گیری صحیح علامه مصباح یزدی در تقابل با این جریان فکری را تایید کرد، به نحوی که از دل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان یکی از محمل‏های اصلی ترویج این خط فکری، نظریاتی صادر شد که از یک سو منجر به صدور حکم ارتداد برای دبیر کل این سازمان به اتهام تمسخر تقلید در فقه شیعه و از سوی دیگر صدور حکم عدم مشروعیت کل سازمان مذکور از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شده بود. و این نتایج با صرف نظر از ترورهای گروه فرقان از جمله ترور شهید مطهری و ترورهای سازمان مجاهدین خلق از جمله ترور شهید بزرگوار آیت الله بهشتی و 72 یار مظلوم ایشان بر همین محمل بوده است.

ماجرای انتقاد علامه مصباح یزدی از شریعتی چه بود!؟

همانگونه که رجانیوز در سلسله گزارشات مذکور اشاره کرده بود، ماجرا به انتقادات گسترده ای که حول محور سخنرانی های شریعتی شکل گرفت، مربوط می شود. آن زمان دامنه انتقادات به شریعتی و نیز حمایت ها از او به مدرسه حقانی هم کشیده شد. مدرسه حقانی با پیشنهاد شهید بهشتی و زیر نظر آیت‌الله گلپایگانی تأسیس شده بود و آیت‌الله مصباح یزدی هم از اساتید بنام این مدرسه و از اعضای هیئت مدیره آن به‌شمار می رفت.

در فضای آن روز، اظهارنظرهای موافقان و مخالفان شریعتی کوچه و بازار شهر را هم پر کرده بود و در میان چهره های مطرح و شخصیت ها هم واکنش هایی جدی وجود داشت. علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید صدر، شهید مفتح و آیت‌الله مصباح از منتقدین شریعتی و اندیشه او به شمار می آمدند. آنها معتقد بودند آنچه شریعتی با عنوان اسلام شناسی معرفی می کند، بازشناسی خامی است که ضررهایی را برای مشی درست دینی به همراه دارد.

البته در این میان، بعضا اختلاف نظرهایی هم میان منتقدان شریعتی به وجود می آمد. برخی، انتقاداتِ برخی دیگر را نمی پذیرفتند و بعضاً مباحثه ای علمی درمی گرفت. در این فضا بود که افرادی با جار و جنجال و برخورد متعصبانه کوشیدند تا اختلاف نظرهای اینگونه را به شکافی عمیق میان بزرگان تعبیر و از آن تصویر یک دعوای تمام عیار ارائه کنند. این فضا در مدرسه حقانی هم وجود داشت. طلاب مدرسه گاهی با عنوان حمایت و یا انتقاد از شریعتی و گاهی با عنوان حمایت از شهید بهشتی یا آیت‌الله مصباح به بحث می‌پرداختند.

این فضای مدرسه حقانی بود که آیت‌الله بهشتی را به واکنش واداشت تا ضمن تأکید بر همان بحث علمی، برخورد برخی طلاب مدرسه را به نقد بکشد. شهید بهشتی ضمن طرح این سوال که "چرا باید مسئله ای كه لااقل میان من و جناب آقای مصباح به صورت دو برداشت قابل طرح است، به این شكل درآید؟" از کسانی که در دو سویه میدان حاضر نبودند، حقیقت را بپذیرند و نیز کسانی که می کوشیدند تا از کاه، کوه بسازند، انتقاد کرد و آنان را یک مشت لجوج، پرخاشگر بی جا، متعصب و ولنگار توصیف کرد.

شهید بهشتی برای آنکه برخی مغرضانه یا ناخواسته در فهم سخنان او دچار اشتباه نشوند، تأکید کرد: «بحث من در اینجا، بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است.» او همچنین از بحث های دوستانه خود با آیت‌الله مصباح سخن گفت: «چون ما با ایشان دوستی هستیم که با هم صریح حرف می زنیم. همین حالا هم همین طور است. همین حالا هستم. دارم حرف می زنم، حرفی است که دوست با دوست می زند.»

دوستی شهید آیت‌الله بهشتی و آیت‌الله مصباح و همکاری های این دو سابقه ای دیرینه دارد. متن نامه های شهید بهشتی به آیت‌الله مصباح از هامبورگ و نیز تأکیدات مکرر او طی آن سال ها از این رابطه حکایت دارد. شهید بهشتی گاهی در نامه‌ها از آیت‌الله مصباح یزدی با عنوان "دانشمند" یاد می کند و گاهی او را "دوست عزیز" لقب می دهد. در یکی از نامه ها آمده است: «دوست عزیز! سلام بر شما و بر دوستان و رفقای یک‌دل... خیلی زودتر از این می خواستم برای شما نامه بنویسم، ولی در پی ساعت دِنجی بودم که بتوانم با آقای مصباح که "مصباحِ دوستان" است، با فکری فارغ گفتگو کنم و از اینگونه ساعت ها در این مدت کم بهره برده ام.»

علامه مصباح خود در این باره می گوید :

بنده بیش از چهل سال با مرحوم شهید آیت الله بهشتی ارتباط دوستانه خیلی بالاتر از حد دوستی متعارف داشتم و زمانیکه ایشان به هامبورگ رفتند باز مکاتبات و مراسلات ما ادامه داشت. دستخط های شهید بهشتی از هامبورگ الان محفوظ است این روابط گرم تا شهادت ایشان باقی ماند. همان سال های اول انقلاب هم در روزنامه ها آمد که مرحوم دکتر بهشتی می فرماید: من فلانی را دوست دارم و از اینطور آدم ها خوشم می آید.

آیت الله مصباح همچنین درباره اختلاف علمی با شهیدبهشتی درباره دکتر شریعتی می گوید:

... در طول این مدت، کمتر مسئله ای بود که ما اختلاف نظر داشته باشیم. شاید مثلا بر سر یک مسئله فلسفی یک وقت عرض کردم اختلاف نظری داشتیم که به حل نهایی نرسید و عیبی هم ندارد چون طبع مسائل فلسفی و نظری همین است. منتهی آقایانی که امروز پاسخی برای عرایض ما ندارند و مرحوم بهشتی را هم معلوم نیست خیلی قبول داشته باشند روی یک مسئله ای مانور می دهند مربوط به اختلاف برداشت بنده و ایشان از یک نوشته ای که به نظر من می رسید که لازمه آن نوشته انکار خاتمیت است و چند نفر از شاگران مشترک من و شهید بهشتی خدمت ایشان رفته و نظر خواسته بودند. ایشان فرموده بود که من یقین ندارم که نیت آن نویسنده چنین مطلبی باشد. آیا مرادتان از اختلاف نظر بنده و ایشان همین است؟ کسانی که ایشان و بنده را از نزدیک می شناسند می دانند یکی از صمیمانه ترین دوستی ها را ما دو نفر داشتیم.

بعد از شهادت شهید بهشتی هم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در گفت‌وگویی با روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص رابطه شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح بیان کردند: «ایشان (شهید بهشتی) خیلی از آقای مصباح خوشش می آمد و تصریح می کرد که من از این آقای مصباح و امثال او خوشم می آید. از آدم های آرام و ملایم و تودار خوشش می آمد.»

در واقع اين سایت خبری در اقدامی غیر حرفه ای کوشیده است تا با تحریف معنایی سخنان شهید بهشتی، شخصیتی متعصب، لجوج و پرخاشگر معرفی کند، از نگاه این بزرگوار دوستی نزدیک و شخصیتی آرام ، ملایم و تودار بوده است. سوالی که وجود دارد این است که آیا فضاسازی هایی از این دست مصداق واقعی همان انتقادات شهید بهشتی نیست؟

شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح یزدی در دبیرستان دین و دانش، هیئت های مؤتلفه، کارگروه تحقیقی درباره حکومت اسلامی و نیز در مدرسه حقانی همکاری نزدیکی با هم داشتند. در خصوص شریعتی البته بعضا اختلاف برداشت های میان شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید صدر از یک سو و علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح یزدی از سوی دیگر وجود داشت. به طور کاملا طبیعی برخی انتقادات شهید مطهری و آیت‌الله مصباح از شریعتی را شهید بهشتی قبول نداشت و بعضاً درصدد پاسخ به آنها برمی آمد و بحثی علمی در می گرفت.

شهید بهشتی در عین حال به کسانی که در مقابل انتقادات منطقی آیت‌الله مصباح موضع می گرفتند هم واکنش نشان می داد و می گفت: «مگر همین شما دوستان نبودید که من در اولین یا دومین دیدار به شما انتقاد کردم و گفتم چرا در برابر انتقاد منطقی جناب آقای مصباح از کارهای دکتر شریعتی، حساسیت بی‌جا نشان می دهید؟ مگر یادتان رفته؟»

شهید بهشتی البته چون برخی دیگران، منتقد شریعتی بود. او تأکید می کرد: «من مکرر گفته ام دکتر شریعتی بیش از آنکه یک اندیشمند باشد، شاعر است؛ روی قریحه حرف می زند، روی سینه حرف می زند، و این بزرگ‌ترین انحراف و خطای اوست.» آیت‌الله بهشتی با اشاره به سخنان شریعتی تصریح می کرد: «در این بازشناسی خامی های فراوانی دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحه‌ای و ذوقی اش بسیار کمتر است. من می دانم که او در این برداشت های سلیقه ای و ذوقی که می تواند با خطاها و اشتباهات و انحرافات همراه باشد، ضررها هم زده و یا می زند.»

شهید بهشتی البته معتقد بود شریعتی سودهایی هم برای انقلاب و اسلام داشته است و نباید او را کاملاً نفی کرد. علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح یزدی اما معتقد بودند آسیبی که شریعتی در آن برهه به اسلام می زند، قابل جبران نیست. عباراتی که شهید مطهری برای شریعتی در آن برهه تاریخی به کار می برد، گاه به تندی می گراید، در حالی که آیت‌الله مصباح حاضر به مناظره با شریعتی می شود، علامه طباطبایی حتی شریعتی را به حضور هم نمی پذیرد.

این همه در حالی بود که امام هم موضعی منفی نسبت به شریعتی داشت. وقتی سید حمید روحانی از امام درخصوص علت عدم استفاده از واژه "مرحوم" برای دکتر شریعتی در یکی از نامه هایشان سوال کرد و خطاب به امام گفت: "خوب بود اقلا یک کلمه مرحومی شما می نوشتید، اینکه تأییدی نمی شود"، امام فرمودند: «اگر او را مُسلِم می دانستم، می نوشتم!»

علی مطهری هم با ذکر خاطره ای این موضع امام در مورد شریعتی را تأیید می کند. او می گوید: «پدرم در منزل درباره مسائل اجتماعی و سیاسی و گروه ها و افراد مخالف خود صحبت نمی کردند، مگر اینکه سوال می کردیم. در این صورت هم به‌طور مختصر جواب می دادند. مثلا در باب مسئله دکتر شریعتی یک روز از ایشان در منزل سوال کردم نظر امام درباره دکتر شریعتی چیست؟ فرمودند نظر امام از نظر من تندتر است.»

در واقع علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح در آن دوره زمانی، قضاوتی مشترک درخصوص شریعتی داشتند. قضاوتی که با نگاه امام هم نزدیکی زیادی داشت. البته اختلاف نظرهایی هم بین برخی انقلابیون درخصوص نحوه مواجهه با شریعتی وجود داشت که شهید بهشتی همان زمان نسبت به سوء استفاده از این اختلاف نظرها هشدار می‌داد.

با این حال، وقتی عرصه رسانه به جای انعکاس حقایق به سیاسی کاری آلوده می شود و به بهانه تخریب آیت‌الله مصباح، سخنان شهید آیت‌الله بهشتی تحریف می شود و دستاوردهای علمی و عملی و شاگردان استاد انکار می شود، آن گاه دیگر انتظار صداقت از آن رسانه بیهوده است.

شاید مرور دوباره سخنان رهبر انقلاب در مورد آیت‌الله مصباح یزدی برای آنکه دریابیم در کدام جبهه قرار گرفته ایم، خالی از لطف نباشد: «این هجوم تبلیغاتی را که به شخصیت های برجسته، به انسان های والا و با اخلاق برجسته می کنند، اینها همه اش نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتا این شخصیت عزیز جزو شخصیت هایی است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند... حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است. دشمن آنجا را خوب می شناسد و به مقابله اش می آید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جوری برخورد کردند.»

رهبر معظم انقلاب در جریان سفر سال 89 به شهر قم نیز جملات قابل تاملی درباره موسسه پژوهشی امام خمینی که تحت نظر علامه مصباح و با شیوه تربیتی وی اداره می شود بیان کردند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با ابراز خرسندی فراوان از تلاشهای عمیق مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی افزودند: این مؤسسه خوب، جامع و كامل می تواند از لحاظ تلاش پیگیر، خستگی ناپذیر، خالصانه و عالمانه الگویی برای حوزه باشد.

ایشان با تجلیل از فضل و اخلاص و تقوای آیت الله مصباح یزدی وجود این كمالات را در مدیریت یك موسسه موجب افزایش بركات الهی خواندند و افزودند: خدمات و تلاشهای این مؤسسه، به شكل صحیح اطلاع رسانی شود.

هر چند پاسخ های جدلی و تاریخی به اینگونه حملات رسانه ای و سیاسی، قطعا در شرایط کنونی لازم به نظر می رسد، اما مهمتر از این پاسخ ها، توجه به این نکته مهم، یعنی اشتراک نظر جریانات به ظاهر متضادی همچون هاشمی رفسنجانی، انحرافی و جریان حامی شهردار تهران، با توسل به شیوه ای مشترک برای تقابل با علامه مصباح یزدی است، نکته ای که اهمیت و میزان تاثیر و جایگاه این جریان فکری، اعتقادی و سیاسی و گلوگاه مهمی که این جریان بر آن ایستاده است را بیش از پیش تبیین کرده و ناخواسته از این حقیقت پرده بر می دارد که این جریان سیاسی - اعتقادی، یکی از مهمترین و موثرترین جریانات سیاسی در آینده کشور خواهد بود.

انتشار خبري محرمانه در روزنامه سلام موتور التهاب‌ آفريني واقعه 18 تير 1378

به گزارش عصر امروز "نظام جمهوري اسلامي ايران" در طول تاريخ 34 ساله خود موانع و بحران‌هاي هولناكي را پشت سر گذاشته است كه اين بحران‌ها با تكيه بر اصل مترقي "ولايت فقيه" كه به مثابه ستون فقرات نظام اسلامي است، خنثي شده است. 

يكي از اين بحران‌ها واقعه 18 تير 1378 است كه معاندان نظام اسلامي در‌صدد بودند در لباس جنبش دانشجويي و با شعار مطالبات دانشجويان اصول اساسي نظام جمهوري اسلامي را مورد هدف قرار دهند.

توطئه فرهنگي مقدمه واقعه 18 تير 1378

با پيروزي "اصلاح‌طلبان" در انتخابات دوم خرداد 1376 و تاكيد سران اين جناح بر ايجاد فضاي باز فرهنگي و رسانه‌اي، تهاجم لگام گسيخته‌اي از سوي مدعيان آزادخواهي و روشنفكري كه همصدا با غرب پوپوليسم، نظام مردم سالار ديني را بر نمي‌تافتند، بر پيكره نظام جمهوري اسلامي وارد شد. 

اين مدعيان به اصطلاح آزادي خواه و روشنفكر كه مورد حمايت دولت وقت بودند، هنجار شكني خود را تا آنجايي پيش بردند كه نصايح دلسوزان نظام مبني بر شبيخون و تهاجم فرهنگي دشمن را توهم خواندند.

"نمايندگان پنجمين دوره مجلس شوراي اسلامي" در واكنش به آشفتگي اوضاع فرهنگي كشور و بي توجهي مسئولين دولتي به توصيه‌هاي مقام معظم رهبري، در تاريخ 11 ارديبهشت 1378 به استيضاح "مهاجراني" وزير وقت فرهنگ وارشاد اسلامي پرداختند اما با فشارهاي وارده و زد و بندهاي صورت گرفته، مهاجراني بار ديگر از مجلس راي اعتماد گرفت و اين بار با فراخي بازتر استراتژي فرهنگي دولت اصلاحات را دنبال كرد.  
 
مجلس پنجم در اوائل سال سوم دوره نمايندگي، با علم به اين واقعيت كه بخش مهمي از ناهنجاري‌هاي موجود، ناشي از نقاط ضعف و وجود نواقص فراوان در قانون مطبوعات مصوب 1364 است، تصميم به اصلاح آن گرفت، كه اين تصميم به بهانه تهديد آزادي مطبوعات و تعارض آن با اصول قانون اساسي، با مخالفت صريح وزير ارشاد به عنوان موضع رسمي دولت خاتمي روبرو شد.  

روزنامه سلام، موتور محرك التهاب آفريني/ انتشار يک خبر کاملا سري و محرمانه

مطبوعات زنجيره‌اي با به راه انداختن هياهو و جنجال، سعي در وادار نمودن مجلس به عقب نشيني از تصميم خود مبني بر اصلاح قانون مطبوعات داشتند، در همين راستا "روزنامه سلام" در اقدامي غير قانوني دست به انتشار يك خبر كاملاً سري و محرمانه زد كه اين امر بر شدت التهابات و هيجانات سياسي در كشور افزود. 
 
اين روزنامه، يك روز قبل از به بحث گذاشته شدن «طرح اصلاحيه قانون مطبوعات» در مجلس، يعني در تاريخ 15 تير 1378 يك نامه كاملاً سرّي و طبقه بندي شده را منتشر كرد كه در آن از طرح اصلاح قانون مطبوعات و ارتباط آن با سعيد امامي (اسلامي)، سخن به ميان رفته بود. اين روزنامه در تيتر نخست خود نوشته بود : «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است. » 

در پي اين اقدام، "وزارت اطلاعات" شكايتي را عليه روزنامه سلام تنظيم و آن را تسليم قوه قضاييه نمود، تا قوه قضاييه عاملين اين اقدام غير قانوني را مورد پيگرد و مجازات قرار دهد. 
 
دادگاه ويژه "روحانيت" نيز در پي اين شكايت، روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه بندي شده توقيف نمود البته در همان روز وزارت اطلاعات در پي فشارهاي سياسي حاميان دولت، ناچار به پس گرفتن شكايت خود شد. 

در عين حال هيچگاه محرمانه بودن اين نامه را انكار نكرد، بلكه بالعكس آقاي "يونسي" بارها پس از آن ماجرا بر محرمانه بودن نامه تأكيد كرده بود. 

وي چند ماه پس از انتشار نامه و توقيف روزنامه سلام، در مصاحبه‌اي با روزنامه انتخاب تصريح كرد: «روزنامه سلام مستندي را افشا كرد كه كار بسيار بدي بود. اين روزنامه سندي را منتشر كرد كه از اسناد قطعي وزارت اطلاعات بود. » 

يونسي چندي بعد در جمع خبرنگاران اين اقدام را سرقت اطلاعات خواند و گفت: «سندي كه روزنامه سلام چاپ كرد، در حقيقت يك نوع سرقت بود كه نبايد چنين كاري صورت مي گرفت» 

وزارت اطلاعات هر چند شكايت خود را پس گرفت، اما از نظر مقامات قضايي جمهوري اسلامي اين امر نمي‌توانست مانع از اقدام قوه قضاييه در مجازات دست اندركاران خاطي روزنامه سلام گردد، چرا كه اقدام مذكور، كاملاً غير قانوني بوده و مجرمانه تلقي مي‌شد. و طبيعتاً اولين واكنش آن هم چيزي جز توقيف موقت روزنامه سلام نمي‌توانست باشد. 

معاندان، دانشجويان را به بازي مي‌گيرند/ راهپيمايي غير قانوني دانشجويان

"دانشگاه تهران" كه مدت‌ها در اثر تحريكات عوامل افراطي، خصوصاً گروهك نهضت آزادي و نيز اتفاقات سياسي پياپي در تب و تاب به سر مي‌برد، پس از اطلاع از ماجراي توقيف روزنامه سلام و نيز با انگيزه مخالفت با تصويب كليات طرح اصلاح قانون "مطبوعات"، در شامگاه هفدهم تيرماه به صحنه تجمع‌هاي اعتراض آميز و درگيري‌هاي خشونت بار تبديل گرديد. 

"دفتر تحكيم وحدت" در روز پنجشنبه 17 تير 1378 بنا بر گزارش كميته تحقيق شوراي عالي امنيت ملي، يك ميتينگ اعتراض آميز را در دانشگاه تهران برگزار مي‌كند. پس از آن واقعه در ساعت 22:45 دقيقه حدود 150 نفر از دانشجويان اقدام به راهپيمايي غير قانوني كرده و سپس با تحريكات عده‌اي از عناصر افراطي از كوي دانشگاه خارج مي‌شوند و با سر دادن شعارهايي مراتب اعتراض خود را ابراز مي‌دارند. 
در همين حال "نيروهاي انتظامي" و پليس ضد شورش به دعوت "مسئولين دانشگاه" وارد منطقه مي‌شوند و با تذكرات پي در پي و دعوت از دانشجويان به حفظ آرامش، از آنها مي‌خواهند كه به داخل كوي دانشگاه بازگردند، اما اين تلاش‌ها هيچ نتيجه‌اي در بر نداشت. 

چندي بعد با ملحق شدن تعدادي از عناصر ضد انقلاب و فرصت‌طلب در خيابان‌هاي اطراف دانشگاه، فضا براي اعمال خرابكارانه و كاملاً خلاف قانون، نظير سلب آسايش مردم محل، تعرض به عابران و اشخاص در حال گذر، ضربه زدن به اموال عمومي و خصوصي و اهانت و هتاكي عليه مسئولين بلند پايه نظام فراهم مي‌شود. 


"پليس" نيز پس از تشديد اوضاع، با دريافت مجوز از وزير كشور، مبني بر لزوم برخورد با تحركات غير قانوني از جمله راهپيمايي‌هاي بدون مجوز دانشجويان كه به بروز آشوب انجاميد وارد عمل مي‌شود كه با مقاومت اغتشاشگران روبرو مي‌گردد. 

با تشديد درگيري‌ها و آشوب‌ها، پليس ضد شورش براي دستگيري تعدادي از آشوبگران و آزادي سه نفر از پرسنل خود كه توسط دانشجويان به گروگان گرفته شده بودند، وارد محوطه "كوي دانشگاه" مي‌شوند كه اين امر بر دامنه فاجعه مي‌افزايد و ماجرا را پيچيده‌تر مي‌سازد. 

كوي دانشگاه در شب هجدهم تير ماه در حالي كه آبستن حوادث بسيار ناگواري بود، شب بسيار سخت و ناآرامي را سپري كرد. عناصر ضد انقلاب پس از اطلاع از اوضاع شهر به "دانشگاه" هجوم آوردند و تحريك كنندگان حزبي درون حكومت نيز هراز گاهي با دميدن در تنور احساسات با سخنراني‌ها و شايعات و جعل اخبار صددرصد كذب نظير به خاك و خون كشيده شدن تعدادي از دانشجويان كوي دانشگاه، زبانه‌هاي اين آتش را شعله ور ساختند و فرداي آن روز، حادثه غم انگيز ديگري شكل مي‌گيرد و فصل تازه‌اي از حوادث رقم مي‌خورد، حوادثي كه به قطع و يقين دست ناپاك دشمن خارجي در ايجاد و هدايت آن نقش آفرين بوده است. 

دامنه اغتشاشات و آشوب طلبي‌هاي عناصر معاند و فرصت‌طلب از دانشگاه به كف خيابان كشيده شد

از 18 تير به بعد، دامنه "اغتشاشات" و آشوب طلبي‌هاي عناصر معاند و فرصت‌طلب از دانشگاه به كف خيابان كشيده شد و ضد انقلاب، با استخدام اراذل و اوباش به تخريب اموال عمومي و هتك حرمت امام راحل و مقام معظم رهبري پرداختند. 

اين ورشكستگان سياسي و مزدور بيگانگان با شبهه افكني در ميان دانشجويان و كليد زدن پرو‍ژه شهيد سازي در صدد همراه كردن دانشجويان با خود بودند. معاندان نظام اسلامي كه به دروغ خود را دانشجو ناميده بودند هدف عمده خود را سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ترسيم كرده بودند.

اغتشاشگران و آشوب طلبان كه به پيشرفته ترين سيستم‌هاي ارتباطي مجهز بودند مناطقي از پايتخت از جمله ميادين وليعصر(عج) و انقلاب را به جولانگاه خود تبديل كردند و پس از خلع سلاح نيروهاي انتظامي و امنيتي و ضرب و شتم پرسنل زحمتكش و مظلوم نيروي انتظامي مراكز ايست بازرسي داير كردند.

در اين ميان همراهي چند تن از اعضاي "سازمان مجاهدين انقلاب" و "حزب مشاركت" و حتي شماري از اعضاي كابينه با اغتشاشگران تعجب برانگيز بود.
 
اظهارات "محمد خاتمی": شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ زشت و نفرت‌آوری بود 

کم‌تر از یک ماه بعد یعنی پنجم مردادماه ۷۸، "محمد خاتمی"، رییس‌جمهوری وقت ایران، در سخنرانی خود در دیدار عمومی با مردم همدان گفت: "بعد از حادثه‌ کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثه‌ زشت و نفرت‌آوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آن‌چه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزش‌های آن و مقام معظم رهبری. آنچه پیش آمد، حادثه‌ ساده‌ای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینه‌توزی علیه نظام که نه رابطه‌ای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان".
    
نامه فرماندهان سپاه به رئيس جمهور وقت

پس از هنجار شكني‌ها و هتاكي‌هاي آشوبگران در غائله 18تير 78 ، جمعي از فرماندهان "سپاه پاسداران" كه همواره در دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي جان فشاني كرده‌اند، طي نامه‌اي به رئيس جمهور وقت خواستار موضع گيري شفاف دولت در قبال فتنه ضد انقلاب شدند. 

بخشي از اين نامه به شرح زير است:

"امّا آیا حرمت‌شکنی و توهین به مبانی این نظام، تاسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کمتر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کم‌نظیر، کمتر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سئوال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار ده‌ها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟ جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عده‌ای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهٔ شهید مطهری در حرکت‌اند، بچه‌های کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال می‌کردند غیرت شما کجا رفته است؟" 

بيانات هوشمندانه مقام معظم رهبري، كيد دشمنان را باطل مي‌كند

"مقام معظم رهبري" كه همواره با بيانات و موضع گيري‌هاي بصيرت افزا و هوشمندانه خود موجبات عبور ملت ايران را از گرداب‌ها و تاريكي‌ها فراهم آورده است، چند روز پس از غائله 18 تير 78 سخنان مهمي را ايراد فرمودند. 

بخشي از سخنان معظم له به اين شرح است: 

"اين كه صد نفر يا دويست نفر از كوى دانشگاه خارج شدند و حرفهايى زدند و شعارهايى دادند، بهانه و مجوّزى نمى‌شود براى اينكه كسانى، در هر لباس و با هر نامى، وارد آن محيط شوند و كارهاى ناروايى انجام دهند؛ بخصوص وقتى كه نام مقدّس نيروى انتظامى در ميان مى‌آيد، عملى كه موجب شود نيروى انتظامى بدنام گردد، قضيه را سخت‌تر مى‌كند. 

شما مى‌دانيد كه امروز "نيروى انتظامى" در اطراف كشور، در جاده‌ها، در مرزها، در برخورد با اشرار، چه جانفشانيهايى مى‌كند و چه زحماتى مى‌كشد. چقدر از اينها براى حفظ امنيت ما، جان خود را از دست مى‌دهند. با اين حال، به‌وسيله چند نفر عملى انجام شود كه چهره اين خدمتگزاران در نظر بعضى تيره گردد؛ آيا اين انصاف است؟! 

يا آن طورى كه نقل كرده‌اند، بعضى با آوردن نام مقدّس «يا حسين» و «يا زهرا» وارد اتاق دانشجوى بسيجى يا دانشجوى جانباز شوند و او را از خواب بپرانند، يا آن‌طور حوادثى را به‌وجود آورند؛ آيا اين درست است؟! اينها قلب را مى‌فشارد. اين همه جوان مؤمن، عاشقان امام حسين، عاشقان فاطمه زهرا، در همه جاى كشور، در خدمت اسلام، در خدمت كشور، در طول دوران دفاع مقدّس، در هر خطرى كه اين كشور را تهديد كند، سينه سپر مى‌كنند و وارد مى‌شوند؛ اما بعد كسانى با استفاده از اين نامها حوادثى را به‌وجود آورند. براى من، حادثه خيلى تلخى بود. البته من تأكيد كردم كه اطراف اين حادثه تحقيق شود و بروند حادثه را درست بسنجند. قرار شد رئيس جمهور محترم و مسؤولان، هيأت تحقيقى را تعيين كنند؛ من هم ممكن است خودم كسى را در اين هيأت بگذارم. 
  
من چند حرف دارم؛ يك حرف با دانشجويان، يك حرف با عموم ملت ايران، يك حرف، بخصوص با شما جوانان، يك حرف هم با دشمن. حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد؛ دشمن را خوب بشناسيد؛ مبادا از شناسايى دشمن غفلت كنيد. غريبه‌هايى را كه در لباس خودى خودشان را در همه جا داخل مى‌كنند بشناسيد؛ دستهاى پنهان را ببينيد. هيچ كس به‌خاطر غفلت ستايش نمى‌شود. هيچ‌كس به‌خاطر چشمها را بر هم گذاشتن، مدح نمى‌شود. اگر بر آدم غافل ضربه‌اى وارد شد، اوّل كسى كه مسؤول و مذموم است، خود اوست؛ مراقب باشيد. دانشجو، قشر فاخر و با ارزشى است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعى مى‌كنند بلكه بتوانند دانشجويان را در مقابل نظام قرار دهند؛ اما موفّق نشدند؛ بعد از اين هم موفّق نخواهند شد. اگر يك عدّه نفوذى خواستند از فرصتى استفاده كنند و از آب گل‌آلودى ماهى بگيرند - وارد اجتماع دانشجويان شدند و شعارهايى درست كردند و حرفهايى زدند - خيال نكنند كه ما اشتباه خواهيم كرد؛ نه، ما اشتباه نخواهيم كرد. ما مخاطب و طرفِ خودمان را مى‌شناسيم. دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به اين كشور است. دشمن است كه مى‌خواهد با نام دانشجو يا با نام نفوذ در ميان دانشجويان، فساد و تباهى كند؛ خود دانشجويان بايستى هوشيارانه متوجّه باشند".  
  متن كامل بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار جمعى از دانشجويان به همراه اقشار مختلف مردم 

 نقش شيطان بزرگ در فتنه78/ رفت و آمد ماموران سازمان سيا به داخل كشور

در آستانه 18 تير 78 رفت و آمد ماموران سازمان سيا به داخل كشور در پوشش رايزني‌هاي فرهنگي رونق مي‌گيرد. "مايكل برانت" مشاور ارشد رييس "سازمان سيا" و عضو بخش "شيعه شناسي" "سازمان جاسوسي امريكا" سال‌ها بعد از "واقعه 18 تير 78" طي مصاحبه مفصلي از برنامه دراز مدت سازمان سيا براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي پرده برداشت. 

"برانت" اعلام كرد:
 سازمان سيا به اين نتيجه رسيده بود كه بايد دو بال سرخ و سبز تشيع تا سال 2010 ميلادي نابود شود، براي نيل به اين هدف سازمان سيا دو خط مشي را در پيش گرفت، نخست شناسايي و پر و بال دادن به ان دسته از متفكران شيعي كه دچار استحاله شده‌اند و با مباني تشيع اختلافات عقيدتي پيدا كردند. راهكار دوم تحقيق و جمع اوري مطالب فراوان عليه مرجعيت شيعه و نشر و اشايعه ان توسط نويسندگان غرب زده.


يكي از متفكراني كه سازمان سيا براي اجراي نقشه‌هاي شوم خود بر روي او حساب ويژه‌اي باز كرده بود كسي نبود جز "عبدالكريم سروش".

وي كه در اوايل انقلاب عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي بود بعدها تحت تاثير انديشه‌هاي "كارل پوپر" صهيونيست با نظام اسلامي زاويه پيدا كرد. 

سروش در سخنراني‌هاي خود كارنامه ائمه اطهار را مستحق نقد مي‌دانست و معتقد به حذف اسطوره‌هاي قدسي از عرصه جامعه ديني بود. سروش اطاعت از مراجع تقليد را مستوجب عقوبت الهي مي‌دانست. سروش كه در آستانه 18 تير به صورت كاملا غير منتظره وارد ايران شده بود براي اجراي طرح‌هاي سازمان سيا امادگي كامل داشت. 

وي پس از 18 تير، طي يك سخنراني در مشهد اظهار داشت: عنقريب نيروهايي كه ميدان گرفته‌اند گوي سبقت را از خاتمي خواهند ربود و همه انها با خاتمي هم فكر نخواهند بود.

فتنه 18 تير 1378 و وقايع پس از آن به تاريخ پيوست، تاريخ عبرت‌آموز است. ملت ايران كه تاريخ پرفراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است، به خوبي آگاه است كه در بزنگاه‌ها و در پيچ‌هاي تند رهرو انسان كامل و فرزانه‌اي باشد كه به اوضاع زمان مسلط است و خدعه‌ دشمنان را مي‌خواند. 

اين پيروي و اطاعت امت از ولي‌امر(عج)، جامعه ايران را در نقطه اوجي قرار داده است كه در اوايل دهه چهارم از تاسيس نظام مردم سالاري ديني شاهد تحقق حماسه سياسي هستيم. به گونه‌اي كه دشمنان قسم خورده نظام اسلامي از تلفيق اسلاميت و جمهوريت در قالب نظام جمهوري اسلامي به تعجب آمده‌اند.

فتنه 88، در فتنه 18تیر 78 کلید خورده بود

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 یکی از حوادث ناگوار تاریخ معاصر است که ابعاد مختلفی از آن تاکنون مورد بررسی قرار گرفته است. ناآرامی کوی دانشگاه در تیرماه سال 78 که به بهانه توقیف روزنامه سلام آغاز شد و تا چند روز پس از آن نیز ادامه داشت، 17 تیرماه 78 تعدادی افراد با هویت نامعلوم با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون اعتراض به توقیف «سلام» در مقابل سینمای کوی دانشگاه تجمع کردند و با تحریک دانشجویان و پخش اعلامیه جرقه‌های اولیه آشوب را ایجاد کردند و این عده با گذشت کمتر از یک ساعت با خروج از کوی اقدام به تجمع غیرقانونی و سردادن شعار در خارج از کوی کردند و با حمله به تعدادی خودرو، فضای رعب‌ و وحشت ایجاد کردند. تلاش نیروی انتظامی برای بازگرداندن دانشجویان به خوابگاه بی‌نتیجه می‌ماند و رفته رفته تظاهرکنندگان با نیروهای انتظامی حاضر در صحنه درگیر شدند.
 
نیمه شب 18 تیرماه، تشنج در خیابان‌های اطراف کوی شدیدتر شد، شکستن شیشه‌های مهدکودکی در مقابل کوی، آتش زدن لاستیک و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا و گروگان گرفتن سه سرباز نیروی انتظامی چاشنی درگیری‌های 18 تیر شد و تا صبح ادامه داشت و سخنرانی‌های تحریک‌آمیز اعضای انجمن اسلامی دانشجویان بر آتش آشوب‌ها می‌افزود. دستور خروج ناجا از صحنه درگیری‌ها پس از جلسه شورای تأمین استان موجب شد تا تعدادی از عناصر مشکوک نیز وارد صحنه شوند و درگیری‌ها تا عصر جمعه 18 تیرماه ادامه داشت و پرتاب کوکتل به سمت عوامل نیروی انتظامی مستقر در مقابل کوی دانشگاه به آتش گرفتن دو تن از عوامل وظیفه انتظامی منجر شد. موسوی لاری و مصطفی معین وزرای کشور و آموزش عالی به دانشجویان کوی ملحق شدند، اما تجمع‌کنندگان به موسوی لاری حمله‌ور شدند، در این میان بعضی فعالان سیاسی از جمله فائزه هاشمی، مجید انصاری و فاطمه کروبی به نوبت در جمع دانشجویان حاضر شدند.

بعد از غائله 18 تیرماه بود که مصطفی معین با استعفای خود، برخورد با تجمع‌کنندگان را «حمله به حریم امن دانشجو» خواند و سیدمحمد خاتمی از آن به عنوان تاوان افشای قتل‌های زنجیره‌ای یاد کرد.
 
 
 
با فرارسیدن سالروز فتنه 18تیر معروف به غائله کوی دانشگاه که یکی از پررنگ ترین لکه های ننگ که بر پیشانی دولت اصلاحات است، بی باک گفتگویی با حجت الاسلام روح الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی داشت.
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در بیان عوامل و اهداف اصلی سران این توطئه گفت:  عوامل اصلی ایجاد کننده فتنه 18 تیر 78 بخشی از سران دوم خردادی بودند که از اول داعیه براندازی نظام و در راس آن ولایت فقیه را در سر می پروراندند.
 
وی با بیان اینکه این عوامل برانداز همان کسانی هستند که ارکان نظام را به دو قسم  انتصابی و انتخابی تقسیم کردند، افزود: این دو مجموعه با قدرت و نقشه های شوم خود در تلاش بودند تا نظام و رکن ولایت فقیه را منزوی کنند که با خواست خدا و حمایت مردم با بصیرت این توطئه بزرگ را ناکام ماند.
 
عضو کمیسیون اصل نودم قانونی اساسی مجلس با تاکید بر فرمایشات رهبری مبنی براینکه "اگر آن توطئه به درستی پیگیری می شد واقعه فتنه 88 هم به وجود نمی آمد"، تصریح کرد: ریشه فتنه 88 را در فتنه 18تیر باید جستجو کرد.
 
حسینیان در پاسخ به این سوال که براندازان در آن فتنه چرا در قالب جنبش دانشجویی وارد عمل شدند، گفت: این عوامل نفوذی طی اقداماتی به بدنه دانشجویی ورود پیدا کرده بود و چون قشر دانشجو فعالتر، نسبت به مسائل حساستر و در مواردی تحریک پذیرتر است به همین جهت توانستند، این قشر از اجتماع دا در توطئه با خود همراه کنند.

نماینده مردم تهران گفت: در آن توطئه همه آن دانشجوهای حاضر در صحنه همراهی با براندازان، برخاسته از متن جامعه نبودند چون بسیاری از آن ها از عوامل اجیر شده و مزدور معاندان نظام و در راس آن آمریکا بودند که در آینده خودشان را نشان دادند.
 
وی تاکید کرد: این ها به دلیل نفوذی که آمریکا برای توطئه علیه نظام در اقشار مختلف دانشجو و دانشجونمایان داشت توانستند از احساسات جوانان سواستفاده کنند و آن جریان را به وجود آورند.
 
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پاسخ به این سوال که چگونه توانستند این عملیات را پیگیری و در نهایت اجرا کنند، تصریخ کرد: این ها ابتدا وزارت اطلاعات با پیش کشیدن پرونده قتل های زنجیره ای را از کارایی انداختند، آن ها در آن پرونده وزارت اطلاعات را محکوم کردند و با تحمیل مدیریت ناکارآمد به وزارت اطلاعات ارکان امنیتی را نابود کردند.
 
حسینیان در ادامه خاطر نشان کرد: در ادامه دامن زدن به پرونده قتل های زنجیره ای و ضربه زدن به وزارت اطلاعات با سواستفاده از امکانات دولتی که در اختیار داشتند بستر این فتنه را فراهم کردند فرض مثال در سد کرج قایقی گرفته بودند تا بتوانند برای لو نرفتن اطلاعات از  آنجا قائله را هدایت کنند و در نهایت توانستند توطئه را بوجود بیاورند.
 
این نماینده مجلس نهم در بیان چگونگی ناامن کردن فضا برای فتنه گران در آینده ناکید کرد:  اگر مراکز اطلاعاتی و امنیتی متوجه قضیه بوده و حساسیت داشته باشند نه تنها این گونه مزدوران بلکه قدرتمند تر ازین ها هم نمی توانند ضربه ای به نظام بزنند.
 
وی در بیان عدم امنیت اجتماعی برای معاندان نظام گفت: از لحاظ خاستگاه اجتماعی، مراکز فرهنگی باید شبهات جوانان و دانشجویان را مرتفع کنند تا زمینه های فکری که می تواند موجب ریزش بدنه جامعه شود و زمینه گرایش و پذیرش این توطئه ها را به وجود آورد، در جامعه منفی شود. هم مراکز فرهنگی و هم مراکز اطلاعاتی باید با هماهنگی منسجم جلوی این توطئه ها را بگیرند.

اعتماد، بزرگترین سرمایه

قاهره امروز؛سرنوشت تهران بود اگربدعت‌های‎غیرقانونی 88 پذیرفته می‌شد

نماز جمعه تاریخی رهبر انقلاب چگونه پس از 4 سال معنا شد؟
بقای مردمسالاری در ایران؛ مدیون آیت‌الله خامنه‌ای/ قاهره امروز؛سرنوشت تهران بود اگربدعت‌های‎غیرقانونی 88 پذیرفته می‌شد

مهدی خانعلی‌زاده – گروه سیاسی: «بنده زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نخواهم رفت.» حدود چهار سال زمان لازم بود تا این جمله رهبر انقلاب که در نماز جمعه تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ بیان کردند، معنای اصلی خود را بروز دهد و همگان متوجه شوند حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، چه خطر بزرگی را از سر ایران عزیز دفع کرده است. 

به گزارش رجانیوز، این روزهای میدان «التحریر» قاهره، در میدان «آزادی» تهران هم به وقوع می‌پیوست اگر رهبر انقلاب برای تامین نظر چند نفر از فعالان سیاسی کشور و برخی نامزدهای انتخاباتی، «قانون» رسمی کشور را نادیده می‌گرفت و فصل الخطابی به نام صندوق رای را به اردوکشی خیابانی تقلیل می‌داد. 
 
اتفاقی که این روز‌ها در مصر می‌بینیم و خون‌هایی که در خیابان‌های قاهره بر زمین ریخته می‌شوند و حکومتی که با کودتا دست به دست می‌شود، نتیجه عدم پذیرش صندوق رای به عنوان فصل الخطاب تعیین مسئولان سیاسی یک کشور و تلاش برای وزن‌کشی سیاسی از طریق اردوکشی‌های خیابانی است.
 
محمد مرسی که سال گذشته با رای مردم در یک انتخابات بر سر کار آمد، اکنون با کودتای ارتش به دلیل آشوب‌ها و تظاهرات خیابانی کنار می‌رود اما این پایان کار نیست. اکنون گروه‌های سیاسی در مصر فهمیده‌اند که صندوق رای در این کشور تنها یک ارزش نمادین دارد. رئیس‌جمهور بعدی هم حتی اگر با رای مردم در یک انتخابات آزاد برگزیده شود، بعد از مدت کوتاهی باید شاهد اردوکشی خیابانی باشد و‌‌ همان آش و‌‌ همان کاسه. 
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۸۸ حتی آبروی خود را نیز برای حفظ قانون و اعتبار صندوق رای و جمهوریت نظام در طبق اخلاص قرار داد که اگر این اقدام صورت نمی‌گرفت، حتی در صورت تامین نظر کاندیداهای شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، مجددا پس از مدت کوتاهی، گروه مقابل یا طیف‌های دیگر سیاسی به جای تلاش برای کسب قدرت از طریق صندوق رای، اردوکشی خیابانی را کلید می‌زدند تا وزن‌کشی‌های سیاسی را به جای مناسبات قانونی، در کف خیابان جستجو کنند؛ مساله‌ای که باعث می‌شد تصاویری که این روز‌ها از طریق رسانه‌ها در مصر می‌بینیم، در کف خیابان‌های تهران نظاره‌گر باشیم. 
 
اگر انتخابات در سال 88 بر طبق خواسته فتنه‌گران باطل می‌شد، باید برای همیشه با صندوق رای در ایران خداحافی می‌کردیم
 
 
درس تاریخی رهبر انقلاب به شکست خوردگان انتخابات سال ۸۸ این بود که برای جبران از دست رفتن قدرت باید اقدامات و فعالیت‌های سیاسی را دنبال کنند تا بتوانند در چهار سال بعد و در انتخابات ریاست جمهوری آتی، کرسی‌های قدرت را کسب کنند. در واقع باید بقا و استمرار دموکراسی و مردم سالاری در ایران را مدیون حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دانست؛ چرا که اگر پافشاری ایشان بر دفاع از رای اکثریت مردم نبود و ایشان نیز مانند بسیاری از سیاستمداران دنیا ترجیح می‌دادند راه ساده‌تر و کم خطر‌تر لابی با کانون‌های قدرت را دنبال کنند و تن به بدعتِ غیرقانونیِ «نپذیرفتن رای و نظر مردم» می‌دادند، اکنون صندوق رای در این کشور کوچک‌ترین محلی از اعراب نداشت. 
 
رهبر انقلاب با ایستادگی خود در برابر همه فشار‌ها، توهین‌ها و تخریب‌ها، به دوست و دشمن ثابت کردند که «جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست»، حتی اگر اردوکشی های پرهزینه خیابانی در مقابل آن طراحی شود. گزاره‌ای که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری هم برای چندمین بار اثبات شد و انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس‌جمهور، آن هم تنها با هفت دهم درصد اختلاف، حتی ناظران کارکشته بین‌المللی را هم شوکه کرد و انگشت به دهان گذاشت. 
 
اگر ایستادگی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و پافشاری ایشان بر صیانت دقیق و جدی از آرای مردم نبود، هر روز خیابان‌های تهران نظاره‌گر جوی خونِ افرادی بودند که در آتش اردوکشی خیابانی طرف های مختلف، جان خود را از دست می‌دادند. هر چند‌‌ همان معدود هموطنانی هم که در فتنه جان خود را از دست دادند، حاصل کینه‌توزی و لجبازی سران فتنه و حامیانشان بودند و «باید» در دادگاه پاسخگوی اعمال غیرقانونی خود باشند و محاکمه شوند اما اینکه آمار کشته شدگان به روزانه صد‌ها نفر نرسید و آرامش این روزهای کشور، همه و همه مدیون مقاومت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در برابر بدعت‌های غیرقانونی است. 
 
در واقع، نتیجه عملی مدلی را که میرحسین موسوی در سال 88 بدنبالش بود، امروز می‌توان در کف خیابان‌های مصر دید.
 
رئیس‌جمهور برگزیده‌ای که توسط نیروهای نظامی، برکنار شده و در محاصره است؛ خیابان‌هایی که شاهد درگیری و خونریزی و خرابی هستند؛ رسانه‌هایی که آشوب در کشور را به افکار عمومی جهان مخابره می‌کنند؛ درگیری و کشمکش میان نیروهای سیاسی؛ هرج و مرج و ناامنی... تصور این منظره در ایران هم سخت نبود، اگر «سیدعلی حسینی خامنه‌ای» در برابر خواسته غیرقانونی فتنه‌گران نمی‌ایستاد.

خواب تازه اصحاب فتنه

یادداشت/حسین شریعتمداری
خواب تازه اصحاب فتنه

مدعیان اصلاحات از طریق روزنامه‌های زنجیره‌ای و با
پشتیبانی سایت‌های ضدانقلاب و رسانه‌های غربی، اصرار
دارند آرای دکتر روحانی را به حساب خود بنویسند.

خبرگزاری فارس: خواب تازه اصحاب فتنه

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، حسین شریعتمداری امروز دوشنبه 10/04/92 طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

این روزها، مدعیان اصلاحات از طریق روزنامه‌های زنجیره‌ای و نشریات فراوان دیگری که در اختیار دارند و با پشتیبانی سایت‌های ضدانقلاب و رسانه‌های غربی، عبری و عربی، اصرار دارند آرای دکتر روحانی را به حساب خود بنویسند و یا، دستکم این که در سبد رأی ایشان برای جبهه اصلاحات سهم قابل توجه و تعیین‌کننده‌ای قائل شوند!

ادامه نوشته

رمزگشایی از رفتار سیاسی آیت الله مصباح یزدی

تحلیلی برای شناخت ریشه‌های تخریب یک تکلیف مدار
رمزگشایی از رفتار سیاسی آیت الله مصباح یزدی 


انتخابات امسال هم مانند تمام اتفاقات مهم سیاسی دیگر برای خودش حال و هوایی داشت. ائتلاف کاندیداها و حضور مستقل ها ، رسانه ها و شخصیت ها ، کاندیداها و برنامه ها ، احزاب و گروه ها ، همه و همه در حال قُل خوردن در دیگ جوش آمده از حماسه سیاسی سال ۹۲ بودند و هر کس با امتحانی که پس داد، خودنمایی کرد.


در این بین اما رفتار انتخاباتی یکی از چهره های مطرح دینی _ سیاسی، افکار عمومی و رسانه ها را به خود جلب کرده و مدتی است به سوژه اصلی آنها تبدیل شده. آیت الله مصباح یزدی یکی از مطرح ترین چهره های کرسی فلسفه و علوم معقول و منقول در مجامع علمی داخل و خارج، از ابتدای انقلاب و نه تنها در دوره حاکمیت اصلاح طلبان که بعد از آن هم میدان سیاست را رها نکرد و در بزنگاه های مختلف نقش آفرین بود و تصمیم ساز، از جمله در انتخابات سال ۸۴ و مقابله با فتنه سال ۸۸ و بعد از آن، تا رسید به انتخابات مجلس نهم که یکی از پیچیده ترین بازی های جریان فتنه را که به دنبال غیررقابتی نشان دادن انتخابات بود، با راه اندازی جبهه ای در بدنه جریان اصولگرایی بهم زد.


اکنون در هفته ها و ماه های اخیر و بویژه پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات، تصمیم آیت الله مصباح برای ورود در انتخابات و معرفی یکی از چهره های انتخاباتی به عنوان کاندیدای اصلح ریاست جمهوری، تبدیل به سوژه برخی از رسانه ها و شخصیت های مذبذب برای عقده گشایی شده تا جایی که برخی با جنجال و هیاهو سعی می کنند نکاتی را به عنوان شبهه در ذهن مخاطب جانمایی کنند:
چرا آیت الله مصباح به عنوان یک عالم دینی تا این سطح در سیاست دخالت می کند؟ دلیل حمایت از دکتر لنکرانی چه بود؟ چرا از لنکرانی تا این اندازه پر رنگ حمایت کرد؟ چرا وقتی دکتر لنکرانی انصراف داد، بلافاصله آیت الله مصباح از کاندیدای دیگری حمایت نکرد؟ اگر لنکرانی اصلح بود، پس چرا بعدا از جلیلی حمایت کرد؟ آیا شناخت ایشان از کاندیداهای دیگر هم به همین شکل بود؟ آیا صلاح بود بعد از لنکرانی ایشان مجددا از شخصیت دیگری حمایت کند؟ چرا آیت الله مصباح به راه حل وحدت برخی از سامانه ها تن نداد و تاکنون چندبار این بازی را بهم زده است؟ اساسا باتوجه به برخی رفتارهای غیرقابل دفاع احمدی نژاد در سال های اخیر، آیا بهتر نبود آیت الله مصباح از شخصیت دیگری حمایت نکند تا اگر رییس جمهور بعدی هم دچار آفت هایی شد، دامن ایشان از این آفت ها مصون بماند و ...
هر چند این سئوالات درباره رفتار بسیاری از علمای محترم دیگر و حتی برخی از مراجع معظم تقلید که هر یک بنا به وظیفه ای که تشخیص داده و با بیانات یا اطلاعیه های رسمی و یا در دیدارهایشان یکی از کاندیداهای محترم را مورد تفقد و حمایت قرار داده بودند نیز مطرح بود، اما آنچه هرگز در این ایام به سطح رسانه ها کشیده نشد، ایراد اشکال یا علامت سئوال درباره آن تصمیم های محترم بود!


 همین یک دلیل کافی است تا بدانیم تخریب های گسترده علیه آیت الله مصباح آن هم در این سطح و گستره، در حقیقت تخریبی علیه همه علمایی است که بنابر وظیفه دینی و انقلابی و البته بنا بر شناختی که از کاندیداها داشتند و آنها را اصلح می دانستند، برای تحقق حماسه سیاسی به میدان آمدند. اما چرا سیبل این همه تخریب و در حقیقت به نمایندگی از علمای معظم دیگر آیت الله مصباح است!؟


بی شک اینها همه سئوالاتی بود که رسانه های جریانات سیاسی تلاش می کردند با انتشار گسترده آن از تأثیر آیت الله در میدان سیاست کم کنند. شاید تلاش رسانه ها در این خصوص- با انگیزه های مختلف - در میان بخشی از مخاطب نیز به عنوان شبهه جا خوش کرده باشد! غافل از این که همه این سئوالات، از منظر جماعتی به میدان سیاست، تبدیل به یک شبهه و اشکال می شود! در حالی که از زاویه نگاه علامه مصباح یزدی و برخی از علمای محترم دیگر، همه رفتارهای سیاسی آنها بر اساس یک منطق روشن دینی است.


واقعیت آن است که برای رمزگشایی از رفتار سیاسی هر فرد، نباید او را بر اساس ملاک ها و شاخصه هایی که خود می پسندیم و قبول داریم، مورد تحلیل قرار دهیم بلکه باید وی را بر اساس شاخصه ها و ملاک هایی که او رفتار سیاسی خود را بر آن بنیان نهاده، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و بعد آن شاخصه ها را با ملاک های حقیقی برگرفته از دین تطبیق داد. آیت الله مصباح نیز از این قاعده مستثنی نیست.
از نگاه خیلی ها بُرد و باخت در عالم سیاست بویژه در دوره انتخابات که هواداران برای یکدیگر کُرکُری می خوانند، یعنی همه چیز. از نگاه آنها فصل انتخابات که می رسد حتما باید یا هوادار تیم قرمز باشی یا آبی، باید در جنگ حیدری _ نعمتی جناح ها یک طرف را داشته باشی اما قطعا این نگاهی نیست که خروجی آن الزاما با معارف دینی تطبیق داشته باشد.


مصباح یزدی فقیهی است که انتخابات را از منظر فقه می بیند و تکلیف، نه از دریچه قواعد سیاسی و نتیجه؛ برای همین رفتارش برای بسیاری از اهالی سیاست که همه بنیان فعالیت های سیاسی شان بر نتیجه استوار است، قابل فهم نیست. برای انتخاب اصلح، نظرسنجی مهمترین شاخصش نیست یا بهتر بگویم اصلا شاخص نیست؛ ائتلاف را عاقلانه و بی اشکال می داند اما چون بازیگران عالم سیاست را خوب می شناسد، آن را تحقق نیافتنی می داند. در نگاهش، خدای عالم سیاست با خدای جبهه جنگ یکی است، برای همین با قاطعیت می گوید: خدا منتظر نظرسنجی نمی ماند؛ با قاطعیت معتقد است: اگر همه برای خدا کار کنند، اصلح مقبول جامعه می شود و همه اینها یعنی نگاه به سیاست از دریچه ای دیگر، نه دریچه ای که اهالی احزاب و گروه ها و حتی شاید برخی محترمین در لباس روحانیت به آن نگاه می کنند.
از نگاه آیت الله از آنجا که تاکید صریح روایات و البته نایب امام در موضوع انتخابات، بر انتخاب اصلح است و بخش قابل توجهی از متدینین و خواص جامعه برای شناخت اصلح، نگاه شان متوجه اوست، تکلیف دارد تا کاندیدای اصلح را معرفی کند، پس در انتخابات ورود می کند حتی اگر برخی جریانات سیاسی را خوش نیاید و تکفیرش کنند. از طرفی با شناختی که طی چند سال از رفتارهای یکی از کاندیداها به نام دکتر باقری لنکرانی پیدا کرده بودند، او را اصلح می دانستند نه آنهایی که با هم به هر دلیلی ائتلاف کرده بودند و کنتور نظرسازی ها تا مدتی برای برخی از آنها عدد می انداخت.


در مرام آیت الله کار سیاسی همانند پادگان نیست که یکی بگوید به چپ چپ و همه به سمت چپ رژه بروند، عالم حزب بازی های رایج هم نیست که اگر تو به نتیجه ای بر خلاف رأس تشکیلات حزب رسیدی، از حلقه یاران خارج شوی؛ برای همین در جلسه معرفی کاندیدای اصلح جبهه پایداری، باقری لنکرانی را خطاب قرار داد که ما تو را اصلح می دانیم اما اگر شخصا به غیر از خودت فرد اصلح دیگری سراغ داری، خائنی به نفع او کنار نروی! حتی خطاب به جمعیت پرشور حاضر در سالن سیدالشهداء که برای حمایت از لنکرانی تجمع کرده بودند، اعلام کرد: همه باید شخصا یقین کنید فردی که برایش جمع شده اید اصلح است و الا باید بروید و برای آن که اصلحش می دانید فعالیت کنید! این ادبیات با این صراحت جز از زبان خمینی و بعد از او از زبان خامنه ای شنیده نشده و این راز پیکان این همه تخریب به سمت مصباح یزدی است.


آیت الله بر اصلحیت باقری لنکرانی اصرار داشت و تا زمانی که وی در عرصه رقابت کاندیدا بود، بر این نظر پافشاری کرد و البته برخی را خوش نمی آمد، آنها از نگاه خودشان و بر اساس شاخص های مورد نظرشان، دیگری را اصلح می دانستند، برای همین دلشان می خواست از اعتبار این عمار انقلاب در تأیید کاندیدای مورد نظرشان بهره ببرند و وقتی چنین نتیجه ای حاصل نشد، سئوالات با مضمون تخریب آغاز شد که چرا آیت الله مصباح بر نظر خودش تا این حد پافشاری می کند و صد البته اگر این پافشاری درباره کاندیدای مطلوب آنها بود، هرگز این پافشاری نامطلوب جلوه می کرد!
این کم لطفی البته یک سویه نبود که برخی از دوستان نیز در برابر این تفریط غرض ورزانه، به دامن افراط محبت گونه ولی ناآگاهانه گرفتار شدند و بر خلاف مشی عملی و سلوک دینی و سیاسی استاد، رسیدن به هر نتیجه ای بر خلاف نتیجه استاد را خطا و گناه می دانستند، هر چند این نتیجه بر اساس شاخص هایی که آیت الله فرموده بود، به دست می آمد!


لنکرانی با تصمیم خودش از صحنه انتخابات و با صراحت تمام به نفع یک کاندیدا کناره گیری کرد. بسیاری از دلسوزانی که جلیلی را نسبت به لنکرانی ترجیح می دادند و اصلح می دانستند و در عین حال دلبستگی به آیت الله مصباح داشتند، با عجله دنبال این بودند که هر چه سریعتر از سرمایه آیت الله مصباح در سبد کاندیدای مطلوب خود یعنی جلیلی استفاده کنند تا در کُرکُری خواندن ها به این حمایت بنازند اما منطق دینی استاد چنین حکم نمی کرد. در جلسه ای یکی از همین افراد با تندی خطاب به من گفت حال که لنکرانی انصراف داده، چرا آقای مصباح در حمایت از جلیلی تعلل می کند؟ و من که تفاوت و فاصله را در دو نگاه می دیدم او را به صبر دعوت کردم. جالب اینجاست که همین فرد چند روز مانده به انتخابات در چرخشی آشکار فقط بر اساس مدل نظرسنجی طرفدار دو آتشه کسی شد که هیچ صلاحیتی برایش قائل نبود و البته الان هم قلم به دست دارد و در مذمت وحدت نکردن می نویسد! از یاد نمی برم که سال ۸۴ یکی از چهره های متنفذ سیاسی که سایت منسوب به او در این روزها بیشترین تخریب را نسبت به آیت الله مصباح و کاندیدای مورد حمایت ایشان داشته، ما را به دفترش دعوت کرد و سه ساعت تلاش کرد تا نظرمان را برای حمایت از کاندیدای مورد نظرش جلب کند. به او گفتم شما اقتصاددان هستید، آیا دیدگاه های اقتصادی این فرد را می پذیرید؟ آیا شیوه های تبلیغی او را قبول دارید؟ پاسخش منفی بود و تنها استدلالش جمایت از آن فرد برای رأی نیاوردن فرد دیگری بود! آیا چنین نگاهی در سیاست نباید مصباح را خاموش کند؟!


آیت الله مصباح که مانند بسیاری از شخصیت های دیگر از دکتر جلیلی شناختی کمتر از لنکرانی داشتند با گذشت چند روز و بر قراری چند نشست و اظهار نظرهای علنی دکتر  جلیلی در خصوص برخی از موضوعات کلیدی در برنامه های تلویزیونی، نهایتا به نسبت کاندیداهای موجود و بر اساس شناخت تفصیلی ای که یافتند، از جلیلی حمایت کردند ...
 دقیقا بر اساس منطقی روشن و بر گرفته از تعالیم دینی و نه حزبی و سیاسی و البته این از نگاه آنها که سال ها برای رسیدن به این جایگاه برنامه ریزی کرده بودند گناه کمی نبود! برای همین هم هفته هاست که تخریب و توهین ها حتی از زبان کسانی که خود را شاگرد معرفی می کنند ادامه دارد، شاگردانی که سال ها قبل خود پذیرفتند در برابر وسوسه هایی مردود شدند!


انتخابات تمام شد اما آنهایی که بر اساس تکلیف در این میدان دویده بودند - مهم نیست از چه کسی حمایت کرده بودند - احساس خستگی نداشتند و آنها که با هزار نیت به میدان آمده بودند، شمارش آرا که تمام شد خستگی به تنشان ماند. این انتخابات درس هایی زیادی به دنبال داشت خصوصا برای اهالی سیاست که از یاد نبرند دین از سیاست جدا نیست یعنی نمی توان با روش باطل و با هزینه باطل به نتیجه حق رسید.
من هرگز آیت الله مصباح را با احساسم نپذیرفتم که عشق با احساس شاید به انحراف کشیده شود اما عشق با عقل حتما احساس را هم به دنبال دارد. این راه را هم البته از همین استاد در نسبتم با رهبری و نایب امام آموختم که ولی فقیه و نایب امام را نباید با احساس پذیرفت بلکه باید با عقل درکش کرد که اگر چنین کردی حتما عشق و رابطه ای احساسی به دنبال دارد البته بدون انحراف.


ما آیت الله مصباح را به تعبیر شهید بهشتی مصباح دوستان می دانیم چون هرگز در مراجعه به او، دعوت به خودش را ندیدیم بلکه همواره دعوت به نایب امام را دیدیم. این نکته ظریفی است که برخی علی رغم سال ها نزدیکی به استادشان درک نکردند و کم کم در عالم سیاست - علی رغم این که چیزی نبودند - شدند دعوت کننده به خود و همین ساقطشان کرد. خدا عاقبت ها را به خیر کند، همین.

حمیدرسائی;رجانیوز
  

تشکیک در دین، اولین مرحله جذب مسلمانان/تشویق تشکیلات بهائیت به چند همسری زنان

گزارش فارس از نشست خبری نجات یافتگان تشکیلات بهائیتخبرگزاری فارس: تشکیک در دین، اولین مرحله جذب مسلمانان/تشویق تشکیلات بهائیت به چند همسری زنان
تشکیک در دین، اولین مرحله جذب مسلمانان/تشویق تشکیلات بهائیت به چند همسری زنان

بازنگری در دین مرحله اول گرایش و جذب است که در مراحل بعد سؤالات و شبهاتی را برای آنها ایجاد می‌کنند و متاسفانه مسلمانان به جای مراجعه به کارشناسان مذهبی با تشکیک در دین خود جذب بهائیت می‌شوند.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، نشست خبری «نجات‌ یافتگان تشکیلات بهائیت» عصر دوشنبه سوم تیر ماه در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز و با حضور جدا شدگان این فرقه انحرافی برگزار شد.

بهائیت برای مقابله با امام عصر شیعیان شکل گرفت 

سیدکاظم موسوی کارشناس فرقه‌های انحرافی در این نشست با بیان اینکه قدرت‌های سلطه برای خارج کردن شیعه از صحنه سیاسی و اجتماعی تلاش زیادی کردند، یادآور شد: آنها در این مسیر امام عصر شیعیان را هدف قرار دادند.

وی با اشاره به ادعای فردی به نام میرزا علی محمد شیرازی معروف به باب به عنوان امام عصر، اظهار داشت: این فرقه بر اساس گفتار اندیشمندان و مورخان، برپایه دروغ، خیانت، جنایت و جاسوسی به سود بیگانه به حیات خود ادامه می‌دهد.

این کارشناس فرقه‌های انحرافی جریان بابی‌گری و بهایی‌گری را اساساً دین و شریعت ندانسته و افزود: بر همین اساس بهائیت یک تشکیلات است که با دین ارتباطی ندارد. این فرقه زمانی با حضور انگلیس شکل گرفت و امروز با حمایت آمریکا و رژیم اسرائیل به حیات خود ادامه می‌دهد.

گروه «صیانت»: تشکیلاتی نازیستی برای مقابله با جداشدگان بهائیت

موسوی به گروهی به نام «صیانت» در این تشکیلات اشاره کرد که کارکرد آن حفظ افراد در درون ساختار است و خاطرنشان کرد: این تشکیلات مانند نازی‌ها با افراد خود رفتار می‌کند و کسانی که از فرقه جدا شوند را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد که از جمله این موارد گرفتن فرزندان یا والدین اعضای فرقه از نجات یافتگان است.

وی جریان بهائیت را دارای حمایت‌های خارجی خواند و افزود: این فرقه بیش از 100 سال دوام داشته که نشان می‌دهد مورد حمایت شدید طرف‌های خارجی است.

این کارشناس فرقه‌های انحرافی خاطرنشان کرد: هم اکنون مدیریت جریان بهائیت در لندن، واشنگتن و تل‌آویو انجام می‌گیرد.

در ادامه این مراسم عطاءالله قادری یکی از نجات یافتگان در خصوص شیوه جذب مسلمانان از سوی بهائیت گفت: بهائیت افراد خاصی دارد که از آنها به عنوان مبلغ برای جذب افراد استفاده می‌کند. آنها برای افرادی که مسلمان هستند اما اعتقاد چندانی به دین خود ندارند و همچنین مسلمانان با ایمان مبلغان مخصوصی دارند.

وی ادامه داد: آنها با نشان دادن رفتار شایسته، تلاش در جذب افراد می‌کنند تا مسلمانان را تحت تاثیر خود قرار دهند.

تشکیک در دین، اولین مرحله جذب مسلمانان

این مبلغ سابق تشکیلات بهائیت با بیان اینکه مبلغان بهائیت افراد را وادار می‌کنند در اندیشه خود نسبت به بهائیان بازنگری کنند، یادآور شد: همین بازنگری مرحله اول گرایش و جذب است که در مراحل بعد سؤالات و شبهاتی را برای آنها ایجاد می‌کند و متاسفانه مسلمانان به جای مراجعه به کارشناسان مذهبی با تشکیک در دین خود جذب بهائیت می‌شوند.

وی ادامه داد: استفاده از مسلمانان و بخصوص شیعیان در کارخانه‌ها و ادارات بهائیت از جمله دیگر راه‌های جذب مسلمانان است که کارفرمایان به تدریج با صحبت کردن با کارمندان و کارگران آنها را جذب این تشکیلات می‌کند.

قادری با اشاره به حساسیت مردم نسبت به بهائیان که کمرنگ شده است، گفت: مسئولین باید این حساسیت را به شکلی منطقی و کارشناسی بازگردانند.

مهناز رئوفی یکی دیگر از نجات یافتگان این تشکیلات گفت: یک بهائی از کودکی تا هنگام پیری یک هویت تبلیغی دارد و ذاتاً تشکیلاتی به وجود می‌آید.

وی ادامه داد: یک بهائی به محض ورود به مدرسه در کلاس‌های اخلاقی خاصی مانند «گلشن توحید» و «ضیافت‌های 19 روزه» به فراگیری تعالیم بهائیت می‌پردازد که این کلاس‌ها برای همه اجباری است. در تمام مقاطع تحصیلی به افراد آموزش داده می‌شود که در برخورد با مسلمانان و سایر افراد چه سخنانی بگویند و چه رفتاری داشته باشند.

رئوفی با بیان اینکه بهائیان طوری رفتار می‌کنند که همه تصور کنند آنها بسیار اخلاق‌مدار هستند، خاطرنشان کرد: من از بدو تولد در بین آنها بوده و تبلیغ نیز پرداختم. بهائیان در بین خودشان هیچ جامعه دیگری را به عنوان انسان قبول نداشته و خود را برتر از تمامی جوامع می‌دانند. آنها معتقدند که باید مسلمانان را جذب کنند تا «انسان» شوند.

وی با اشاره به اینکه بهائیان کوچکترین نوع‌دوستی و صلح‌طلبی نداشتند اما با رفتاری زیبا و جذاب وارد گفت‌وگو با افراد می‌شوند، خاطرنشان کرد: آنها ابتدا نسبت به اعتقاد مسلمانان ایجاد شبهه می‌کنند و سپس با استفاده از غرایز طبیعی و انسانی افراد آنها را جذب می‌کنند.

این مبلغ سابق تشکیلات بهائیت خاطرنشان کرد: آنها هیچ گاه برای تبلیغ به سراغ عالمان دینی نمی‌روند بلکه به سراغ ناآگاهان دینی و بخصوص روستائیان می‌روند تا به راحتی جذب‌شان کنند.

رئوفی هدف بهائیت را از بین بردن مرزها و ایجاد یک حکومت جهانی دانست.

بیت العدل: مرکز فرماندهی بهائیت در اسرائیل

وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص آداب و رسوم این تشکیلات نیز افزود: آنها آداب و رسوم خاصی ندارند بلکه همه مراتب فرمانی از «بیت‌العدل» که در اسرائیل قرار دارد و توسط 9 نفر شورای رهبری این تشکیلات صادر می‌شود و همه بهائیان موظف به اطاعت از آن هستند که این فرمان‌ها حتی در مورد ازدواج افراد نیز صادر می‌شود.

هیچ بهایی به دلیل دینش در ایران بازداشت نشده است

ایمان شجاعی یکی دیگر از نجات یافتگان تشکیلات بهائیت در خصوص رفتار نظام جمهوری اسلامی با بهائیان گفت: بهائی و مسیحی به دلیل دینش در ایران بازداشت نمی‌شود بلکه تا زمانی که خطا و جرمی نکند، آزادانه فعالیت دارد اما در سازمان ملل نماینده بهائیت ادعا می‌کند که یک ایرانی به جرم بهائی بودن بازداشت می‌شود.

حضور بهائیان در اغتشاشات سال 88

وی به اغتشاشات سال 88 در ایران اشاره کرد به برخی بهائیان در آن دوران بازداشت شدند و خاطرنشان کرد: آن زمان بود که مشخص شد بهائیان در این اغتشاشات نقش داشتند. بهائیان معتقدند که دین از سیاست جداست اما سؤال اینجاست که چرا در سال 88 در انتخابات و اغتشاشات شرکت کردند و این موضوع نشان می‌دهد دستور کار سال 88 به آنها دیکته شده بود.

این نجات یافته تشکیلات بهائیت با اشاره به بازداشت گروهی بهائی در بم کرمان گفت: آنها بدون مجوز اقدام به ایجاد مهد کودک کرده بودند که در آن کودکان را با جزوات بهائیت آموزش می‌دادند.

شجاعی در پاسخ به این سؤال که آیا در تشکیلات آزادی مذهبی وجود داشته تا افراد دین خودشان را خود انتخاب کنند، گفت: اگر آزادی را قبول داشتند به جداشدگان مرتد نمی‌گفتند. آنها در سن 15 سالگی افراد را برای انتخاب دین آزاد می‌گذارند، اما سؤال اینجاست که کدام نوجوان 15 ساله که والدینش بهایی هستند و در صورت انتخاب دین دیگر مرتد شده و جامعه بهائیت کنار گذاشته می‌شود از چنین کاری را انجام می‌دهد.

وی ادامه داد: آنها در این سن موضوعی به نام «جستجوی حقیقت» را عنوان می‌کنند که در واقع چیزی نیست جز تاکید بیشتر بر بهائیت.

این نجات یافته تشکیلات بهائیت با اشاره به اینکه بهائیان به افراد غیر بهائی غریبه می‌گویند که باید در معاشرت با آنها دقت کرد، خاطرنشان کرد:‌ هیچ بهائی حق و جرات ندارد کتاب‌هایی را در رد بهائیت بخواند.

شجاعی به جلسات اجباری درس اخلاق در تشکیلات بهائیت اشاره کرد که به طور هفتگی برگزار می‌شد و افزود: اگر دو یا سه جلسه در این جلسات شرکت نکنی، هیئت صیانت به در منزل شما آمده و تذکر می‌دهد.

مهدی جهانگیری یکی دیگر از نجات یافتگان این تشکیلات گفت: بهائیان افراد جدا شده را در پیش از انقلاب آزار و اذیت می‌کردند و امروز آنها را طرد می‌کنند تا تنبیه شوند.

وی خاطرنشان کرد: با تلاش‌های این تشکیلات بود که ایران در سازمان ملل به عنوان زیر پا گذارنده حقوق بشر محکوم شد تا فشار جامعه جهانی علیه کشورمان زیاد شود.

این نجات یافته تشکیلات بهائیت، این تشکیلات را زاده صهیونیسم خواند که تلاش می‌کند مردم را نسبت به دین خود بدبین کند و با بزرگ‌نمایی اختلافات موجود بین بهائیان و مسلمانان در مجامع بین‌المللی با مظلوم نمایی به اقامه دعوی بپردازند.

اولین پرونده حقوق بشری علیه ایران از سوی بهائیان باز شد

سیدکاظم موسوی کارشناس فرقه‌های انحرافی نیز در این خصوص گفت: پس از تسخیر لانه جاسوسی مشخص شد که بهائیان اولین پرونده حقوق بشری ایران را 12 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مجامع جهانی گشودند.

فخری داوری یکی دیگر از نجات یافتگان فرقه بهائیت در پاسخ به سؤالی در خصوص تفاوت‌های یک زن مسلمان و بهائی گفت: زن مسلمان اخلاق پسندیده بانو فاطمه زهرا را دارد و سعی می‌کند فرزندان خوب به جامعه تحویل دهد، اما بهائیت هیچ کدام از موارد را ندارد و تنها شعار می‌دهد. نهایت تعلیم و تربیت آنها تربیت دختران و پسرانی فاسد است.

الگوی زنان بهائی، زنان را به چند شوهری تشویق می‌کرد

مهناز رئوفی در این خصوص گفت: مقام زن در بهائیت و اسلام متفاوت است. در بهائیت الگوی ما «زرین‌ تاج» بود که بهاء آن را قرةالعین و قاهره می‌نامیدند. این خانم در قلعه شیخ طبری در جمع مردان با لباس حریر ظاهر شده و کشف حجاب کرد.

وی ادامه داد: این زن که الگوی زنان بهائی می‌باشد، اعلام کرد که زنان می‌توانند به هر تعداد که می‌خواهند شوهر داشته باشند و زن اگر از همسرش صاحب فرزندی نشد می‌تواند از مردان دیگر باردار شود.

این نجات یافته تشکیلات فرقه بهائیت با بیان اینکه در تعالیم مرزی برای حجاب نیست،‌ گفت: به عنوان نمونه فردی به عنوان الگوی ما معرفی کردند که شناگر بین‌المللی بود و در رسانه‌ها با لباس مخصوص شنا ظاهر می‌شد.

سیدکاظم موسوی در ادامه این مراسم در خصوص منابع مالی این تشکیلات گفت: این جریان از فضای باز اقتصادی کشور بهره برده و در حال حاضر به مال‌اندوزی مشغول است. آنها پولشویی، فرار مالیاتی و رشوه را در دستور کار دارند.

وی خاطرنشان کرد: افراد این تشکیلات در سال 1362 به جرم احتکار کالا در دوران جنگ محکوم شدند و در سال 2006 نیز رسانه‌های هندی از جاسوسی آنها در این کشور پرده برداشتند.

این کارشناس فرقه‌های انحرافی افزود: بهائیت در زمان انقلاب و در دوران جنگ زمین‌های مردم را به قیمت‌های نازل خریده و بعد در آن روستاها و شهرهای کوچک ادعاهایی را مطرح کردند و همچنین به احتکار کالا در دوران سخت اقتصادی مشغول بودند.

حسن جهانگیری یکی دیگر از نجات یافتگان این تشکیلات در پاسخ به این سؤال با بیان اینکه بهائیان در برخی صنایع و برندها مانند کمپانی‌های آلمانی و نیز تمامی شرکت‌های عینک‌سازی انحصار واردات را دارند، ‌افزود: من عینک فروش بودم و زمانی که مسلمان شدم با فشار زیاد از سوی تشکیلات روبرو شدم که دیگر نتوانستم به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهم.

مهناز رئوفی در پاسخ به این سؤال گفت بهائیان از نظر مالی وضعیت خوبی دارند و از نظر صنفی هیچ مشکلی ندارند. زمانی که مشکلی برایشان پیش می‌آید به این دلیل است که فعالیت‌هایی را علیه جمهوری اسلامی دارند و طبیعتا هر حکومتی فعالیت علیه خود را نمی‌پذیرند.

بهائیان در جنگ تحمیلی شرکت نکردند

ایمان شجاعی یکی دیگر از جداشدگان بهائیت در خصوص رویکرد این تشکیلات نسبت به میهن‌پرستی گفت: بهائیت قانونی دارد که نباید هیچ بهائی اسلحه دست بگیرد و بر همین اساس آنها در زمان جنگ ایران و عراق شرکت نکردند اما در دوران جنگ آمریکا علیه عراق و افغانستان جزو سربازان آمریکایی بودند که این جای سؤال است.

وی یادآور شد که نیمی از جمعیت بهائیان در زمان جنگ از کشور فرار کردند.

سیدکاظم موسوی در ادامه این مراسم در پاسخ به سؤالی در خصوص حق تحصیل بهائیان گفت: تشکیلات بهائیت در ایران غیرقانونی است و هر فعالیت تبلیغی آنها ممنوع می‌باشد. تا زمانی که بهائیان دست به تبلیغ نزده‌اند می‌توانند از امتیازات شهروندی استفاده کنند. در شناسنامه کسی قید دین ذکر نشده و بر همین اساس آنها می‌توانند به فعالیت اجتماعی خود ادامه دهند.

وی در پاسخ به این سؤال در خصوص نگاه تشکیلات بهائیت به امام عصر نیز گفت: سید علی محمد باب ابتدا ادعای نیابت و پس از آن ادعای امام عصر بودن را داشت اما بهاء این ادعا را به طور صریح اعلام نکرد.

انتهای پیام/خ

چرا خاتمی حاضر نیست به منتخب مردم تبریک بگوید؟

با سپری شدن 5 روز از اعلام نتیجه نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی، دبیرکل و رئیس‌شورای مرکزی مجمع روحانیون دراین‌باره سکوت کرده و حاضر نیستند پیام تبریک خطاب به رئیس‌جمهور منتخب صادر کنند.




به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان امروز چهارشنبه 29/03/92 نوشت:

با سپری شدن 5 روز از اعلام نتیجه نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی، دبیرکل و رئیس‌شورای مرکزی مجمع روحانیون دراین‌باره سکوت کرده و حاضر نیستند پیام تبریک خطاب به رئیس‌جمهور منتخب صادر کنند.

موسوی خوئینی‌ها پیش از انتخابات علنا خواستار تحریم این جشن‌ ملی شد و سکوت او طبیعی است اما خاتمی که از عارف حمایت می‌کرد، سرانجام مجبور شده بود به اعتبار آرای پایین نامزد اصلاح‌طلبان در نظرسنجی‌ها و با توصیه مشاوران خود از روحانی اعلام حمایت کند.

با این حال اکنون که 5 روز از اعلام نتیجه انتخابات می‌گذرد، محمد خاتمی حاضر نشده پیروزی حسن روحانی را به وی تبریک بگوید. این در حالی است که همه رقبای انتخاباتی روحانی، پیروزی وی در انتخابات و جلب اعتماد اکثریت مردم را تبریک گفتند. آقای روحانی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود تصریح کرد که روحانی رئیس‌جمهور همه ملت است و نه گروه‌ها و اشخاص خاص.

خاتمی دیروز در پیامی درگذشت جلیل شهناز از اساتید موسیقی را تسلیت گفت.

شایان ذکر است رجب مزروعی عضو خارج‌نشین حزب مشارکت پیش از انتخابات در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود: اگر روحانی شکست بخورد، مصیبتی برای اصلاح‌طلبان نیست چرا که آنها نیروی اجتماعی خود را دارند.

زمستان فتنه 88 گذشت اما روسياهي به زغال ماند

انتخابات 92 با همان شوراي نگهبان و همان مجري انتخابات سال 88 برگزار شد/
زمستان فتنه 88 گذشت اما روسياهي به زغال ماند



 

عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس گفت: تعداد آرايي که سبب شد تا انتخابات به دور کشيده نشود در حدود 350 هزار راي از مجموع بيش از 36 ميليون راي بود، فراموش نمي‌کنيم اين همان نظامي است که 4 سال پيش با اختلاف 11 ميليون راي ميان نفر اول و دوم را اعلام کرد و مظلومانه از سوي فتنه گران متهم به تقلب شد؛ اين بار ملت با پاسخ به فتنه‌گران و با تکرار آن شيريني از امانتداري نظام دفاع کرد؛ آري زمستان فتنه 88 گذشت اما روسياهي به زغال ماند.

به گزارش خبرنگار پارلماني باشگاه خبرنگاران؛ غلامعلي حدادعادل در نطق ميان دستور خود در جلسه علني امروز دوشنبه 27 خرداد گفت: به فضل الهي انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري با حضور پرشکوه ملت ايران در پاي صندوق‌هاي راي برگزار شد و مردم با پاسخي پرشور و صميمانه به دعوت مقام معظم رهبري حماسه سياسي خلق کردند و با تحکيم رابطه ملت و نظام اسلامي بر عزت و اقتدار جمهوري اسلامي افزودند.
وي افزود: خداوند بزرگ را شکر بايد گفت که چنين توفيقي را نصيب ملت ايران کرد،  هم‌چنين تبريک بايد گفت به ملت ايران که پيروز اين ميدان بود و به جناب آقاي حسن روحاني نيز رئيس منتخب مردم بايد تبريک گفت که توانست اعتمادملت را با موفقيت کسب کند.
حدادعادل با اشاره به برگزاري انتخابات 24 خرداد تصريح کرد: انتخابات به خوبي برگزار شده و از نظم و نشاط قانوني بالايي برخوردار بود، ملت ايران نشان داد که ملتي با فرهنگ، بافضيلت، هوشمندي سياسي و اجتماعي و صاحب بصيرت است هم چنين امنيت و آرامش حاکم بر فضاي انتخابات همراه با شور و نشاط حاکي از آزادي و سلامت انتخابات معرف و مبشر مردم سالاري ديني است که دستاورد بزرگ انقلاب اسلامي است.
نماينده تهران، ري، شميرانات ادامه داد: حضور و مشارکت چشم‌گير مردم در انتخابات و پاي صندوق‌هاي راي بيانگر اين است که مردم به نظام اسلامي اعتماد داشته و به رهنمود مقام معظم رهبري پس از انتخابات سال 88 که در خطبه نماز جمعه فرمودند "جمهوري اسلامي اهل تقلب در انتخابات نيست"  معتقدند؛ اين انتخابات با همان شوراي نگهبان و همان دولت و همان مجري انتخابات سال 88 برگزار شد.
وي افزود: تعداد آرايي که سبب شد تا انتخابات به دور کشيده نشود در حدود 350 هزار راي از مجموع بيش از 36 ميليون راي بود، فراموش نمي‌کنيم اين همان نظامي است که 4 سال پيش با اختلاف 11 ميليون راي ميان نفر اول و دوم را اعلام کرد و مظلومانه از سوي فتنه گران متهم به تقلب شد و شيريني آن انتخابات به کام ملت ايران تلخ شد، اين بار ملت با پاسخ به فتنه‌گران و با تکرار آن شيريني از امانتداري نظام دفاع کرد؛ آري زمستان فتنه 88 گذشت اما روسياهي به زغال ماند.
حدادعادل اظهار داشت: اميد است آقاي روحاني رئيس جمهور منتخب ملت ايران در خدمت مردم بزرگوار ايران موفق باشد و به شعارهاي انتخاباتي خود در مستقل، معتدل و عقلانيت جامعه عمل بپوشاند و با گسترش امنيت و آرامش به حل مشکلات به ويژه مشکلات اقتصادي که مهمترين و فوري‌ترين مسئله دولت آينده است موفق شود.
وي ادامه داد: ملت ايران از رئيس‌جمهور منتخب انتظار دارد که پاسدار استقلال کشور و انقلاب اسلامي بوده هم‌چنين پيرو ولايت فقيه باشد، ملت انتظار دارد که رئيس‌جمهور با استفاده از همه ظرفيت‌هاي ديپلماسي و در مذاکره با سلطه‌گران و بيگانگان حافظ منافع و مصالح ملي کشور باشد، ما نمايندگان مجلس و از جمله نمايندگان عضو فراکسيون اصولگرايان آمادگي خود را براي هر گونه همکاري و تعامل با دولت آينده اعلام مي‌کنيم و اميدواريم که آقاي روحاني که سابقه 5 دوره نمايندگي مجلس را در کارنامه سياسي خود دارد بتواند ساز و کار مناسبي براي تعامل به وجود آورد.
حدادعادل با اشاره به سخنان نوروزي مقام معظم رهبري در مشهد اظهار داشت: مقام معظم رهبري در سخنان خود براين نکته تاکيد داشتند که رئيس‌جمهور منتخب مردم بايد در حفظ توانايي و مزيت‌هاي دولت‌هاي گذشته و پرهيز از دردها و مشکلات گذشته تلاش کنند.
عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس تاکيد کرد: با نگاهي به گذشته، ما رئيس‌جمهور منتخب را به مقابله با اشرافيت و تجمل گرايي و وادادگي فرهنگي دعوت مي‌کنيم، هم چنين از او انتظار داريم که تا مراقب باشد در دولت ايشان به مخالفان دولت ديني و معاندان ميدان عمل داده نشود و نظريه پردازان مخالف انقلاب اسلامي ميان‌دار و ميدان‌دار نگردند.
وي افزود: انتظار ما از رئيس‌جمهور منتخب اين است که بر طبل تضاد و اختلاف ستيزه نکوبد و در پي تامين وحدت قواي سه گانه و تحکيم اين وحدت باشد هم چنين در تقويت وحدت ميان گروه‌ها و قشرهاي ملت ايران بکوشد.
حداد عادل تصريح کرد: از رئيس‌جمهور منتخب مردم ايران انتظار داريم که با مفاسد اقتصادي مبارزه‌اي جدي و بي امان داشته باشد و در انتخاب وزيران و همکاران، خود را به يک جريان سياسي خاص محدود نسازد، و مخصوصا کساني را به مجلس معرفي کند که به مبارزه با مفاسد اقتصادي اعتقاد داشته باشد.
نماينده ري، تهران، شميرانات در پايان خاطر نشان کرد: ما از رئيس‌جمهور منتخب که خود موفق به کسوت روحاني است انتظار داريم که پاسدار دين و ارزش‌ها و اعتقادات فرهنگي انقلاب اسلامي باشد، همه نمايندگان مجلس اميدوارند در دولت آقاي روحاني اميد برجامعه و تدبير بر رفتار دولت حکمفرما شود و با شروع کار دولت جديد فصل جديدي از انقلاب و جمهوري اسلامي پديد آيد، اطمينان داشته باشيد که در اين مسير ما با شما همدل، همراه و همکار و هم فکر هستيم.

نوری‌زاده: روحانی اصلاح‌طلب نیست/ نامزد اصلاح‌طلبان رأی نداشت


خبرگزاری فارس: نوری‌زاده: روحانی اصلاح‌طلب نیست/ نامزد اصلاح‌طلبان رأی نداشت



عناصر معارض جمهوری اسلامی با ابراز تردید نسبت به حسن روحانی می‌گویند او اصلاح‌طلب نیست و منصوب رهبری در شورای عالی امنیت ملی است.


به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دانا، عناصر معارض جمهوری اسلامی با ابراز تردید نسبت به حسن روحانی می‌گویند او اصلاح‌طلب نیست و مستقل از اصلاح‌طلبان به عرصه انتخابات آمده و منصوب رهبری در شورای عالی امنیت ملی است.

در این زمینه «محمدرضا-ی» همکار فراری نشریات زنجیره‌ای به صدای آمریکا گفت: روحانی اصلاح‌طلب نیست و هیچ اصراری هم ندارد که خودش را اصلاح‌طلب بنامد. این در حالی است که آقای عارف خودش را اصلاح‌طلب می‌دانست. اما چون در نظرسنجی‌ها حتی نظرسنجی‌های اصلاح‌طلبانه او دارای رای بالایی نبود، اصلاح‌طلبان از روحانی حمایت کردند.

مرتضی -ک از همکاران متواری گروهک ملی-مذهبی نیز که در پاریس اقامت دارد به یک رسانه اپوزیسیون (رادیو کوچه) گفت: آقای خامنه‌ای ترجیح داده بود از رقابت‌های انتخاباتی دور باشد. آقای روحانی نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی است به ویژه این که روحانی از معتمدین نظام بوده و بخشی از جریان راست هم او را بر دیگر رقبا ترجیح می‌دهند.

وی در مصاحبه با رادیو فردا نیز تصریح کرد: حسن روحانی به اصلاح‌طلبی شهره نیست هر چند هاشمی و کارگزاران و خاتمی از او حمایت کرده‌اند. او مورد اعتماد رهبری بوده است.

از سوی دیگر علیرضا نوری‌زاده به شبکه الجزیره گفت: حسن روحانی به هیچ‌وجه اصلاح‌طلب نبوده و نیست و نماینده رهبری و نزدیک به رهبر و همواره میانه‌رو بوده است.

اصلاح‌طلبان که حامی عارف بودند، در نظرسنجی‌ها دریافتند که عارف حداکثر 10 درصد آرا را کسب می‌کند.

نوری‌زاده گفت: از نظر رهبری این انتخابات یک همه‌پرسی برای نظام ایران بود، زیرا می‌خواهد بگوید جمهوری اسلامی وجهه مردمی دارد. نظام زیرکی به خرج داد و انتخابات شوراهای شهر را با انتخابات ریاست‌جمهوری همزمان کرد.(!) مسئولان نظام هر رای‌دهنده را که پای صندوق‌ها رفت نماد وجهه قانونی و مردمی نظام تلقی می‌کنند.

به گزارش دانا، گفتنی است رجب مزروعی عضو متواری فراکسیون مشارکت در مجلس ششم در مصاحبه با رادیو فردا در شب انتخابات گفته بود: روحانی رای بالایی دارد اما اگر هم شکست بخورد، این مصیبتی برای اصلاح‌طلبان نیست چرا که آنها نیروی اجتماعی خود را دارند و آن بخشی هم که شرکت نکردند، جنبش سبز را می‌سازند. بنابراین شکست روحانی شکست و مصیبتی برای اصلاح‌طلبان نخواهد بود.

 

 

جمهوری اسلامی اهل خیانت در آرای مردم نیست

یامین‎پور: شماتت حزب‎الهی‎ها خیانت است

وحیدیامین پور در صفحه گوگل پلاس خود نوشت:

ما هم خوشحالیم که زیر سایه ی ولایت طعم پیروزی را می چشید

کسانی که سربازان از پیکار برگشته را شماتت می کنند، خائن اند. ماجرای ما همان ماجرای لشکر زخمی پس از اُحد است. نیزه های شکسته و پرچم های نیم سوخته ...به شماتت ابلهان گوش نکنید.
 
عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم: چه بسا که از چیزی بدتان می آید ولی برای شما بهتر است... باشد تا آنانکه حماسه ی سیاسی 88 را به سرافکندگی فتنه بدل کردند دریابند که امّت حزب الله جمهوریت را فدای اشرافیت نمی کند و از آراء رقیبش آنچنان حمایت می کند که از ناموس خود. حسن روحانی از صندوق های دولتی بیرون آمد که به دروغگویی مشهورش کرده بودند. وفاداران به ایران در آراء خیانت نمی کنند.
 
ما هم خوشحالیم که زیر سایه ی ولایت طعم پیروزی را می چشید. رهبر انقلاب در 2 خرداد 76 دربرابر جریان راست ایستاد و از آراء خاتمی دفاع کرد. در 3 تیر 84 دربرابر هاشمی ایستاد و از آراء احمدی نژاد دفاع کرد. در 22 خرداد 88 در برابر کل دنیا ایستاد و از آراء مردم حمایت کرد و امروز همانطور. این شگفتی خمینی است؛ همان نظامی که به دیکتاتوری متهمش میکنند.
 
پ ن: جای حاجی بخشی خالی که پرچم بچرخاند و بلند بلند بگوید ماشاءالله ... حزب الله

شنبه پس از انتخابات



تقلب , انتخابات آزاد , ایجاد تردید , وحالا مدعیان عدم حضور نمایندگان بعضی از نامزدها

عده ای مدعی شده اند که در زمان شروع رأی گیری و بعد از آن اجازه حضور نمایندگان بعضی از کاندید ها در حوزه های رأی گیری وجود نداشته


12:15 معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران و مصطفی کواکبیان دبیر کل حزب اصلاح‌طلب مردمسالاری در حسینیه ارشاد در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران شرکت کردند.  کواکبیان در پاسخ به سوال خبرنگاران گفت: من بعد از عدم احراز صلاحیتم زیاد صحبت نکردم. اجازه دهید انتخابات برگزار شود بعدا در خدمت‌تان خواهم بود.

ابتکار نیز گفت: از عدم حضور نماینده کاندیداها بر سر صندوق‌های رای نگرانم و امیدوارم نمایندگان کاندیداها بتواند بر سر صندوق‌های رای حضور داشته باشند.


 

13:17 صولت مرتضوی دبیر ستاد انتخابات وزارت کشور در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود نمایندگان آقای روحانی نمی‌توانند در مراکز شعب اخذ رای حضور پیدا کنند، گفت: این کذب محض است و امکان ندارد که کسی کارت داشته باشد، اما امکان حضورش در شعب اخذ رای وجود نداشته باشد.


عیسی فرهادی فرماندارتهران در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس با اشاره به اینکه برخی از سایت‌ها خبری منتشر کرده‌اند مبنی بر اینکه کارت‌های ناظران آقای جلیلی روز گذشته تا ساعت یک صادر شده است ولی کارت های ناظران آقای روحانی در ستادها تا این لحظه صادر نشده است، گفت: این موضوع درست نیست و به شدت این خبر را تکذیب می کنیم.

وی ادامه داد: ما حتی فراتر از قانون نیز با آنها همکاری کرده ایم ولی باز هم اخبار دروغ منتشر می کنند.

فرماندار تهران دوباره تأکید کرد که خبر منتشره مبنی بر اینکه کارت های ناظران ستادهای انتخاباتی روحانی تا این لحظه داده نشده است، دروغ محض است.


 

 

 

حزب‌اللهی در انتخابات به چه کسی رأی بدهند؟/بازهم بازی ذبح اصلح به پای صالح!

وحید یامین پور

ساعت های منتهی به انتخابات تحلیل های عجیبی منتشر می شود. عده ای میگویند باید آراء برای قالیباف ریخته شود تا در برابر روحانی شکست نخورد. حتی برخی از کسانیکه برای رأی دادن به جلیلی حجت شرعی دارند هم ممکن است با این استدلال متقاعد شوند. ولی این حرف ها بی مبناست و اشتباهی استراتژیک است.

اولاً: هرچند فاصله ی بسیار نزدیک کاندیداها اعتبار نظرسنجی ها را زیر سوال می برد ولی روشن است که انتخابات دو مرحله ایست و هیچ کاندیدایی به هیچ وجه نخواهد توانست بیش از نیمی از آراء را کسب کند. بنابراین رای بیشتر قالیباف برای کسانیکه به اصلح بودن اوقائل نیستند وجه شرعی ندارد و برای اوفایده ای هم ندارد.علاوه براین مفهوم صالح مقبول اینبار کاربرد دقیقی ندارد. هیچ برآورد دقیق و تحلیل واقع بینانه ای نشان نمی دهد که قالیباف صالح مقبول است. تکثر آراء و گرایش آراء به نسخه های اصیل گفتمانی این کاربرد را بی وجه کرده است.

 ثانیاً: چرا عده ای رفتن روحانی را به دوردوم مفروض گرفته اند؟ این روشن است که رأی روحانی رشد کرده ولی حتی در نظرسنجی هایی که نشان می دهد روحانی دوم است، فاصله ی او با جلیلی آنقدر نیست که موفقیت او را مفروض بگیریم(در آمار و نظرسنجی اساساً تا 5 درصد احتمال خطا وجود دارد و فاصله این کاندیداها کمتر از 5 درصد است). برخی تصور میکنند با انصراف دکتر عارف، همه ی آراء او که در عموم نظرسنجی ها حدود 4 تا 6 درصد بوده، به سبد دکتر روحانی ریخته می شود؛ این تحلیل اشتباهی است.

روحانی هنوز برای بسیاری از اصلاح طلبان چهره ای متعلق به راست سنتی با سابقه ای ضد اصلاحات است. هنوز تعابیر و رفتارهای تند دبیرشورای عالی امنیت ملی در برخورد با فتنه ی کوی دانشگاه و آشوبگر خواندن معترضان و دستگیری و بازجویی از آنها از خاطر اصلاح طلبان نرفته است. بنابراین احتمالا بخش زیادی از طرفداران عارف با انصراف او کلا از شرکت در انتخابات منصرف خواهند شد. طبعاً شادی اصلاح طلبان رادیکال از پیروزی یکی از اعضای جامعه روحانیت برای دانشجویان علوم سیاسی مضحک خواهد بود.اما بخش دیگری از رأی غیرسیاسی عارف هم ترجیحاً به سبد ولایتی ریخته خواهد شد. طبقه ی متوسط با گرایش دانشگاهی، طبعاً از سوابق میلیتاریستی کسانی چون روحانی، رضایی و قالیباف واهمه دارد. حتی تکرار جمله ی «من سرهنگ نیستم» روحانی این اطمینان را ایجاد نخواهد کرد. او در سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی اتفاقاً نشان داده که ذاتاً گرایش های میلیتاریستی دارد. 

ثالثاً: باید تلاش کنیم دوقطبی جلیلی-قالیباف گزینه های دور دوم انتخابات باشند نه دوقطبی پرهزینه ی روحانی-قالیباف؛ بنابراین اتفاقاً رأی دادن به جلیلی با این شرایط ضرورت بیشتری دارد. سبد رأی قالیباف با روحانی اشتراکاتی دارد و همانطور که با ثبت نام هاشمی بخش زیادی از آراء قالیباف جابجا شد و حتی برخی اعضای ستاد او هم نقل مکان کردند، در دور دوم هم به احتمال زیاد آراء معیشتی و غیر گفتمانی قالیباف تمایل بیشتری به گزینه ی اوریجینال معیشت گرایان یعنی روحانی پیدا خواهند کرد. پس *دوقطبی قالیباف-روحانی ممکن است به سرانجام دوگانه ی ناطق نوری-خاتمی منتهی شود*. صرف نظر از اینکه زمزمه هایی به گوش میرسد تا عده ای بالاخره در روزهای سرنوشت ساز دور دوم CD های رنگارنگی منتشر کنند تا قالیباف را رسماً از صلاحیت بیاندازند. نتیجه اینکه تلاش حامیان قالیباف برای جلب رأی حامیان جلیلی نهایتاً بازی خطرناکی را هم برای خود آنها و هم برای همه ی اصولگرایان رقم خواهد زد؛ به عبارت دیگر رأی دادن به قالیباف بجای جلیلی به معنای قطعی شدن رفتن روحانی به دور دوم است و این اتفاق بسیار پرهزینه ایست.


فیلمی که در لینک زیر است نمونه کوچکی از 

تفاوت دیدگاه های کاندیدا های انتخابات ریاست جمهوری رو نشون میده ; تفاوت گفتمان ; تفاوت نگاه ; و...
صفحه سایت فارس

لینک دانلود مستقیم فیلم


فیلم/ انتخابات چه چیزی را از یادمان برد

کلیپ «دشمن را از دور باید دید» با بهره‌گیری از فرمایشات رهبر معظم انقلاب و صحبت‌های حجت‌الاسلام پناهیان، فضای روزهای انتخاباتی کشور و در حاشیه رفتن برخی وقایع را تشریح می‌کند.

دلایل جالب حمید داوودآبادی برای رای دادن به دکتر سعید جلیلی

به گزارش رجانیوز، حمید داوودآبادی فعال فرهنگی و نویسنده دفاع مقدس در وبلاگ «خاطرات جبهه» نوشت: «به لطف و عنایت پروردگار، با افتخار تمام در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری شرکت می کنم و با کمال آگاهی و علاقه، رای خود را به نام برادر عزیز و جانباز و ساده زیست و مومن دکتر "سعید جلیلی" خواهم داد.» 

نویسنده کتاب «از معراج برگشتگان» در ادامه می نویسد: «با وجودی که تا امروز هیچ گونه ملاقات و همکلامی با ایشان نداشته ام، به دلیل اینکه طی هفته های اخیر بسیاری از آنچه در او مشاهده کرده ام در دیگران نیافتم، وی را بهترین فرد برای ریاست جمهوری اسلامی ایران می دانم.
 
حداقل این است که: آقازاده هایش دختر و پسر در لندن ساکن نیستند و نان اجنبی تناول نمی کنند.
 
حداقل این است که: پسرش به غرب پناهنده نشده و علیه جمهوری اسلامی هتاکی نکرده است.
 
حداقل این است که: پسرش از پوچی دست به خودکشی نزده است.
 
حداقل این است که: فرزندانش امپراطوری فرهنگی رسانه ای براه نینداخته و نشریات گل منگلی با پول ناقابل بیت المال (ببخشید، مال البیت) برای ترویج فرهنگی کاملا مغایر با فرهنگ اسلام و انقلاب اسلامی فراهم نیاورده اند.
 
حداقل این است که: به بهانه تعلیم و تربیت، مجتمع های فرهنگی و غیرانتفاعی از بیت المال فراهم نیاورده است.
 
حداقل این است که: غیرت داشت، اهل شرافت بود، شهامت به خرج داد و در شلمچه از جان خویش برای دفاع از دین و میهن مایه گذاشت.
 
حداقل این است که: در صحبت هایش یک بار پز جبهه بودن و سردار و دکتر بودن نداد.
 
حداقل این است که: به نظر شخصی بنده، در روزگاری که همه خود را آن می دانند که گفتن ندارد، او فقط خود را سربازی پای کار و آماده جانبازی برای ولی فقیه خویش حضرت آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای (حفظه الله) می داند.
 
پس روز جمعه 24 خرداد 1392 در حماسه ای دیگر، همه باهم:
 
                                «دکتر سعید جلیلی»

چه کسانی خواستار ورود ایران به جنگ با آمریکا در حمایت از صدام بودند؟

در مستند تبلیغاتی آقای روحانی از کسانی یاد شد که در زمان جنگ اول خلیج فارس، خواستار ورود ایران به جنگ علیه آمریکا در حمایت از صدام شدند. این افراد و جریان سیاسی آنها اکنون از کدام کاندیدا حمایت می‌کنند؟

برای پاسخ به سوال بالا به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

جریان «تردید» بعد از «فتنه» و «انحراف» کشور را تهدید می‌کند

تبریزجلیلی در جمع مردم تبریز

جلیلی گفت: جریان تردید می‌خواهد نقاط قوت ما را نقاط ضعف معرفی کند، افزود: این جریان می‌خواهد ما را از مقاومت در برابر دشمنان باز دارد.

به گزارش ستاد مردمی حیات طیبه، به نقل از خبرگزاری فارس، دکتر جلیلی شنبه شب در جمع مردم تبریز در سالن پورشریفی اظهار کرد: بعد از فتنه و انحراف، امروز خطر جریان دیگری ما را تهدید می‌کند، خطر جریان تردید است.

وی با بیان اینکه جریان تردید می‌خواهد نقاط قوت ما را نقاط ضعف معرفی کند، افزود: این جریان می‌خواهد ما را از مقاومت در برابر دشمنان باز دارد.

جلیلی با بیان اینکه مردم ایران ۵۰ سال است با شعار اعتقادمحور خود در عرصه داخلی و خارجی حرکتی جدید را رقم زده‌اند، گفت: از پنجاه سال پیش تاکنون دو خط قایل به ربوبیت الهی است و خط شیطان در ایران مقابل هم صف آرایی کردند.

وی با اشاره به تقابل دو خط معتقد به ربوبیت الهی و خط مبتنی بر تفکر شیطانی موئلفه‌های خط امام و گفتمان انقلاب اسلامی را ایمان و امید دانست.

جلیلی افزود: خط اسلام ناب و امام دو موئلفه داشت: عمیقا به وعده‌ها باور داشت و چون به این وعده‌ها باور داشت به آینده امیدوار بود.

جلیلی  با بیان اینکه در برابر خط اسلام و ناب و امام، خط کفر با دو موئلفه تهدید و تردید قرار دارد، گفت: تقابل این دو جبهه واقعی و در همه عرصه‌هاست.

وی با اشاره به ۵۰ سال تلاش در راستای رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی دوره دفاع مقدس را تلاش دشمن برای جلوگیری از تثبیت نظام جمهوری اسلامی دانست و گفت: تلاش دشمن برای ناامید کردم مردم از انقلاب با استفاده از تهدید و تحریم بوده و دشمن هرجا بیشتر فشار آورده، پیروزی‌های بیشتری نصیب ملت شده است.

وی تصریح کرد: تجربه ۵۰ سال نشان داده است هرجا همه مردم اراده کرده‌اند، دشمن نتوانسته‌ کشور را از پیشرفت‌هایش باز دارد.

جلیلی ادامه داد: دشمن خود متوجه شده است که تهدید و ترفندهای تبلیغاتی راه به جائی نمی‌برد و امروز قصد دارد با ایجاد تردید در ادامه مسیر، ملت را از ادامه مسیر منصرف کنند.

نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ادامه داد: بعد از فتنه و انحراف، امروز خطر جریان دیگری ما را تهدید می‌کند که این خطر، خطر جریان تردید است.

وی افزود: این جریان می‌خواهد نقاط قوت ما را نقاط ضعف معرفی کند و ما را از مقاومت در برابر دشمنان باز دارد.

جلیلی گفت: این جریان به جای ارزیابی دقیق و صحیح از پیشرفت‌های کشور با توسل به برخی کاستی‌ها چنان وانمود می‌کند که کشور دچار هزینه‌های سنگین شده است که نه تنها پیشرفت نمی‌کند بلکه در حال پسروی است.

وی افزود: این بحث تردید بحث جدیدی نیست و باید با یک ارزیابی صحیح از مسیری که داریم و با توسل به یک ایمان واحد آن را کنار بزنیم.

احتمال بررسی مجدد صلاحیت حسن روحانی از سوی شورای نگهبان


یک منبع آگاه در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس گفت: به دلیل اظهارات ضد امنیتی و غیرقانونی حسن روحانی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، شورای نگهبان تصمیم دارد تا صلاحیت این کاندیدا را در جلسه فردای خود مجددا مورد بحث و بررسی قرار دهد.

وی افزود: حمایت از سران فتنه در جلسات سخنرانی، افشای اطلاعات نظام و حرکات ضد امنیتی همچون همایش حامیان روحانی در جماران از جمله مواردی است که شورای نگهبان تصمیم دارد تا به این دلایل صلاحیت این کاندیدا را مجددا مورد بررسی قرار دهد.

این منبع آگاه تاکید کرد:‌ همچنین حرکات خیابانی مانند همایش ورزشگاه شهید شیرودی از دیگر مواردی است که شورای نگهبان تصمیم گرفت تا صلاحیت این کاندیدا را مورد بررسی مجدد قرار دهد.

تأثیر مناظرات بر کیفیت کلید حسن روحانی

قبل از مناظره سیاسی

بعد از مناظره سیاسی

فيلم: بخش‎های مهم سخنان دكتر جليلي در مناظره سیاسی

فيلم: بخش‎های مهم سخنان دكتر جليلي در مناظره سیاسی
از پاسخ تمام کننده به عارف تا چالش با ولایتی؛
ایراد به برنامه قالیباف و طعنه به رضایی

آخرين مناظره كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري بيش از آنكه فضايي براي تبليغات باشد، عرصه‌اي براي تقابل دو نگاه انقلابي و ديپلماتيك به عالم سياست بود.

به گزارش رجانيوز، اين مناظره توانست ديدگاه‌هاي مخفي نامزدها كه با ملاحظات خاص در هاله چهره سياسي و ديپلماتيك مستور مانده بود را بهتر به نمایش بگذارد.

با اين حال آنچه كه در مناظره روز گذشته نمايان شد برتري نگاه انقلابي به عرصه سياست بود.

رجانيوز فيلم‌ بخش های مهم سخنان دکتر جلیلی در این مناظره را منتشر مي‌كند.


انتقادات جلیلی از اظهارات محمدباقر قالیباف، روحانی و محمدرضا عارف

نقد دکتر جلیلی به دیپلماسی حسن روحانی در مذاکرات هسته‌ای

موضع گیری دو پهلو محسن رضایی نسبت به روند مذاکرات هسته‌ای و پاسخ دکتر جلیلی

دکتر جلیلی:بین حق و باطل راه رفتن معنی اش میانه روی و دوری از افراط و تفریط نیست

انتقاد مهم دکتر جلیلی به اظهارات دکتر عارف

دکتر جلیلی خطاب به عارف: آیا قبول دارید در فتنه سال 88 یک ظلم بزرگی علیه نظام صورت گرفت؟

دیدگاه متفاوت دکتر جلیلی نسبت به اظهارات دور از انتظار دکتر ولایتی

پاسخ صریح دکتر جلیلی به ادعای غیر مستدل دکتر ولایتی درباره مذاکرات آلماتی-2 و دیپلماسی فعال هسته ای در دفاع از حق مسلم ملت ایران

برای دیدن هر کدام از این رویدادها اینجا کلیک کنید

فیلم/حامیان خارج نشین عارف

گزیده ای از برنامه های شبکه های وهابی که خود را سنّی معرفی میکنند

واكنش پدر شهيد احمدي روشن به اظهارات شب گذشته حسن روحاني:

آقاي روحاني! مگر در زمان شما فعاليتي هم مي‌شد كه شهيد هسته‏اي بدهيم؟!/
سخنان شما دل خانواده شهداء را خون كرد

 

 

پدر شهيد هسته‌اي مصطفي احمدي روشن گفت: آقاي روحاني با اين سخنان به دنبال فرافكني است و مي خواهد گناه خود را به گردن ديگران بيندازند.

 

ادامه نوشته

بخش دوم و پایانی/فتنه از دیدگاه امام علی(ع)

۵. هم‌پیمانی فتنه‌گران با یکدیگر

همان‌گونه که رادمردان تاریخ، عظمت‌ها و نیکی‌ها را از یکدیگر اقتباس می‌کنند،‌ تبهکاران نیز فتنه، فساد و پستی‌ها را برای هم به ارث می‌گذارند. زمانی که ستمکارى و تبهکارى به بالاترین حدّ خود می‌رسد و دیگر کمترین امیدى براى انصراف آنان نمی‌ماند، براى تکمیل نابکاری‌هاى خود ـ که ناشى از بى‌نهایت‌گرایى آدمى است ـ اقدام به تولید مثل و پیمان بستن با امثال خود مى‌کنند؛ زیرا هیچ ارزش و حقیقتى براى آنان مطرح نیست. از سوی دیگر، براى تقویت یا توجیه وضع خود، نیازمند یاران همساز و هم‌مشرب‌اند که این بدون بستن پیمان‌ها و داد و ستدها، تملق‌گفتن و حتى فرهنگ‌سازی تصنعى، امکان ندارد.

ادامه نوشته

بخش اول/فتنه از دیدگاه امام علی(ع)

چکیده

«فتنه» در نهج‌البلاغه به معنای «آزمایش الهی» است که یکى از ضرورت‌هاى محرک بشر برای پیشرفت و موجب تحریک احساس حق‏جویى و حق‌یابى مى‌باشد. این واژه به معنای «دورشدن جامعه از دین، و حاکمیت ارزش‌های غیر الهی بر جامعه» نیز می‌آید؛ چنان‌که از اوضاع حاکم بر عصر جاهلیت به عنوان فتنه یاد شده است؛ اما بیشترین مطالب نهج‌البلاغه درباره فتنه، مربوط به رویدادهایی است که جنبه آشوب دارد و توسط هواپرستان و بدعت‏گذاران در دین با آمیختن حق و باطل پدیدار می‌شود.

امام علی(ع) شکل گرفتن فتنه را پنهانی، و رشد آن را سریع می‌داند. ضمن تبیین ماهیت فتنه و آشکار ساختن ابعاد مختلف آن، داشتن بصیرت، وانهادن عداوت و نفرت از یکدیگر، ترک فخرفروشی، پرهیز از اقدام نابه‌هنگام، حفظ هشیاری و با احتیاط قدم برداشتن، پرهیز از مستى‌هاى نعمت، پیروی از رهبری صالح، و راست‌گویی رهبران با مردم را از عوامل مصون ماندن جامعه‌ها از آفت‌های فتنه‌ها معرفی می‌کند.

واژگان کلیدی: فتنه، حق، باطل، هوای نفس، غوغاسالاری، بصیرت.

ادامه نوشته

تروریسم رسانه ای غرب !

تروریسم رسانه ای غرب!/ کارتون: محمدعلی خلجی

هاشمی رفسنجانی در یک قدمی رد صلاحیت

هاشمی رفسنجانی در یک قدمی رد صلاحیت


به نقل از ۵۹۸:الف:  شنیده ها حاکی از آن است که اکثریت اعضای شورای نگهبان معتقدند که هاشمی صلاحیت حضور در این دوره از انتخابات را ندارد. این خبر البته هنوز بصورت رسمی تائید نشده است. کدخدائی اعلام کرده بود که تا آخر اردیبهشت تکلیف رقبا مشخص می شود و وزارت کشور تصمیم شورای نگهبان را اعلام می کند.