مصداق عینی "ملاک حال فعلی افراد است"
یک فرمانده دفاع مقدس با بیان اینکه کسی که معاون امنیت خاتمی بود و چند قتل را پشتیبانی کرده بود بعداً این اقدامات را به گردن چند بچه حزب اللهی انداخت گفت: بعد از آن نیز قتلهای زنجیرهای اتفاق افتاد و فتنه از همان جا آغاز گشت.
به گزارش خبرنگار «نسیم»، مهمترین محورهای سخنان "حسین الله کرم" از جانبازان هشت سال دفاع مقدس که در مراسم سالگرد شهید پازوکی از شهدای تفحص در بهشت زهرا تهران سخن میگفت بدین شرح است: 
- اولین شهدای تفحص شده در دهه هفتاد به میان مردم آورده شدند و تاثیر آوردن این شهدا به میان مردم در فتنه 88 مشخص شد.
- حضرت آقا بارها فرمودهاند؛ "شهدا مانند ستارهها هستند که میتوان راه را با آنها یافت"..شهدا در فتنه 88 مانند ستارگان عمل کردند و مسیر را به مردم نشان دادند زیرا اگر تفحصگران شهدا، شهدای تفحص شده را نمیآوردندجریان 9 دی به وجود نمیآمد؛ پس باید گفت جریان 9 دی توسط شهدا رقم خورد.
- خیلی عجیب است که سران جبهه دوم خرداد، تعدادی بچه بسیجی را که در فرودگاه تجمع میکنند را انگ ترور میزنند و نمیدانند که خودشان آلت دست صهیونیست و آمریکاییها هستند.
- کسی که معاون امنیت خاتمی بود و چند قتل را پشتیبانی کرده بود بعداً این اقدامات را به گردن چند بچه حزب اللهی انداخت که بعد از ان نیز قتلهای زنجیرهای اتفاق افتاد و فتنه از همان جا آغاز گشت.
- یکی از اهداف ایجاد فتنه 88 این بود که نیروی انتظامی، بسیج و سپاه از بین برود و جمهوری اسلامی کم کم تضعیف و جای خود را به آنها بدهد.
- دانشجو هیچ وقت برای اعتراض به خیابان نمیآید و اغتشاش و شلوغی راه نمیاندازد؛ فتنه 88 کار خود جریان دوم خرداد بود.
- در این فتنه خیلی از بزرگان انقلاب فدا شدند! مگر کسی باورش میشد موسوی که مدافع انقلاب بود با یک ادعا مملکت را به هم بزند؟ مگر کسی باورش میشد کسی که روزی رئیس مجلس بوده است ادعا کند که در زندان های کشور به زندانیان تجاوز میشود؟.
- شهید پازوکی جانباز 60 درصد بود و 8 گلوله در عملیات والفجر خورده بود و دیگر تکلیفی برای حضور در جنگ نداشت ولی برای عشق آمده بود.
- امروز ما در یک پیچ تاریخی هستیم و باید بتوانیم از این پیچ تاریخی عبور کنیم تا پرچم اسلام را در افق به اهتزاز در آوریم و برای این کار به 4 مقاومت احتیاج داریم؛ "مقاومت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دفاعی" که مقاومت فرهنگی در حفظ ارزشها خلاصه میشود و مهمترین ارزشی که شهدا در این حوزه به آن اعتقاد داشتند حجاب بوده است.
- رهبر به دولت اجازه داد که با آمریکا مذاکره کند اما وقتی رییس جمهور بولیوی میگوید اوباما باید محاکمه شود، ما چه کردیم؟ خوب بود که این مذاکره اتفاق افتاد اما تماس تلفنی غلط بود و حاصل 34 سال مبارزه با یک تلفن به باد رفت! ما باید از اتفاقاتی که بعد از تماس تلفنی افتاد درس بگیریم!
مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها گفت:
نحوه برخورد با متمردین سال 88 را با برخورد پیامبر و امیرالمؤمنین با «مؤمنینِ متمرد» باید مقایسه کرد، نه با «عفو» مشرکین مکه توسط پیامبر.
![]()
به گزارش سرویس سیاسی پایگاه 598، با پایان پذیرفتن روزهای پرکار مجلس شورای اسلامی در بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی کابینه دولت حجت الاسلام حسن روحانی دقایقی پیش نتایج رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به وزرای پیشنهادی مشخص گردید.

بر این اساس، نتیجه رای اعتماد به وزرا از میان 284 رای ماخوذه، به شرح ذیل است:
| ردیف | نام | وزارتخانه | آراء موافق | آراء مخالف | آراء ممتنع | وضعیت |
| 1 | محمد علی نجفی | آموزش و پرورش | 142 | 133 | 9 | _ |
| 2 | محمود واعظی | ارتباطات و فناوری اطلاعات | 218 | 45 | 20 | وزیر |
| 3 | سید محمود علوی | اطلاعات | 227 | 38 | 18 | وزیر |
| 4 | علی طیبنیا | اقتصاد و امور دارایی | 274 | 7 | 3 | وزیر |
| 5 | محمد جواد ظریف | امور خارجه | 232 | 36 | 13 | وزیر |
| 6 | سید حسن قاضی زاده هاشمی | بهداشت، درمان و آموزش پزشکی | 260 | 18 | 6 | وزیر |
| 7 | علی ربیعی | تعاون، کار و رفاه اجتماعی | 163 | 100 | 21 | وزیر |
| 8 | محمود حجتی | جهاد کشاورزی | 177 | 81 | 26 | وزیر |
| 9 | مصطفی پورمحمدی | دادگستری | 201 | 64 | 19 | وزیر |
| 10 | حسین دهقان | دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح | 269 | 10 | 5 | وزیر |
| 11 | عباس آخوندی | راه و شهرسازی | 159 | 107 | 18 | وزیر |
| 12 | محمدرضا نعمت زاده | صنعت، معدن و تجارت | 199 | 60 | 24 | وزیر |
| 13 | جعفر میلی منفرد | علوم تحقیقات و فناوری | 105 | 162 | 15 | _ |
| 14 | علی جنتی | فرهنگ و ارشاد اسلامی | 234 | 36 | 12 | وزیر |
| 15 | عبدالرضا رحمانی فضلی | کشور | 256 | 19 | 9 | وزیر |
| 16 | بیژن نامدار زنگنه | نفت | 166 | 104 | 13 | وزیر |
| 17 | حمید چیت چیان | نیرو | 272 | 7 | 5 | وزیر |
| 18 | مسعود سلطانی فر | ورزش و جوانان | 117 | 148 | 18 | _ |
باید از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش که در نطق امروز خود گفت بنزین فتنه نبودهام بلکه آبی بر آتش فتنه بودهام پرسید که آیا مسالمت آمیز خواندن اغتشاشها و راهپیماییهای غیرقانونی، آبی است بر آتش فتنه؟

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، سایت مشرق نوشت: وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش بعد از ارائه نظرات و برنامه های خود برای اداره وزارتخانه آموزش و پرورش به انتقادات و شبهات مطرح شده توسط مخالفین در خصوص عملکرد نامناسب وی در سیاست اینگونه واکنش نشان داد: متأسفانه مخالفان، بحث را جای دیگری بردند و مسائل سیاسی را مطرح کردند.
واکنش نجفی به انتقادات نمایندگان به گونه ای عنوان شد که گویا بررسی عملکرد وی در حوزه سیاسی در کشور چندان اهمیت ندارد و نباید در فرایند رأی اعتماد به وزیر پیشنهادی به آن پرداخت.
توضیحات محمدعلی نجفی در مورد عملکرد خود در آشوبهای سال 88 به آنجا ختم شد که وی در دفاع از خود عنوان کرد یک شاهد پیدا کنید که من در راهپیمایی شرکت کردهام.
وی در ادامه میگوید: من قبل از نماز جمعه 29 خرداد هم مطیع بودم. میگویند مردم را تحریک کردی که در راهپیماییها شرکت کنند. من این کار را نکردم و مثل آقای مطهری هم معتقدم تا قبل از 29 خرداد هر کس در راهپیمایی شرکت میکرد خلاف قانون نبود.
این اظهارات محمدعلی نجفی در حالی است که امضا و مهر تأیید وی بر نامهها و گفتوگوهایی دیده میشود که تنها اتهامات ثابتنشده نسبت به نظام در آنها دیده میشود.
نجفی در دفاع از خود گفته است که من قبل از نماز جمعه 29 خرداد هم مطیع بودم و شما یک شاهد پیدا کنید که من در راهپیمایی شرکت کردهام.اما به این موضوع اشاره نکرده است که چرا روز شنبه 3 مردادماه 1388 یعنی دوماه پس از بیانات شفاف مقام معظم رهبری در نماز جمعه 29 خرداد، زیر نامهای را امضا کرده است که تظاهرات کنندگان و اغتشاش گران را مردانی شجاع و خداجو نامیده است.
امضا و تأیید آقای نجفی زیر نامه ای که در مردادماه 88 به صورت سرگشاده به مراجع عظام تقلید نوشته شده است با تأکید بر مسالمتآمیز بودن راهپیماییها و تظاهراتهای خیابانی آمده است که دستگاههای امنیتی مصرانه در پی اثبات فرضیههای خیالپردازانه و سراپا اشتباه خود برای معرفی فعالان به عنوان عوامل وابسته به بیگانه و محرکان انقلاب مخملی هستند و از همین رو به شیوههای غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی اعترافگیری توسل جستهاند. دستگاههای تبلیغاتی دولتی و بویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعترافهای نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی به حرکتی مردمی دارد.
برای دیدن متن نامه -اینجا- را کلیک کنید
باید از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش که در نطق امروز در دفاع از عملکرد خود گفت آبی بر آتش فتنه بودهام پرسید که آیا مسالمتآمیز خواندن اغتشاشها و راهپیماییهای غیر قانونی آبی است بر آتش فتنه؟ و یا اینکه خیال پردازانه و سراپا اشتباه خواندن گزارشات دستگاههای مسئول در امنیت کشور چنین تلقی ایجاد میکند و آبی است بر آتش فتنه؟
وی همچنین در واکنش به اتهامی که در سال 88 مبنی بر آزار جنسی معترضان به نظام توسط مهدی کروبی وارد شد و جنجال فراوانی را در رسانههای بیگانه علیه نظام جمهوری اسلامی به پا کرد، اینگونه عنوان کرده است که : اقدام کروبی هم شجاعانه و هم خداترسانه بود!
وی همچنین در ادامه توضیحات خود پیرامون اقدامات خداترسانه کروبی و اتهاماتی که علیه نظام وارد کرد اینچنین میگوید: ما به عنوان کسانی که دلمان به حال نظام میسوزد امیدواریم این وقایع با بررسی جامع و بی طرفانه حل شود.
حال با توجه به سخنان وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش مبنی بر اینکه شاهد پیدا کنید که من در راهپیمایی شرکت کردهام باید گفت شاهد این مدعا نامههایی است که در آنها اتهامات بیپایه و اساس علیه نظام جمهوری اسلامی زده شده است و امضای شما زیر آنها دیده میشود.
جای سؤال از وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش است که با توجه به سخنان خودشان مبنی بر اینکه ما در تمام مدت تلاش کردیم آب بر آتش فتنه بریزیم چه توجیهی در خصوص نامهها و گفتوگوهای منتشر شدهای دارند که در آنها اتهامات بی پایه و اساس به نظام وارد شده است.
آقای نجفی در کجا آمده بگوید فتنه و دروغ بزرگ تقلب اشتباه بوده است؟ آقای نجفی در کجا آمده بگوید اقدام خداترسانه و شجاعانه کروبی فتنهگر دروغ و تهمت به نظام بوده است؟ آقای نجفی در کجا آمده بگویند شایعه تجاوز دروغ بوده است و کروبی را تشویق به عذرخواهی کند؟
نجفی چرا چند ماه پس از بیانات فصلالخطاب مقام معظم رهبری در تاریخ 29 خرداد، بیانیهای پر از اتهام، تهمت و افترا علیه نظام اسلامی را امضا و تأیید میکند؟ چرا آقای نجفی چهار سال بعد از فتنه 88 از امضای بیانیه معاندان و ضدانقلاب عذرخواهی نکرده است.
نیاز به این نیست که کسی در راهپیماییهای فتنه شرکت کرده باشد؛ امضای بیانیه و حمایت از کروبی نشانهگر آن است که وزیر پیشنهادی، با امضای بیانیه و نامه سرگشاده، از فتنهگران حمایت کرده و در عین حال، تصور این را دارد که آبی بر فتنه بوده است؛ نامه و بیانیهای که یکی از اصلیترین بنزینهای فتنه در مرداد 88 شد.
متن کامل نطق محمد علی نجفی در دفاع از خود را می توانید اینجا بخوانید
حتما به ادامه مطلب برید
بخوندنش می ارزه
* امیرآبادی: نجفی یک روز هم معلم نبوده/
او مخالف نامگذاری حتی یک میدان به نام ۹ دی بود.
* زاکانی: خانهگردی تحریکآمیز نجفی در ایام فتنه/
ماجرای نامه دفاع از کروبی چه بود؟
* عثمانی: آموزش و پرورش از انرژی هستهای مهمتر است/
کمک به نجفی یاری به نظام است.
* زارعی: تصویب قانون شورای آموزش و پرورش از شاهکارهای مدیریتی نجفی بود.
* لاهوتی: نجفی طبق مصوبه شورای شهر از خانوادههای فتنه بازدید کرد.
استاد اخلاق حوزه علمیه گفت: صبر و مقاومت در مسیر حفظ ایمان در عصر کنونی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته و لازم است مؤمنان به این امر توجه داشته باشند.
آیتالله محمد تقی مصباح یزدی، استاد اخلاق حوزه علمیه چهارشنبه شب در جلسه اخلاق
خود که در دفتر مقام معظم رهبری در قم(حسینیه حضرت امام خمینی) برگزار شد، با
اشاره به آزاری که ابوجهل و افراد او نسبت به حضرت محمد(ص)
روا میداشتند، گفت: با این حال روزی که جبرئیل و چند فرشته
دیگر از ایشان خواستند دشمنانشان را نابود سازند حضرت فرمودند
من رحمة للعالمین هستم و نمیخواهم به واسطه من آنها
را عذاب کنید.
با توجه به تحرکات و مواضع ضددینی و علنی چهارسال گذشته ی م.ش در رسانه های دشمنان غدار غربی، این سخن
پیرموذن از سوی متدینین (و حتی وطندوستان واقعی) ایران توهینی سنگین و مستقیم به
ساحت رسانه ملی و مردم محسوب شده که شاید از سوی اداره کل حقوقی صداوسیمای جمهوری
اسلامی و یا برخی نهادهای فرهنگی دیگر نیز جای طرح دعوی قضایی داشته باشد .
از آنجا که این اظهارات نازل، فاقد ارزش پردازش در این وبلاگ است پاسخ مبسوط بدان داده نخواهد شد.
در عوض پیشنهاد می گردد تا آقای پیرموذن هر چه سریعتر از محضر
پروردگاری که صاحب اصلی ربناست برای چنین سخنی توبه و استغفار کند.
لذا این قلم برای کمک به قوه ی تحلیلِ آقای پیرموذن، دو محتوای نامتجانس نوشتاری و تصویری را در هم رَج زنی می کند تا ایشان بداند که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
بداند که شأن ربنا چیست؟
م.ش کیست؟
و صداوسیما کجاست؟
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا
وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً إِنَّک أَنتَ الْوَهَّابُ


ترجمه فارسی:
بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس
از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی
بخشنده بی عوض و منت.
***
إِنَّهُ کانَ
فَرِیقٌ مِّنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا
وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ


ترجمه فارسی:
زیرا شمایید که چون طایفه ای از بندگان
صالح من روی به من آورده و عرض می کردند بارالها ما به تو ایمان آوردیم، تو از
گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان
هستی.
***
إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا
آتِنَا مِن لَّدُنک رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا


ترجمه فارسی:
آنگاه که آن جوانان کهف (از بیم دشمن) در غار
کوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت کردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی
عطا فرما و بر ما وسیله رشد و هدایتی کامل مهیا ساز.
***
وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ
رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى
الْقَوْمِ الْکافِرِینَ

ترجمه فارسی:
چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان
او آمدند از خدا خواستند که بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت
قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما.
***
نکته تاسف بار در مورد مواضع آقای کمال الدین پیرموذن اینجاست که وی در اسفندماه 91 در اخطاری به رئیس جمهور می گوید : در شب رحلت حضرت فاطمه معصومه (س) با حضور رئیس جمهور در سومین اجلاس وحدت و انسجام ملی در جنوب کشور، حرکات زشت و موسیقی تندی پخش شده که موجب ناراحتی جوانان متعهد شده است.وی افزود: از باب تذکر و امر به معروف به همه به خصوص رئیس جمهور این شعر را قرائت می کنم که «چوب در آب فرو نرود، حکمتی است، عارش آید به فرو بردن حکمت خویش.» همه ما باید پایبند حکمت علوی باشیم.
دغدغه های پیرموذن در آن اخطار کذایی با رنگ قرمز مشخص شده تا شما خوانندگان محترم بهتر قضاوت کنید که چگونه این نماینده ی مجلس شورای اسلامی ایران در استانداردی دوگانه نسبت به رعایت وحدت، انسجام ملی، تعهد و حکمت علوی به رئیس جمهور تذکر می دهد اما در شرایط امروزی که به تصور خویش فرصتی برای احیای سربازان میدانی فتنه فراهم شده، کسی را دعوت به دادن اجازه به رسانه ملی می کند که پیش چشم جهانیان هم حکمت و فقه 1400 ساله ی شیعه ی علوی را زیر سوال برد هم خلاف وحدت و انسجام ملی با رسانه های بیگانه همآغوش شد.
ائتلاف چپ، راست، کارگزار و خدمتگزار علیه یک جریان انقلابی!
به گزارش رجانیوز، این در حالی است که در قسمت های حذف شده همین سخنرانی، شهید آیتالله بهشتی از دوستی نزدیک خود با آیتالله مصباح یزدی سخن می گوید و بعد از آن نیز از کسانی که میخواهند اختلاف برداشت های جزیی را به عنوان شکاف و اختلاف عمیق این دو بزرگوار تبلیغ کنند، به شدت انتقاد مینماید.

اما آنچه بیش از محتوای موجود در این متن جالب توجه است، روی آوردن رسانه های حامی شهردار تهران به شیوه هایی برای تخریب آیت الله مصباح یزدی است که پیش از این بارها از سوی رسانه ها و سایت های نزدیک به هاشمی رفسنجانی برای تخریب این بزرگوار به کار گرفته شده است.
این ماجرا زمانی جالب تر می شود که بدانیم علاوه بر جریان رسانهای شهرداری تهران، هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان، برخی از وابستگان به جریان انحرافی نیز دقیقا با پرداختن به ماجرای نحوه تعامل علامه مصباح یزدی و دکتر شریعتی در مقام تخریب و تخطئه این عالم بزرگورا برآمده بودند. این در حالی است که این رسانه ها از تعابیر کاملا مشابهی که بیشتر ساخته و پرداخته جریان رسانه ای هاشمی رفسنجانی است برای خطاب قرار دادن جریانات اصلی انقلابی استفاده می کنند.
نکته جالب توجه در این میان، ائتلاف نانوشته این جریانات به ظاهر متضاد در عرصه سیاسی برای تقابل با جریان فکری، سیاسی و اعتقادی متاثر از علامه مصباح یزدی است که موضوعی قابل بحث و تدقیق است
با وجود
اینکه رجانیوز پیش از این و در جریان حمله جریان انحرافی از همین محمل به علامه
مصباح یزدی در سلسله مطالبی مفصل به بررسی نحوه تعامل این بزرگوار با جریان فکری
مرحوم شریعتی پرداخته بود، اما به نظر می رسد در شرایط کنونی بازنشر این مطالب خالی
از لطف نباشد. چنانکه در این گزارشات با استناد به اقوال و نظرات بزرگان حوزه
درباره دکتر شریعتی، نحوه تعامل علامه بزرگوار مصباح یزدی با این جریان فکری،
تعاملی معقول، عالمانه دوراندیشانه و البته محکم ارزیابی شده است.
هر چند گذر زمان و ظهور نتایج ترویج جریان فکری مذکور در میان بخشی از بدنه دانشجویی دهه پنجاه نیز خود را در دهه هشتاد نشان داده و جهت گیری صحیح علامه مصباح یزدی در تقابل با این جریان فکری را تایید کرد، به نحوی که از دل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان یکی از محملهای اصلی ترویج این خط فکری، نظریاتی صادر شد که از یک سو منجر به صدور حکم ارتداد برای دبیر کل این سازمان به اتهام تمسخر تقلید در فقه شیعه و از سوی دیگر صدور حکم عدم مشروعیت کل سازمان مذکور از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شده بود. و این نتایج با صرف نظر از ترورهای گروه فرقان از جمله ترور شهید مطهری و ترورهای سازمان مجاهدین خلق از جمله ترور شهید بزرگوار آیت الله بهشتی و 72 یار مظلوم ایشان بر همین محمل بوده است.
ماجرای انتقاد علامه مصباح یزدی از شریعتی چه بود!؟
همانگونه که رجانیوز در سلسله گزارشات مذکور اشاره کرده بود، ماجرا به انتقادات گسترده ای که حول محور سخنرانی های شریعتی شکل گرفت، مربوط می شود. آن زمان دامنه انتقادات به شریعتی و نیز حمایت ها از او به مدرسه حقانی هم کشیده شد. مدرسه حقانی با پیشنهاد شهید بهشتی و زیر نظر آیتالله گلپایگانی تأسیس شده بود و آیتالله مصباح یزدی هم از اساتید بنام این مدرسه و از اعضای هیئت مدیره آن بهشمار می رفت.
در فضای آن روز، اظهارنظرهای موافقان و مخالفان شریعتی کوچه و بازار شهر را هم پر کرده بود و در میان چهره های مطرح و شخصیت ها هم واکنش هایی جدی وجود داشت. علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید صدر، شهید مفتح و آیتالله مصباح از منتقدین شریعتی و اندیشه او به شمار می آمدند. آنها معتقد بودند آنچه شریعتی با عنوان اسلام شناسی معرفی می کند، بازشناسی خامی است که ضررهایی را برای مشی درست دینی به همراه دارد.
البته در این میان، بعضا اختلاف نظرهایی هم میان منتقدان شریعتی به وجود می آمد. برخی، انتقاداتِ برخی دیگر را نمی پذیرفتند و بعضاً مباحثه ای علمی درمی گرفت. در این فضا بود که افرادی با جار و جنجال و برخورد متعصبانه کوشیدند تا اختلاف نظرهای اینگونه را به شکافی عمیق میان بزرگان تعبیر و از آن تصویر یک دعوای تمام عیار ارائه کنند. این فضا در مدرسه حقانی هم وجود داشت. طلاب مدرسه گاهی با عنوان حمایت و یا انتقاد از شریعتی و گاهی با عنوان حمایت از شهید بهشتی یا آیتالله مصباح به بحث میپرداختند.
این فضای مدرسه حقانی بود که آیتالله بهشتی را به واکنش واداشت تا ضمن تأکید بر همان بحث علمی، برخورد برخی طلاب مدرسه را به نقد بکشد. شهید بهشتی ضمن طرح این سوال که "چرا باید مسئله ای كه لااقل میان من و جناب آقای مصباح به صورت دو برداشت قابل طرح است، به این شكل درآید؟" از کسانی که در دو سویه میدان حاضر نبودند، حقیقت را بپذیرند و نیز کسانی که می کوشیدند تا از کاه، کوه بسازند، انتقاد کرد و آنان را یک مشت لجوج، پرخاشگر بی جا، متعصب و ولنگار توصیف کرد.
شهید بهشتی برای آنکه برخی مغرضانه یا ناخواسته در فهم سخنان او دچار اشتباه نشوند، تأکید کرد: «بحث من در اینجا، بحث جناب آقای مصباح نیست. بحث من در اینجا با شما طلاب است.» او همچنین از بحث های دوستانه خود با آیتالله مصباح سخن گفت: «چون ما با ایشان دوستی هستیم که با هم صریح حرف می زنیم. همین حالا هم همین طور است. همین حالا هستم. دارم حرف می زنم، حرفی است که دوست با دوست می زند.»
دوستی شهید آیتالله بهشتی و آیتالله مصباح و همکاری های این دو سابقه ای دیرینه دارد. متن نامه های شهید بهشتی به آیتالله مصباح از هامبورگ و نیز تأکیدات مکرر او طی آن سال ها از این رابطه حکایت دارد. شهید بهشتی گاهی در نامهها از آیتالله مصباح یزدی با عنوان "دانشمند" یاد می کند و گاهی او را "دوست عزیز" لقب می دهد. در یکی از نامه ها آمده است: «دوست عزیز! سلام بر شما و بر دوستان و رفقای یکدل... خیلی زودتر از این می خواستم برای شما نامه بنویسم، ولی در پی ساعت دِنجی بودم که بتوانم با آقای مصباح که "مصباحِ دوستان" است، با فکری فارغ گفتگو کنم و از اینگونه ساعت ها در این مدت کم بهره برده ام.»
علامه مصباح خود در این باره می گوید :
بنده بیش از چهل سال با مرحوم شهید آیت الله بهشتی ارتباط دوستانه خیلی بالاتر از حد دوستی متعارف داشتم و زمانیکه ایشان به هامبورگ رفتند باز مکاتبات و مراسلات ما ادامه داشت. دستخط های شهید بهشتی از هامبورگ الان محفوظ است این روابط گرم تا شهادت ایشان باقی ماند. همان سال های اول انقلاب هم در روزنامه ها آمد که مرحوم دکتر بهشتی می فرماید: من فلانی را دوست دارم و از اینطور آدم ها خوشم می آید.
آیت الله مصباح همچنین درباره اختلاف علمی با شهیدبهشتی درباره دکتر شریعتی می گوید:
... در طول این مدت، کمتر مسئله ای بود که ما اختلاف نظر داشته باشیم. شاید مثلا بر سر یک مسئله فلسفی یک وقت عرض کردم اختلاف نظری داشتیم که به حل نهایی نرسید و عیبی هم ندارد چون طبع مسائل فلسفی و نظری همین است. منتهی آقایانی که امروز پاسخی برای عرایض ما ندارند و مرحوم بهشتی را هم معلوم نیست خیلی قبول داشته باشند روی یک مسئله ای مانور می دهند مربوط به اختلاف برداشت بنده و ایشان از یک نوشته ای که به نظر من می رسید که لازمه آن نوشته انکار خاتمیت است و چند نفر از شاگران مشترک من و شهید بهشتی خدمت ایشان رفته و نظر خواسته بودند. ایشان فرموده بود که من یقین ندارم که نیت آن نویسنده چنین مطلبی باشد. آیا مرادتان از اختلاف نظر بنده و ایشان همین است؟ کسانی که ایشان و بنده را از نزدیک می شناسند می دانند یکی از صمیمانه ترین دوستی ها را ما دو نفر داشتیم.
بعد از شهادت شهید بهشتی هم حضرت آیتالله خامنهای در گفتوگویی با روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص رابطه شهید بهشتی و آیتالله مصباح بیان کردند: «ایشان (شهید بهشتی) خیلی از آقای مصباح خوشش می آمد و تصریح می کرد که من از این آقای مصباح و امثال او خوشم می آید. از آدم های آرام و ملایم و تودار خوشش می آمد.»
در واقع اين سایت خبری در اقدامی غیر حرفه ای کوشیده است تا با تحریف معنایی سخنان شهید بهشتی، شخصیتی متعصب، لجوج و پرخاشگر معرفی کند، از نگاه این بزرگوار دوستی نزدیک و شخصیتی آرام ، ملایم و تودار بوده است. سوالی که وجود دارد این است که آیا فضاسازی هایی از این دست مصداق واقعی همان انتقادات شهید بهشتی نیست؟
شهید بهشتی و آیتالله مصباح یزدی در دبیرستان دین و دانش، هیئت های مؤتلفه، کارگروه تحقیقی درباره حکومت اسلامی و نیز در مدرسه حقانی همکاری نزدیکی با هم داشتند. در خصوص شریعتی البته بعضا اختلاف برداشت های میان شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید صدر از یک سو و علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح یزدی از سوی دیگر وجود داشت. به طور کاملا طبیعی برخی انتقادات شهید مطهری و آیتالله مصباح از شریعتی را شهید بهشتی قبول نداشت و بعضاً درصدد پاسخ به آنها برمی آمد و بحثی علمی در می گرفت.
شهید بهشتی در عین حال به کسانی که در مقابل انتقادات منطقی آیتالله مصباح موضع می گرفتند هم واکنش نشان می داد و می گفت: «مگر همین شما دوستان نبودید که من در اولین یا دومین دیدار به شما انتقاد کردم و گفتم چرا در برابر انتقاد منطقی جناب آقای مصباح از کارهای دکتر شریعتی، حساسیت بیجا نشان می دهید؟ مگر یادتان رفته؟»
شهید بهشتی البته چون برخی دیگران، منتقد شریعتی بود. او تأکید می کرد: «من مکرر گفته ام دکتر شریعتی بیش از آنکه یک اندیشمند باشد، شاعر است؛ روی قریحه حرف می زند، روی سینه حرف می زند، و این بزرگترین انحراف و خطای اوست.» آیتالله بهشتی با اشاره به سخنان شریعتی تصریح می کرد: «در این بازشناسی خامی های فراوانی دارد و کار تحقیقی مستندش از کار قریحهای و ذوقی اش بسیار کمتر است. من می دانم که او در این برداشت های سلیقه ای و ذوقی که می تواند با خطاها و اشتباهات و انحرافات همراه باشد، ضررها هم زده و یا می زند.»
شهید بهشتی البته معتقد بود شریعتی سودهایی هم برای انقلاب و اسلام داشته است و نباید او را کاملاً نفی کرد. علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح یزدی اما معتقد بودند آسیبی که شریعتی در آن برهه به اسلام می زند، قابل جبران نیست. عباراتی که شهید مطهری برای شریعتی در آن برهه تاریخی به کار می برد، گاه به تندی می گراید، در حالی که آیتالله مصباح حاضر به مناظره با شریعتی می شود، علامه طباطبایی حتی شریعتی را به حضور هم نمی پذیرد.
این همه در حالی بود که امام هم موضعی منفی نسبت به شریعتی داشت. وقتی سید حمید روحانی از امام درخصوص علت عدم استفاده از واژه "مرحوم" برای دکتر شریعتی در یکی از نامه هایشان سوال کرد و خطاب به امام گفت: "خوب بود اقلا یک کلمه مرحومی شما می نوشتید، اینکه تأییدی نمی شود"، امام فرمودند: «اگر او را مُسلِم می دانستم، می نوشتم!»
علی مطهری هم با ذکر خاطره ای این موضع امام در مورد شریعتی را تأیید می کند. او می گوید: «پدرم در منزل درباره مسائل اجتماعی و سیاسی و گروه ها و افراد مخالف خود صحبت نمی کردند، مگر اینکه سوال می کردیم. در این صورت هم بهطور مختصر جواب می دادند. مثلا در باب مسئله دکتر شریعتی یک روز از ایشان در منزل سوال کردم نظر امام درباره دکتر شریعتی چیست؟ فرمودند نظر امام از نظر من تندتر است.»
در واقع علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیتالله مصباح در آن دوره زمانی، قضاوتی مشترک درخصوص شریعتی داشتند. قضاوتی که با نگاه امام هم نزدیکی زیادی داشت. البته اختلاف نظرهایی هم بین برخی انقلابیون درخصوص نحوه مواجهه با شریعتی وجود داشت که شهید بهشتی همان زمان نسبت به سوء استفاده از این اختلاف نظرها هشدار میداد.
با این حال، وقتی عرصه رسانه به جای انعکاس حقایق به سیاسی کاری آلوده می شود و به بهانه تخریب آیتالله مصباح، سخنان شهید آیتالله بهشتی تحریف می شود و دستاوردهای علمی و عملی و شاگردان استاد انکار می شود، آن گاه دیگر انتظار صداقت از آن رسانه بیهوده است.
شاید مرور دوباره سخنان رهبر انقلاب در مورد آیتالله مصباح یزدی برای آنکه دریابیم در کدام جبهه قرار گرفته ایم، خالی از لطف نباشد: «این هجوم تبلیغاتی را که به شخصیت های برجسته، به انسان های والا و با اخلاق برجسته می کنند، اینها همه اش نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتا این شخصیت عزیز جزو شخصیت هایی است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می گیرند... حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحکم هر جایی که باشد، آنجا را دشمن زود تشخیص می دهد، چون حسابگر است. دشمن آنجا را خوب می شناسد و به مقابله اش می آید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جوری برخورد کردند.»
رهبر معظم انقلاب در جریان سفر سال 89 به شهر قم نیز جملات قابل تاملی درباره موسسه پژوهشی امام خمینی که تحت نظر علامه مصباح و با شیوه تربیتی وی اداره می شود بیان کردند.
حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار با ابراز خرسندی فراوان از تلاشهای عمیق مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی افزودند: این مؤسسه خوب، جامع و كامل می تواند از لحاظ تلاش پیگیر، خستگی ناپذیر، خالصانه و عالمانه الگویی برای حوزه باشد.
ایشان با تجلیل از فضل و اخلاص و تقوای آیت الله مصباح یزدی وجود این كمالات را در مدیریت یك موسسه موجب افزایش بركات الهی خواندند و افزودند: خدمات و تلاشهای این مؤسسه، به شكل صحیح اطلاع رسانی شود.
هر چند پاسخ های جدلی و تاریخی به اینگونه حملات رسانه ای و سیاسی، قطعا در شرایط کنونی لازم به نظر می رسد، اما مهمتر از این پاسخ ها، توجه به این نکته مهم، یعنی اشتراک نظر جریانات به ظاهر متضادی همچون هاشمی رفسنجانی، انحرافی و جریان حامی شهردار تهران، با توسل به شیوه ای مشترک برای تقابل با علامه مصباح یزدی است، نکته ای که اهمیت و میزان تاثیر و جایگاه این جریان فکری، اعتقادی و سیاسی و گلوگاه مهمی که این جریان بر آن ایستاده است را بیش از پیش تبیین کرده و ناخواسته از این حقیقت پرده بر می دارد که این جریان سیاسی - اعتقادی، یکی از مهمترین و موثرترین جریانات سیاسی در آینده کشور خواهد بود.





مهدی خانعلیزاده – گروه سیاسی: «بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت.» حدود چهار سال زمان لازم بود تا این جمله رهبر انقلاب که در نماز جمعه تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ بیان کردند، معنای اصلی خود را بروز دهد و همگان متوجه شوند حضرت آیتالله خامنهای، چه خطر بزرگی را از سر ایران عزیز دفع کرده است.

مدعیان اصلاحات از طریق روزنامههای زنجیرهای و با
پشتیبانی سایتهای ضدانقلاب و رسانههای غربی، اصرار
دارند آرای دکتر روحانی را به حساب خود بنویسند.
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، حسین شریعتمداری امروز دوشنبه 10/04/92 طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:
این روزها، مدعیان اصلاحات از طریق روزنامههای زنجیرهای و نشریات فراوان دیگری که در اختیار دارند و با پشتیبانی سایتهای ضدانقلاب و رسانههای غربی، عبری و عربی، اصرار دارند آرای دکتر روحانی را به حساب خود بنویسند و یا، دستکم این که در سبد رأی ایشان برای جبهه اصلاحات سهم قابل توجه و تعیینکنندهای قائل شوند!
انتخابات امسال هم مانند تمام اتفاقات مهم سیاسی دیگر برای خودش حال و هوایی داشت. ائتلاف کاندیداها و حضور مستقل ها ، رسانه ها و شخصیت ها ، کاندیداها و برنامه ها ، احزاب و گروه ها ، همه و همه در حال قُل خوردن در دیگ جوش آمده از حماسه سیاسی سال ۹۲ بودند و هر کس با امتحانی که پس داد، خودنمایی کرد.
![]()
در این بین اما رفتار انتخاباتی یکی از چهره های مطرح دینی _ سیاسی، افکار عمومی و رسانه ها را به خود جلب کرده و مدتی است به سوژه اصلی آنها تبدیل شده. آیت الله مصباح یزدی یکی از مطرح ترین چهره های کرسی فلسفه و علوم معقول و منقول در مجامع علمی داخل و خارج، از ابتدای انقلاب و نه تنها در دوره حاکمیت اصلاح طلبان که بعد از آن هم میدان سیاست را رها نکرد و در بزنگاه های مختلف نقش آفرین بود و تصمیم ساز، از جمله در انتخابات سال ۸۴ و مقابله با فتنه سال ۸۸ و بعد از آن، تا رسید به انتخابات مجلس نهم که یکی از پیچیده ترین بازی های جریان فتنه را که به دنبال غیررقابتی نشان دادن انتخابات بود، با راه اندازی جبهه ای در بدنه جریان اصولگرایی بهم زد.
اکنون در هفته ها و ماه های اخیر و بویژه پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات، تصمیم آیت الله مصباح برای ورود در انتخابات و معرفی یکی از چهره های انتخاباتی به عنوان کاندیدای اصلح ریاست جمهوری، تبدیل به سوژه برخی از رسانه ها و شخصیت های مذبذب برای عقده گشایی شده تا جایی که برخی با جنجال و هیاهو سعی می کنند نکاتی را به عنوان شبهه در ذهن مخاطب جانمایی کنند:
چرا آیت الله مصباح به عنوان یک عالم دینی تا این سطح در سیاست دخالت می کند؟ دلیل حمایت از دکتر لنکرانی چه بود؟ چرا از لنکرانی تا این اندازه پر رنگ حمایت کرد؟ چرا وقتی دکتر لنکرانی انصراف داد، بلافاصله آیت الله مصباح از کاندیدای دیگری حمایت نکرد؟ اگر لنکرانی اصلح بود، پس چرا بعدا از جلیلی حمایت کرد؟ آیا شناخت ایشان از کاندیداهای دیگر هم به همین شکل بود؟ آیا صلاح بود بعد از لنکرانی ایشان مجددا از شخصیت دیگری حمایت کند؟ چرا آیت الله مصباح به راه حل وحدت برخی از سامانه ها تن نداد و تاکنون چندبار این بازی را بهم زده است؟ اساسا باتوجه به برخی رفتارهای غیرقابل دفاع احمدی نژاد در سال های اخیر، آیا بهتر نبود آیت الله مصباح از شخصیت دیگری حمایت نکند تا اگر رییس جمهور بعدی هم دچار آفت هایی شد، دامن ایشان از این آفت ها مصون بماند و ...
هر چند این سئوالات درباره رفتار بسیاری از علمای محترم دیگر و حتی برخی از مراجع معظم تقلید که هر یک بنا به وظیفه ای که تشخیص داده و با بیانات یا اطلاعیه های رسمی و یا در دیدارهایشان یکی از کاندیداهای محترم را مورد تفقد و حمایت قرار داده بودند نیز مطرح بود، اما آنچه هرگز در این ایام به سطح رسانه ها کشیده نشد، ایراد اشکال یا علامت سئوال درباره آن تصمیم های محترم بود!
همین یک دلیل کافی است تا بدانیم تخریب های گسترده علیه آیت الله مصباح آن هم در این سطح و گستره، در حقیقت تخریبی علیه همه علمایی است که بنابر وظیفه دینی و انقلابی و البته بنا بر شناختی که از کاندیداها داشتند و آنها را اصلح می دانستند، برای تحقق حماسه سیاسی به میدان آمدند. اما چرا سیبل این همه تخریب و در حقیقت به نمایندگی از علمای معظم دیگر آیت الله مصباح است!؟
بی شک اینها همه سئوالاتی بود که رسانه های جریانات سیاسی تلاش می کردند با انتشار گسترده آن از تأثیر آیت الله در میدان سیاست کم کنند. شاید تلاش رسانه ها در این خصوص- با انگیزه های مختلف - در میان بخشی از مخاطب نیز به عنوان شبهه جا خوش کرده باشد! غافل از این که همه این سئوالات، از منظر جماعتی به میدان سیاست، تبدیل به یک شبهه و اشکال می شود! در حالی که از زاویه نگاه علامه مصباح یزدی و برخی از علمای محترم دیگر، همه رفتارهای سیاسی آنها بر اساس یک منطق روشن دینی است.
واقعیت آن است که برای رمزگشایی از رفتار سیاسی هر فرد، نباید او را بر اساس ملاک ها و شاخصه هایی که خود می پسندیم و قبول داریم، مورد تحلیل قرار دهیم بلکه باید وی را بر اساس شاخصه ها و ملاک هایی که او رفتار سیاسی خود را بر آن بنیان نهاده، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و بعد آن شاخصه ها را با ملاک های حقیقی برگرفته از دین تطبیق داد. آیت الله مصباح نیز از این قاعده مستثنی نیست.
از نگاه خیلی ها بُرد و باخت در عالم سیاست بویژه در دوره انتخابات که هواداران برای یکدیگر کُرکُری می خوانند، یعنی همه چیز. از نگاه آنها فصل انتخابات که می رسد حتما باید یا هوادار تیم قرمز باشی یا آبی، باید در جنگ حیدری _ نعمتی جناح ها یک طرف را داشته باشی اما قطعا این نگاهی نیست که خروجی آن الزاما با معارف دینی تطبیق داشته باشد.
مصباح یزدی فقیهی است که انتخابات را از منظر فقه می بیند و تکلیف، نه از دریچه قواعد سیاسی و نتیجه؛ برای همین رفتارش برای بسیاری از اهالی سیاست که همه بنیان فعالیت های سیاسی شان بر نتیجه استوار است، قابل فهم نیست. برای انتخاب اصلح، نظرسنجی مهمترین شاخصش نیست یا بهتر بگویم اصلا شاخص نیست؛ ائتلاف را عاقلانه و بی اشکال می داند اما چون بازیگران عالم سیاست را خوب می شناسد، آن را تحقق نیافتنی می داند. در نگاهش، خدای عالم سیاست با خدای جبهه جنگ یکی است، برای همین با قاطعیت می گوید: خدا منتظر نظرسنجی نمی ماند؛ با قاطعیت معتقد است: اگر همه برای خدا کار کنند، اصلح مقبول جامعه می شود و همه اینها یعنی نگاه به سیاست از دریچه ای دیگر، نه دریچه ای که اهالی احزاب و گروه ها و حتی شاید برخی محترمین در لباس روحانیت به آن نگاه می کنند.
از نگاه آیت الله از آنجا که تاکید صریح روایات و البته نایب امام در موضوع انتخابات، بر انتخاب اصلح است و بخش قابل توجهی از متدینین و خواص جامعه برای شناخت اصلح، نگاه شان متوجه اوست، تکلیف دارد تا کاندیدای اصلح را معرفی کند، پس در انتخابات ورود می کند حتی اگر برخی جریانات سیاسی را خوش نیاید و تکفیرش کنند. از طرفی با شناختی که طی چند سال از رفتارهای یکی از کاندیداها به نام دکتر باقری لنکرانی پیدا کرده بودند، او را اصلح می دانستند نه آنهایی که با هم به هر دلیلی ائتلاف کرده بودند و کنتور نظرسازی ها تا مدتی برای برخی از آنها عدد می انداخت.
در مرام آیت الله کار سیاسی همانند پادگان نیست که یکی بگوید به چپ چپ و همه به سمت چپ رژه بروند، عالم حزب بازی های رایج هم نیست که اگر تو به نتیجه ای بر خلاف رأس تشکیلات حزب رسیدی، از حلقه یاران خارج شوی؛ برای همین در جلسه معرفی کاندیدای اصلح جبهه پایداری، باقری لنکرانی را خطاب قرار داد که ما تو را اصلح می دانیم اما اگر شخصا به غیر از خودت فرد اصلح دیگری سراغ داری، خائنی به نفع او کنار نروی! حتی خطاب به جمعیت پرشور حاضر در سالن سیدالشهداء که برای حمایت از لنکرانی تجمع کرده بودند، اعلام کرد: همه باید شخصا یقین کنید فردی که برایش جمع شده اید اصلح است و الا باید بروید و برای آن که اصلحش می دانید فعالیت کنید! این ادبیات با این صراحت جز از زبان خمینی و بعد از او از زبان خامنه ای شنیده نشده و این راز پیکان این همه تخریب به سمت مصباح یزدی است.
آیت الله بر اصلحیت باقری لنکرانی اصرار داشت و تا زمانی که وی در عرصه رقابت کاندیدا بود، بر این نظر پافشاری کرد و البته برخی را خوش نمی آمد، آنها از نگاه خودشان و بر اساس شاخص های مورد نظرشان، دیگری را اصلح می دانستند، برای همین دلشان می خواست از اعتبار این عمار انقلاب در تأیید کاندیدای مورد نظرشان بهره ببرند و وقتی چنین نتیجه ای حاصل نشد، سئوالات با مضمون تخریب آغاز شد که چرا آیت الله مصباح بر نظر خودش تا این حد پافشاری می کند و صد البته اگر این پافشاری درباره کاندیدای مطلوب آنها بود، هرگز این پافشاری نامطلوب جلوه می کرد!
این کم لطفی البته یک سویه نبود که برخی از دوستان نیز در برابر این تفریط غرض ورزانه، به دامن افراط محبت گونه ولی ناآگاهانه گرفتار شدند و بر خلاف مشی عملی و سلوک دینی و سیاسی استاد، رسیدن به هر نتیجه ای بر خلاف نتیجه استاد را خطا و گناه می دانستند، هر چند این نتیجه بر اساس شاخص هایی که آیت الله فرموده بود، به دست می آمد!
لنکرانی با تصمیم خودش از صحنه انتخابات و با صراحت تمام به نفع یک کاندیدا کناره گیری کرد. بسیاری از دلسوزانی که جلیلی را نسبت به لنکرانی ترجیح می دادند و اصلح می دانستند و در عین حال دلبستگی به آیت الله مصباح داشتند، با عجله دنبال این بودند که هر چه سریعتر از سرمایه آیت الله مصباح در سبد کاندیدای مطلوب خود یعنی جلیلی استفاده کنند تا در کُرکُری خواندن ها به این حمایت بنازند اما منطق دینی استاد چنین حکم نمی کرد. در جلسه ای یکی از همین افراد با تندی خطاب به من گفت حال که لنکرانی انصراف داده، چرا آقای مصباح در حمایت از جلیلی تعلل می کند؟ و من که تفاوت و فاصله را در دو نگاه می دیدم او را به صبر دعوت کردم. جالب اینجاست که همین فرد چند روز مانده به انتخابات در چرخشی آشکار فقط بر اساس مدل نظرسنجی طرفدار دو آتشه کسی شد که هیچ صلاحیتی برایش قائل نبود و البته الان هم قلم به دست دارد و در مذمت وحدت نکردن می نویسد! از یاد نمی برم که سال ۸۴ یکی از چهره های متنفذ سیاسی که سایت منسوب به او در این روزها بیشترین تخریب را نسبت به آیت الله مصباح و کاندیدای مورد حمایت ایشان داشته، ما را به دفترش دعوت کرد و سه ساعت تلاش کرد تا نظرمان را برای حمایت از کاندیدای مورد نظرش جلب کند. به او گفتم شما اقتصاددان هستید، آیا دیدگاه های اقتصادی این فرد را می پذیرید؟ آیا شیوه های تبلیغی او را قبول دارید؟ پاسخش منفی بود و تنها استدلالش جمایت از آن فرد برای رأی نیاوردن فرد دیگری بود! آیا چنین نگاهی در سیاست نباید مصباح را خاموش کند؟!
آیت الله مصباح که مانند بسیاری از شخصیت های دیگر از دکتر جلیلی شناختی کمتر از لنکرانی داشتند با گذشت چند روز و بر قراری چند نشست و اظهار نظرهای علنی دکتر جلیلی در خصوص برخی از موضوعات کلیدی در برنامه های تلویزیونی، نهایتا به نسبت کاندیداهای موجود و بر اساس شناخت تفصیلی ای که یافتند، از جلیلی حمایت کردند ...
دقیقا بر اساس منطقی روشن و بر گرفته از تعالیم دینی و نه حزبی و سیاسی و البته این از نگاه آنها که سال ها برای رسیدن به این جایگاه برنامه ریزی کرده بودند گناه کمی نبود! برای همین هم هفته هاست که تخریب و توهین ها حتی از زبان کسانی که خود را شاگرد معرفی می کنند ادامه دارد، شاگردانی که سال ها قبل خود پذیرفتند در برابر وسوسه هایی مردود شدند!
انتخابات تمام شد اما آنهایی که بر اساس تکلیف در این میدان دویده بودند - مهم نیست از چه کسی حمایت کرده بودند - احساس خستگی نداشتند و آنها که با هزار نیت به میدان آمده بودند، شمارش آرا که تمام شد خستگی به تنشان ماند. این انتخابات درس هایی زیادی به دنبال داشت خصوصا برای اهالی سیاست که از یاد نبرند دین از سیاست جدا نیست یعنی نمی توان با روش باطل و با هزینه باطل به نتیجه حق رسید.
من هرگز آیت الله مصباح را با احساسم نپذیرفتم که عشق با احساس شاید به انحراف کشیده شود اما عشق با عقل حتما احساس را هم به دنبال دارد. این راه را هم البته از همین استاد در نسبتم با رهبری و نایب امام آموختم که ولی فقیه و نایب امام را نباید با احساس پذیرفت بلکه باید با عقل درکش کرد که اگر چنین کردی حتما عشق و رابطه ای احساسی به دنبال دارد البته بدون انحراف.
ما آیت الله مصباح را به تعبیر شهید بهشتی مصباح دوستان می دانیم چون هرگز در مراجعه به او، دعوت به خودش را ندیدیم بلکه همواره دعوت به نایب امام را دیدیم. این نکته ظریفی است که برخی علی رغم سال ها نزدیکی به استادشان درک نکردند و کم کم در عالم سیاست - علی رغم این که چیزی نبودند - شدند دعوت کننده به خود و همین ساقطشان کرد. خدا عاقبت ها را به خیر کند، همین.
حمیدرسائی;رجانیوز

بازنگری در دین مرحله اول گرایش و جذب است که در مراحل بعد سؤالات و شبهاتی را برای آنها ایجاد میکنند و متاسفانه مسلمانان به جای مراجعه به کارشناسان مذهبی با تشکیک در دین خود جذب بهائیت میشوند.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، نشست خبری «نجات یافتگان تشکیلات بهائیت» عصر دوشنبه سوم تیر ماه در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان البرز و با حضور جدا شدگان این فرقه انحرافی برگزار شد.
بهائیت برای مقابله با امام عصر شیعیان شکل گرفت
سیدکاظم موسوی کارشناس فرقههای انحرافی در این نشست با بیان اینکه قدرتهای سلطه برای خارج کردن شیعه از صحنه سیاسی و اجتماعی تلاش زیادی کردند، یادآور شد: آنها در این مسیر امام عصر شیعیان را هدف قرار دادند.
وی با اشاره به ادعای فردی به نام میرزا علی محمد شیرازی معروف به باب به عنوان امام عصر، اظهار داشت: این فرقه بر اساس گفتار اندیشمندان و مورخان، برپایه دروغ، خیانت، جنایت و جاسوسی به سود بیگانه به حیات خود ادامه میدهد.
این کارشناس فرقههای انحرافی جریان بابیگری و بهاییگری را اساساً دین و شریعت ندانسته و افزود: بر همین اساس بهائیت یک تشکیلات است که با دین ارتباطی ندارد. این فرقه زمانی با حضور انگلیس شکل گرفت و امروز با حمایت آمریکا و رژیم اسرائیل به حیات خود ادامه میدهد.
![]()
گروه «صیانت»: تشکیلاتی نازیستی برای مقابله با جداشدگان بهائیت
موسوی به گروهی به نام «صیانت» در این تشکیلات اشاره کرد که کارکرد آن حفظ افراد در درون ساختار است و خاطرنشان کرد: این تشکیلات مانند نازیها با افراد خود رفتار میکند و کسانی که از فرقه جدا شوند را به شدت تحت فشار قرار میدهد که از جمله این موارد گرفتن فرزندان یا والدین اعضای فرقه از نجات یافتگان است.
وی جریان بهائیت را دارای حمایتهای خارجی خواند و افزود: این فرقه بیش از 100 سال دوام داشته که نشان میدهد مورد حمایت شدید طرفهای خارجی است.
این کارشناس فرقههای انحرافی خاطرنشان کرد: هم اکنون مدیریت جریان بهائیت در لندن، واشنگتن و تلآویو انجام میگیرد.
در ادامه این مراسم عطاءالله قادری یکی از نجات یافتگان در خصوص شیوه جذب مسلمانان از سوی بهائیت گفت: بهائیت افراد خاصی دارد که از آنها به عنوان مبلغ برای جذب افراد استفاده میکند. آنها برای افرادی که مسلمان هستند اما اعتقاد چندانی به دین خود ندارند و همچنین مسلمانان با ایمان مبلغان مخصوصی دارند.
وی ادامه داد: آنها با نشان دادن رفتار شایسته، تلاش در جذب افراد میکنند تا مسلمانان را تحت تاثیر خود قرار دهند.
تشکیک در دین، اولین مرحله جذب مسلمانان
این مبلغ سابق تشکیلات بهائیت با بیان اینکه مبلغان بهائیت افراد را وادار میکنند در اندیشه خود نسبت به بهائیان بازنگری کنند، یادآور شد: همین بازنگری مرحله اول گرایش و جذب است که در مراحل بعد سؤالات و شبهاتی را برای آنها ایجاد میکند و متاسفانه مسلمانان به جای مراجعه به کارشناسان مذهبی با تشکیک در دین خود جذب بهائیت میشوند.
وی ادامه داد: استفاده از مسلمانان و بخصوص شیعیان در کارخانهها و ادارات بهائیت از جمله دیگر راههای جذب مسلمانان است که کارفرمایان به تدریج با صحبت کردن با کارمندان و کارگران آنها را جذب این تشکیلات میکند.
قادری با اشاره به حساسیت مردم نسبت به بهائیان که کمرنگ شده است، گفت: مسئولین باید این حساسیت را به شکلی منطقی و کارشناسی بازگردانند.
مهناز رئوفی یکی دیگر از نجات یافتگان این تشکیلات گفت: یک بهائی از کودکی تا هنگام پیری یک هویت تبلیغی دارد و ذاتاً تشکیلاتی به وجود میآید.
وی ادامه داد: یک بهائی به محض ورود به مدرسه در کلاسهای اخلاقی خاصی مانند «گلشن توحید» و «ضیافتهای 19 روزه» به فراگیری تعالیم بهائیت میپردازد که این کلاسها برای همه اجباری است. در تمام مقاطع تحصیلی به افراد آموزش داده میشود که در برخورد با مسلمانان و سایر افراد چه سخنانی بگویند و چه رفتاری داشته باشند.
رئوفی با بیان اینکه بهائیان طوری رفتار میکنند که همه تصور کنند آنها بسیار اخلاقمدار هستند، خاطرنشان کرد: من از بدو تولد در بین آنها بوده و تبلیغ نیز پرداختم. بهائیان در بین خودشان هیچ جامعه دیگری را به عنوان انسان قبول نداشته و خود را برتر از تمامی جوامع میدانند. آنها معتقدند که باید مسلمانان را جذب کنند تا «انسان» شوند.
وی با اشاره به اینکه بهائیان کوچکترین نوعدوستی و صلحطلبی نداشتند اما با رفتاری زیبا و جذاب وارد گفتوگو با افراد میشوند، خاطرنشان کرد: آنها ابتدا نسبت به اعتقاد مسلمانان ایجاد شبهه میکنند و سپس با استفاده از غرایز طبیعی و انسانی افراد آنها را جذب میکنند.
این مبلغ سابق تشکیلات بهائیت خاطرنشان کرد: آنها هیچ گاه برای تبلیغ به سراغ عالمان دینی نمیروند بلکه به سراغ ناآگاهان دینی و بخصوص روستائیان میروند تا به راحتی جذبشان کنند.
رئوفی هدف بهائیت را از بین بردن مرزها و ایجاد یک حکومت جهانی دانست.
![]()
بیت العدل: مرکز فرماندهی بهائیت در اسرائیل
وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص آداب و رسوم این تشکیلات نیز افزود: آنها آداب و رسوم خاصی ندارند بلکه همه مراتب فرمانی از «بیتالعدل» که در اسرائیل قرار دارد و توسط 9 نفر شورای رهبری این تشکیلات صادر میشود و همه بهائیان موظف به اطاعت از آن هستند که این فرمانها حتی در مورد ازدواج افراد نیز صادر میشود.
هیچ بهایی به دلیل دینش در ایران بازداشت نشده است
ایمان شجاعی یکی دیگر از نجات یافتگان تشکیلات بهائیت در خصوص رفتار نظام جمهوری اسلامی با بهائیان گفت: بهائی و مسیحی به دلیل دینش در ایران بازداشت نمیشود بلکه تا زمانی که خطا و جرمی نکند، آزادانه فعالیت دارد اما در سازمان ملل نماینده بهائیت ادعا میکند که یک ایرانی به جرم بهائی بودن بازداشت میشود.
حضور بهائیان در اغتشاشات سال 88
وی به اغتشاشات سال 88 در ایران اشاره کرد به برخی بهائیان در آن دوران بازداشت شدند و خاطرنشان کرد: آن زمان بود که مشخص شد بهائیان در این اغتشاشات نقش داشتند. بهائیان معتقدند که دین از سیاست جداست اما سؤال اینجاست که چرا در سال 88 در انتخابات و اغتشاشات شرکت کردند و این موضوع نشان میدهد دستور کار سال 88 به آنها دیکته شده بود.
این نجات یافته تشکیلات بهائیت با اشاره به بازداشت گروهی بهائی در بم کرمان گفت: آنها بدون مجوز اقدام به ایجاد مهد کودک کرده بودند که در آن کودکان را با جزوات بهائیت آموزش میدادند.
شجاعی در پاسخ به این سؤال که آیا در تشکیلات آزادی مذهبی وجود داشته تا افراد دین خودشان را خود انتخاب کنند، گفت: اگر آزادی را قبول داشتند به جداشدگان مرتد نمیگفتند. آنها در سن 15 سالگی افراد را برای انتخاب دین آزاد میگذارند، اما سؤال اینجاست که کدام نوجوان 15 ساله که والدینش بهایی هستند و در صورت انتخاب دین دیگر مرتد شده و جامعه بهائیت کنار گذاشته میشود از چنین کاری را انجام میدهد.
وی ادامه داد: آنها در این سن موضوعی به نام «جستجوی حقیقت» را عنوان میکنند که در واقع چیزی نیست جز تاکید بیشتر بر بهائیت.
این نجات یافته تشکیلات بهائیت با اشاره به اینکه بهائیان به افراد غیر بهائی غریبه میگویند که باید در معاشرت با آنها دقت کرد، خاطرنشان کرد: هیچ بهائی حق و جرات ندارد کتابهایی را در رد بهائیت بخواند.
شجاعی به جلسات اجباری درس اخلاق در تشکیلات بهائیت اشاره کرد که به طور هفتگی برگزار میشد و افزود: اگر دو یا سه جلسه در این جلسات شرکت نکنی، هیئت صیانت به در منزل شما آمده و تذکر میدهد.
مهدی جهانگیری یکی دیگر از نجات یافتگان این تشکیلات گفت: بهائیان افراد جدا شده را در پیش از انقلاب آزار و اذیت میکردند و امروز آنها را طرد میکنند تا تنبیه شوند.
وی خاطرنشان کرد: با تلاشهای این تشکیلات بود که ایران در سازمان ملل به عنوان زیر پا گذارنده حقوق بشر محکوم شد تا فشار جامعه جهانی علیه کشورمان زیاد شود.
این نجات یافته تشکیلات بهائیت، این تشکیلات را زاده صهیونیسم خواند که تلاش میکند مردم را نسبت به دین خود بدبین کند و با بزرگنمایی اختلافات موجود بین بهائیان و مسلمانان در مجامع بینالمللی با مظلوم نمایی به اقامه دعوی بپردازند.
![]()
اولین پرونده حقوق بشری علیه ایران از سوی بهائیان باز شد
سیدکاظم موسوی کارشناس فرقههای انحرافی نیز در این خصوص گفت: پس از تسخیر لانه جاسوسی مشخص شد که بهائیان اولین پرونده حقوق بشری ایران را 12 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مجامع جهانی گشودند.
فخری داوری یکی دیگر از نجات یافتگان فرقه بهائیت در پاسخ به سؤالی در خصوص تفاوتهای یک زن مسلمان و بهائی گفت: زن مسلمان اخلاق پسندیده بانو فاطمه زهرا را دارد و سعی میکند فرزندان خوب به جامعه تحویل دهد، اما بهائیت هیچ کدام از موارد را ندارد و تنها شعار میدهد. نهایت تعلیم و تربیت آنها تربیت دختران و پسرانی فاسد است.
الگوی زنان بهائی، زنان را به چند شوهری تشویق میکرد
مهناز رئوفی در این خصوص گفت: مقام زن در بهائیت و اسلام متفاوت است. در بهائیت الگوی ما «زرین تاج» بود که بهاء آن را قرةالعین و قاهره مینامیدند. این خانم در قلعه شیخ طبری در جمع مردان با لباس حریر ظاهر شده و کشف حجاب کرد.
وی ادامه داد: این زن که الگوی زنان بهائی میباشد، اعلام کرد که زنان میتوانند به هر تعداد که میخواهند شوهر داشته باشند و زن اگر از همسرش صاحب فرزندی نشد میتواند از مردان دیگر باردار شود.
این نجات یافته تشکیلات فرقه بهائیت با بیان اینکه در تعالیم مرزی برای حجاب نیست، گفت: به عنوان نمونه فردی به عنوان الگوی ما معرفی کردند که شناگر بینالمللی بود و در رسانهها با لباس مخصوص شنا ظاهر میشد.
سیدکاظم موسوی در ادامه این مراسم در خصوص منابع مالی این تشکیلات گفت: این جریان از فضای باز اقتصادی کشور بهره برده و در حال حاضر به مالاندوزی مشغول است. آنها پولشویی، فرار مالیاتی و رشوه را در دستور کار دارند.
وی خاطرنشان کرد: افراد این تشکیلات در سال 1362 به جرم احتکار کالا در دوران جنگ محکوم شدند و در سال 2006 نیز رسانههای هندی از جاسوسی آنها در این کشور پرده برداشتند.
این کارشناس فرقههای انحرافی افزود: بهائیت در زمان انقلاب و در دوران جنگ زمینهای مردم را به قیمتهای نازل خریده و بعد در آن روستاها و شهرهای کوچک ادعاهایی را مطرح کردند و همچنین به احتکار کالا در دوران سخت اقتصادی مشغول بودند.
حسن جهانگیری یکی دیگر از نجات یافتگان این تشکیلات در پاسخ به این سؤال با بیان اینکه بهائیان در برخی صنایع و برندها مانند کمپانیهای آلمانی و نیز تمامی شرکتهای عینکسازی انحصار واردات را دارند، افزود: من عینک فروش بودم و زمانی که مسلمان شدم با فشار زیاد از سوی تشکیلات روبرو شدم که دیگر نتوانستم به فعالیت اقتصادی خود ادامه دهم.
مهناز رئوفی در پاسخ به این سؤال گفت بهائیان از نظر مالی وضعیت خوبی دارند و از نظر صنفی هیچ مشکلی ندارند. زمانی که مشکلی برایشان پیش میآید به این دلیل است که فعالیتهایی را علیه جمهوری اسلامی دارند و طبیعتا هر حکومتی فعالیت علیه خود را نمیپذیرند.
بهائیان در جنگ تحمیلی شرکت نکردند
ایمان شجاعی یکی دیگر از جداشدگان بهائیت در خصوص رویکرد این تشکیلات نسبت به میهنپرستی گفت: بهائیت قانونی دارد که نباید هیچ بهائی اسلحه دست بگیرد و بر همین اساس آنها در زمان جنگ ایران و عراق شرکت نکردند اما در دوران جنگ آمریکا علیه عراق و افغانستان جزو سربازان آمریکایی بودند که این جای سؤال است.
وی یادآور شد که نیمی از جمعیت بهائیان در زمان جنگ از کشور فرار کردند.
سیدکاظم موسوی در ادامه این مراسم در پاسخ به سؤالی در خصوص حق تحصیل بهائیان گفت: تشکیلات بهائیت در ایران غیرقانونی است و هر فعالیت تبلیغی آنها ممنوع میباشد. تا زمانی که بهائیان دست به تبلیغ نزدهاند میتوانند از امتیازات شهروندی استفاده کنند. در شناسنامه کسی قید دین ذکر نشده و بر همین اساس آنها میتوانند به فعالیت اجتماعی خود ادامه دهند.
وی در پاسخ به این سؤال در خصوص نگاه تشکیلات بهائیت به امام عصر نیز گفت: سید علی محمد باب ابتدا ادعای نیابت و پس از آن ادعای امام عصر بودن را داشت اما بهاء این ادعا را به طور صریح اعلام نکرد.
انتهای پیام/خ
با سپری شدن 5 روز از اعلام نتیجه نهایی انتخابات ریاستجمهوری و پیروزی حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی، دبیرکل و رئیسشورای مرکزی مجمع روحانیون دراینباره سکوت کرده و حاضر نیستند پیام تبریک خطاب به رئیسجمهور منتخب صادر کنند.
به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه کیهان امروز چهارشنبه 29/03/92 نوشت:
با سپری شدن 5 روز از اعلام نتیجه نهایی انتخابات ریاستجمهوری و پیروزی حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی، دبیرکل و رئیسشورای مرکزی مجمع روحانیون دراینباره سکوت کرده و حاضر نیستند پیام تبریک خطاب به رئیسجمهور منتخب صادر کنند.
موسوی خوئینیها پیش از انتخابات علنا خواستار تحریم این جشن ملی شد و سکوت او طبیعی است اما خاتمی که از عارف حمایت میکرد، سرانجام مجبور شده بود به اعتبار آرای پایین نامزد اصلاحطلبان در نظرسنجیها و با توصیه مشاوران خود از روحانی اعلام حمایت کند.
با این حال اکنون که 5 روز از اعلام نتیجه انتخابات میگذرد، محمد خاتمی حاضر نشده پیروزی حسن روحانی را به وی تبریک بگوید. این در حالی است که همه رقبای انتخاباتی روحانی، پیروزی وی در انتخابات و جلب اعتماد اکثریت مردم را تبریک گفتند. آقای روحانی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود تصریح کرد که روحانی رئیسجمهور همه ملت است و نه گروهها و اشخاص خاص.
خاتمی دیروز در پیامی درگذشت جلیل شهناز از اساتید موسیقی را تسلیت گفت.
شایان ذکر است رجب مزروعی عضو خارجنشین حزب مشارکت پیش از انتخابات در مصاحبه با رادیو فردا گفته بود: اگر روحانی شکست بخورد، مصیبتی برای اصلاحطلبان نیست چرا که آنها نیروی اجتماعی خود را دارند.
انتخابات
92 با همان شوراي نگهبان و همان مجري انتخابات سال 88 برگزار شد/
زمستان فتنه 88
گذشت اما روسياهي به زغال ماند ![]()

در این زمینه «محمدرضا-ی» همکار فراری نشریات زنجیرهای به صدای آمریکا گفت: روحانی اصلاحطلب نیست و هیچ اصراری هم ندارد که خودش را اصلاحطلب بنامد. این در حالی است که آقای عارف خودش را اصلاحطلب میدانست. اما چون در نظرسنجیها حتی نظرسنجیهای اصلاحطلبانه او دارای رای بالایی نبود، اصلاحطلبان از روحانی حمایت کردند.
مرتضی -ک از همکاران متواری گروهک ملی-مذهبی نیز که در پاریس اقامت دارد به یک رسانه اپوزیسیون (رادیو کوچه) گفت: آقای خامنهای ترجیح داده بود از رقابتهای انتخاباتی دور باشد. آقای روحانی نماینده ایشان در شورای عالی امنیت ملی است به ویژه این که روحانی از معتمدین نظام بوده و بخشی از جریان راست هم او را بر دیگر رقبا ترجیح میدهند.
وی در مصاحبه با رادیو فردا نیز تصریح کرد: حسن روحانی به اصلاحطلبی شهره نیست هر چند هاشمی و کارگزاران و خاتمی از او حمایت کردهاند. او مورد اعتماد رهبری بوده است.
از سوی دیگر علیرضا نوریزاده به شبکه الجزیره گفت: حسن روحانی به هیچوجه اصلاحطلب نبوده و نیست و نماینده رهبری و نزدیک به رهبر و همواره میانهرو بوده است.
اصلاحطلبان که حامی عارف بودند، در نظرسنجیها دریافتند که عارف حداکثر 10 درصد آرا را کسب میکند.
نوریزاده گفت: از نظر رهبری این انتخابات یک همهپرسی برای نظام ایران بود، زیرا میخواهد بگوید جمهوری اسلامی وجهه مردمی دارد. نظام زیرکی به خرج داد و انتخابات شوراهای شهر را با انتخابات ریاستجمهوری همزمان کرد.(!) مسئولان نظام هر رایدهنده را که پای صندوقها رفت نماد وجهه قانونی و مردمی نظام تلقی میکنند.
به گزارش دانا، گفتنی است رجب مزروعی عضو متواری فراکسیون مشارکت در مجلس ششم در مصاحبه با رادیو فردا در شب انتخابات گفته بود: روحانی رای بالایی دارد اما اگر هم شکست بخورد، این مصیبتی برای اصلاحطلبان نیست چرا که آنها نیروی اجتماعی خود را دارند و آن بخشی هم که شرکت نکردند، جنبش سبز را میسازند. بنابراین شکست روحانی شکست و مصیبتی برای اصلاحطلبان نخواهد بود.
وحیدیامین پور در صفحه گوگل پلاس خود نوشت:
ما هم خوشحالیم که زیر سایه ی ولایت طعم پیروزی را می چشید
عده ای مدعی شده اند که در زمان شروع رأی گیری و بعد از آن اجازه حضور نمایندگان بعضی از کاندید ها در حوزه های رأی گیری وجود نداشته
12:15 معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران و مصطفی کواکبیان دبیر کل حزب اصلاحطلب مردمسالاری در حسینیه ارشاد در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران شرکت کردند. کواکبیان در پاسخ به سوال خبرنگاران گفت: من بعد از عدم احراز صلاحیتم زیاد صحبت نکردم. اجازه دهید انتخابات برگزار شود بعدا در خدمتتان خواهم بود.
ابتکار نیز گفت: از عدم حضور نماینده کاندیداها بر سر صندوقهای رای نگرانم و امیدوارم نمایندگان کاندیداها بتواند بر سر صندوقهای رای حضور داشته باشند.
13:17 صولت مرتضوی دبیر ستاد انتخابات وزارت کشور در جمع خبرنگاران در پاسخ به این سوال که گفته میشود نمایندگان آقای روحانی نمیتوانند در مراکز شعب اخذ رای حضور پیدا کنند، گفت: این کذب محض است و امکان ندارد که کسی کارت داشته باشد، اما امکان حضورش در شعب اخذ رای وجود نداشته باشد.
عیسی فرهادی فرماندارتهران در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی فارس با اشاره به اینکه برخی از سایتها خبری منتشر کردهاند مبنی بر اینکه کارتهای ناظران آقای جلیلی روز گذشته تا ساعت یک صادر شده است ولی کارت های ناظران آقای روحانی در ستادها تا این لحظه صادر نشده است، گفت: این موضوع درست نیست و به شدت این خبر را تکذیب می کنیم.
وی ادامه داد: ما حتی فراتر از قانون نیز با آنها همکاری کرده ایم ولی باز هم اخبار دروغ منتشر می کنند.
فرماندار تهران دوباره تأکید کرد که خبر منتشره مبنی بر اینکه کارت های ناظران ستادهای انتخاباتی روحانی تا این لحظه داده نشده است، دروغ محض است.
وحید یامین پور
اولاً: هرچند فاصله ی بسیار نزدیک کاندیداها اعتبار نظرسنجی ها را زیر سوال می برد ولی روشن است که انتخابات دو مرحله ایست و هیچ کاندیدایی به هیچ وجه نخواهد توانست بیش از نیمی از آراء را کسب کند. بنابراین رای بیشتر قالیباف برای کسانیکه به اصلح بودن اوقائل نیستند وجه شرعی ندارد و برای اوفایده ای هم ندارد.علاوه براین مفهوم صالح مقبول اینبار کاربرد دقیقی ندارد. هیچ برآورد دقیق و تحلیل واقع بینانه ای نشان نمی دهد که قالیباف صالح مقبول است. تکثر آراء و گرایش آراء به نسخه های اصیل گفتمانی این کاربرد را بی وجه کرده است.
ثانیاً: چرا عده ای رفتن روحانی را به دوردوم مفروض گرفته اند؟ این روشن است که رأی روحانی رشد کرده ولی حتی در نظرسنجی هایی که نشان می دهد روحانی دوم است، فاصله ی او با جلیلی آنقدر نیست که موفقیت او را مفروض بگیریم(در آمار و نظرسنجی اساساً تا 5 درصد احتمال خطا وجود دارد و فاصله این کاندیداها کمتر از 5 درصد است). برخی تصور میکنند با انصراف دکتر عارف، همه ی آراء او که در عموم نظرسنجی ها حدود 4 تا 6 درصد بوده، به سبد دکتر روحانی ریخته می شود؛ این تحلیل اشتباهی است.
روحانی هنوز برای بسیاری از اصلاح طلبان چهره ای متعلق به راست سنتی با سابقه ای ضد اصلاحات است. هنوز تعابیر و رفتارهای تند دبیرشورای عالی امنیت ملی در برخورد با فتنه ی کوی دانشگاه و آشوبگر خواندن معترضان و دستگیری و بازجویی از آنها از خاطر اصلاح طلبان نرفته است. بنابراین احتمالا بخش زیادی از طرفداران عارف با انصراف او کلا از شرکت در انتخابات منصرف خواهند شد. طبعاً شادی اصلاح طلبان رادیکال از پیروزی یکی از اعضای جامعه روحانیت برای دانشجویان علوم سیاسی مضحک خواهد بود.اما بخش دیگری از رأی غیرسیاسی عارف هم ترجیحاً به سبد ولایتی ریخته خواهد شد. طبقه ی متوسط با گرایش دانشگاهی، طبعاً از سوابق میلیتاریستی کسانی چون روحانی، رضایی و قالیباف واهمه دارد. حتی تکرار جمله ی «من سرهنگ نیستم» روحانی این اطمینان را ایجاد نخواهد کرد. او در سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی اتفاقاً نشان داده که ذاتاً گرایش های میلیتاریستی دارد.
ثالثاً: باید تلاش کنیم دوقطبی
جلیلی-قالیباف گزینه های دور دوم انتخابات باشند نه دوقطبی پرهزینه ی
روحانی-قالیباف؛ بنابراین اتفاقاً رأی دادن به جلیلی با این شرایط ضرورت بیشتری
دارد. سبد رأی قالیباف با روحانی اشتراکاتی دارد و همانطور که با ثبت نام هاشمی بخش
زیادی از آراء قالیباف جابجا شد و حتی برخی اعضای ستاد او هم نقل مکان کردند، در
دور دوم هم به احتمال زیاد آراء معیشتی و غیر گفتمانی قالیباف تمایل بیشتری به
گزینه ی اوریجینال معیشت گرایان یعنی روحانی پیدا خواهند کرد. پس *دوقطبی
قالیباف-روحانی ممکن است به سرانجام دوگانه ی ناطق نوری-خاتمی منتهی شود*. صرف نظر
از اینکه زمزمه هایی به گوش میرسد تا عده ای بالاخره در روزهای سرنوشت ساز دور دوم
CD های رنگارنگی منتشر کنند تا قالیباف را رسماً از صلاحیت بیاندازند. نتیجه اینکه
تلاش حامیان قالیباف برای جلب رأی حامیان جلیلی نهایتاً بازی خطرناکی را هم برای
خود آنها و هم برای همه ی اصولگرایان رقم خواهد زد؛ به عبارت دیگر رأی دادن به
قالیباف بجای جلیلی به معنای قطعی شدن رفتن روحانی به دور دوم است و این اتفاق
بسیار پرهزینه ایست.
فیلمی که در لینک زیر است نمونه کوچکی از
تفاوت دیدگاه های کاندیدا های انتخابات ریاست
جمهوری رو نشون میده ; تفاوت گفتمان ; تفاوت نگاه ; و...
صفحه سایت فارس
لینک دانلود مستقیم فیلم
کلیپ «دشمن را از دور باید دید» با بهرهگیری از فرمایشات رهبر
معظم انقلاب و صحبتهای حجتالاسلام پناهیان، فضای روزهای انتخاباتی کشور و در
حاشیه رفتن برخی وقایع را تشریح میکند.
به گزارش رجانیوز، حمید داوودآبادی فعال فرهنگی و نویسنده دفاع مقدس در وبلاگ «خاطرات جبهه» نوشت: «به لطف و عنایت پروردگار، با افتخار تمام در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری شرکت می کنم و با کمال آگاهی و علاقه، رای خود را به نام برادر عزیز و جانباز و ساده زیست و مومن دکتر "سعید جلیلی" خواهم داد.»
در مستند تبلیغاتی آقای روحانی از کسانی یاد شد که در زمان جنگ اول خلیج فارس، خواستار ورود ایران به جنگ علیه آمریکا در حمایت از صدام شدند. این افراد و جریان سیاسی آنها اکنون از کدام کاندیدا حمایت میکنند؟![]()
برای پاسخ به سوال بالا به ادامه مطلب مراجعه کنید
جلیلی در جمع مردم تبریزبه گزارش ستاد مردمی حیات طیبه، به نقل از خبرگزاری فارس، دکتر جلیلی شنبه شب در جمع مردم تبریز در سالن پورشریفی اظهار کرد: بعد از فتنه و انحراف، امروز خطر جریان دیگری ما را تهدید میکند، خطر جریان تردید است.
وی با بیان اینکه جریان تردید میخواهد نقاط قوت ما را نقاط ضعف معرفی کند، افزود: این جریان میخواهد ما را از مقاومت در برابر دشمنان باز دارد.
جلیلی با بیان اینکه مردم ایران ۵۰ سال است با شعار اعتقادمحور خود در عرصه داخلی و خارجی حرکتی جدید را رقم زدهاند، گفت: از پنجاه سال پیش تاکنون دو خط قایل به ربوبیت الهی است و خط شیطان در ایران مقابل هم صف آرایی کردند.
وی با اشاره به تقابل دو خط معتقد به ربوبیت الهی و خط مبتنی بر تفکر شیطانی موئلفههای خط امام و گفتمان انقلاب اسلامی را ایمان و امید دانست.
جلیلی افزود: خط اسلام ناب و امام دو موئلفه داشت: عمیقا به وعدهها باور داشت و چون به این وعدهها باور داشت به آینده امیدوار بود.
جلیلی با بیان اینکه در برابر خط اسلام و ناب و امام، خط کفر با دو موئلفه تهدید و تردید قرار دارد، گفت: تقابل این دو جبهه واقعی و در همه عرصههاست.
وی با اشاره به ۵۰ سال تلاش در راستای رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی دوره دفاع مقدس را تلاش دشمن برای جلوگیری از تثبیت نظام جمهوری اسلامی دانست و گفت: تلاش دشمن برای ناامید کردم مردم از انقلاب با استفاده از تهدید و تحریم بوده و دشمن هرجا بیشتر فشار آورده، پیروزیهای بیشتری نصیب ملت شده است.
وی تصریح کرد: تجربه ۵۰ سال نشان داده است هرجا همه مردم اراده کردهاند، دشمن نتوانسته کشور را از پیشرفتهایش باز دارد.
جلیلی ادامه داد: دشمن خود متوجه شده است که تهدید و ترفندهای تبلیغاتی راه به جائی نمیبرد و امروز قصد دارد با ایجاد تردید در ادامه مسیر، ملت را از ادامه مسیر منصرف کنند.
نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ادامه داد: بعد از فتنه و انحراف، امروز خطر جریان دیگری ما را تهدید میکند که این خطر، خطر جریان تردید است.
وی افزود: این جریان میخواهد نقاط قوت ما را نقاط ضعف معرفی کند و ما را از مقاومت در برابر دشمنان باز دارد.
جلیلی گفت: این جریان به جای ارزیابی دقیق و صحیح از پیشرفتهای کشور با توسل به برخی کاستیها چنان وانمود میکند که کشور دچار هزینههای سنگین شده است که نه تنها پیشرفت نمیکند بلکه در حال پسروی است.
وی افزود: این بحث تردید بحث جدیدی نیست و باید با یک ارزیابی صحیح از مسیری که داریم و با توسل به یک ایمان واحد آن را کنار بزنیم.

یک منبع آگاه در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس گفت: به دلیل اظهارات ضد امنیتی و غیرقانونی حسن روحانی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری، شورای نگهبان تصمیم دارد تا صلاحیت این کاندیدا را در جلسه فردای خود مجددا مورد بحث و بررسی قرار دهد.
وی افزود: حمایت از سران فتنه در جلسات سخنرانی، افشای اطلاعات نظام و حرکات ضد امنیتی همچون همایش حامیان روحانی در جماران از جمله مواردی است که شورای نگهبان تصمیم دارد تا به این دلایل صلاحیت این کاندیدا را مجددا مورد بررسی قرار دهد.
این منبع آگاه تاکید کرد: همچنین حرکات خیابانی مانند همایش ورزشگاه شهید شیرودی از دیگر مواردی است که شورای نگهبان تصمیم گرفت تا صلاحیت این کاندیدا را مورد بررسی مجدد قرار دهد.
قبل از مناظره سیاسی
![]()
بعد از مناظره سیاسی
فيلم: بخشهای مهم سخنان دكتر جليلي در مناظره سیاسی
از پاسخ تمام کننده به عارف تا چالش با ولایتی؛
ایراد به برنامه قالیباف و طعنه به رضایی
آخرين مناظره كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري بيش از آنكه فضايي براي تبليغات باشد، عرصهاي براي تقابل دو نگاه انقلابي و ديپلماتيك به عالم سياست بود.
به گزارش رجانيوز، اين مناظره توانست ديدگاههاي مخفي نامزدها كه با ملاحظات خاص در هاله چهره سياسي و ديپلماتيك مستور مانده بود را بهتر به نمایش بگذارد.
با اين حال آنچه كه در مناظره روز گذشته نمايان شد برتري نگاه انقلابي به عرصه سياست بود.
رجانيوز فيلم بخش های مهم سخنان دکتر جلیلی در این مناظره را منتشر ميكند.
![]()
انتقادات جلیلی از اظهارات محمدباقر قالیباف، روحانی و محمدرضا عارف
نقد دکتر جلیلی به دیپلماسی حسن روحانی در مذاکرات هستهای
موضع گیری دو پهلو محسن رضایی نسبت به روند مذاکرات هستهای و پاسخ دکتر جلیلی
دکتر جلیلی:بین حق و باطل راه رفتن معنی اش میانه روی و دوری از افراط و تفریط نیست
انتقاد مهم دکتر جلیلی به اظهارات دکتر عارف
دکتر جلیلی خطاب به عارف: آیا قبول دارید در فتنه سال 88 یک ظلم بزرگی علیه نظام صورت گرفت؟
دیدگاه متفاوت دکتر جلیلی نسبت به اظهارات دور از انتظار دکتر ولایتی
پاسخ صریح دکتر جلیلی به ادعای غیر مستدل دکتر ولایتی درباره مذاکرات آلماتی-2 و دیپلماسی فعال هسته ای در دفاع از حق مسلم ملت ایران
برای دیدن هر کدام از این رویدادها اینجا کلیک کنید
گزیده ای از برنامه های شبکه های وهابی که خود را سنّی معرفی
میکنند
آقاي روحاني! مگر در زمان شما فعاليتي هم ميشد كه شهيد هستهاي بدهيم؟!/
سخنان شما دل خانواده شهداء را خون كرد
پدر شهيد هستهاي مصطفي احمدي روشن گفت: آقاي روحاني با اين سخنان به دنبال فرافكني است و مي خواهد گناه خود را به گردن ديگران بيندازند.
![]()
همانگونه که رادمردان تاریخ، عظمتها و نیکیها را از یکدیگر اقتباس میکنند، تبهکاران نیز فتنه، فساد و پستیها را برای هم به ارث میگذارند. زمانی که ستمکارى و تبهکارى به بالاترین حدّ خود میرسد و دیگر کمترین امیدى براى انصراف آنان نمیماند، براى تکمیل نابکاریهاى خود ـ که ناشى از بىنهایتگرایى آدمى است ـ اقدام به تولید مثل و پیمان بستن با امثال خود مىکنند؛ زیرا هیچ ارزش و حقیقتى براى آنان مطرح نیست. از سوی دیگر، براى تقویت یا توجیه وضع خود، نیازمند یاران همساز و هممشرباند که این بدون بستن پیمانها و داد و ستدها، تملقگفتن و حتى فرهنگسازی تصنعى، امکان ندارد.
چکیده
«فتنه» در نهجالبلاغه به معنای «آزمایش الهی» است که یکى از ضرورتهاى محرک بشر برای پیشرفت و موجب تحریک احساس حقجویى و حقیابى مىباشد. این واژه به معنای «دورشدن جامعه از دین، و حاکمیت ارزشهای غیر الهی بر جامعه» نیز میآید؛ چنانکه از اوضاع حاکم بر عصر جاهلیت به عنوان فتنه یاد شده است؛ اما بیشترین مطالب نهجالبلاغه درباره فتنه، مربوط به رویدادهایی است که جنبه آشوب دارد و توسط هواپرستان و بدعتگذاران در دین با آمیختن حق و باطل پدیدار میشود.
امام علی(ع) شکل گرفتن فتنه را پنهانی، و رشد آن را سریع میداند. ضمن تبیین ماهیت فتنه و آشکار ساختن ابعاد مختلف آن، داشتن بصیرت، وانهادن عداوت و نفرت از یکدیگر، ترک فخرفروشی، پرهیز از اقدام نابههنگام، حفظ هشیاری و با احتیاط قدم برداشتن، پرهیز از مستىهاى نعمت، پیروی از رهبری صالح، و راستگویی رهبران با مردم را از عوامل مصون ماندن جامعهها از آفتهای فتنهها معرفی میکند.
واژگان کلیدی: فتنه، حق، باطل، هوای نفس، غوغاسالاری، بصیرت.
هاشمی رفسنجانی در یک قدمی رد صلاحیت
به نقل از ۵۹۸:الف: شنیده ها حاکی از آن است که اکثریت اعضای شورای نگهبان معتقدند که هاشمی صلاحیت حضور در این دوره از انتخابات را ندارد. این خبر البته هنوز بصورت رسمی تائید نشده است. کدخدائی اعلام کرده بود که تا آخر اردیبهشت تکلیف رقبا مشخص می شود و وزارت کشور تصمیم شورای نگهبان را اعلام می کند.
![]()
![]()
![]()